جعفر بخشی بی نیاز نویسنده وعضو شورای سردبیری با درج یادداشتی در اقتصاددان نوشت : آنچه امروز در رابطه میان حاکمیت و بدنه جامعه ایران مشاهده میشود فراتر از یک اختلاف نظر سیاسی یا یک نارضایتی اقتصادی موقت است. این یک بحران وجودی در حوزه مشروعیت است. اگر چه مفاهیم رسمی بر پایه دلسوزی ؛ سرپرستی و حمایت از تودههای مردم بنا شده اما تجربه زیسته شهروندان در سالهای اخیر در ایران روایتی کاملاً متفاوت را ترسیم کرده است. جایی که انتظار مهربانی به معنای حداقل احترام به کرامت انسانی پاسخگویی و تأمین امنیت جانی و مالی بوده با دیواری از بی تفاوتی ؛ بد عهدی و در مقاطعی با خشونت های بسیار سنگین روبرو بوده است. این گسست عظیم بین گفتمان رسمی و واقعیت عینی ؛ بنیادهای اعتماد را تخریب کرده و جامعه را به سمت یک احساس عمومی از آزار سیستماتیک سوق داده است.
برای درک این بی مهری ریشه دار و قهر با مردم باید فراتر از حوادث روزمره نگریست و به ساختار اصلی پرداخت. ساختار قدرت در ایران بر پایههای ایدئولوژیک خاصی استوار است که ذاتاً بر نفی برخی از مهم ترین مؤلفههای جهان بنا شده. این ایدئولوژی مردم را نه به عنوان شهروندان دارای حقوق برابر بلکه غالباً به مثابه مأموران یا وابستگان یک پروژه تعریف میکند. هنگامی که مطالبات مردم در تضاد مستقیم با اصول بنیادین ساختار قرار میگیرد ؛ ساختار به جای تعدیل خود به سمت حذف یا سرکوب آن مطالبات متمایل میشود. این مکانیسم دفاعی به صورت خودکار هر گونه اقدام مهربانانه را نفی کرده و در عوض رویکردی مبتنی بر مدیریت تهدید را جایگزین میکند. در این سیستم امنیت بقای ساختار همواره بر تأمین رفاه و آرامش شهروندان اولویت داشته است. هر بحران داخلی یا خارجی چه به دلیل سوء مدیریت داخلی باشد و چه ناشی از فشارهای خارجی در نهایت با یک پاسخ امنیتی و ایدئولوژیکی روبرو میشود.
این رویکرد در عمل این پیام را به مردم میرساند که حاکمیت خود را بیشتر مدیون حفظ بقای خود میداند تا پاسخگویی به مردمی که قرار است خادم آنها باشد. این اولویت بندی به طور مستقیم به شکل گیری فقرِ نهادینه ؛ فساد گسترده و در نهایت انباشت خشم تبدیل میشود. در سالهای اخیر به جای تعدیل سیاستها خصوصا پس از وقوع اعتراضات گسترده در دی ماه ما شاهد تشدید رفتارهای محدود کننده و تنبیهی با مردم بودهایم. این رفتارها که اغلب با پوششهای قانونی یا امنیتی توجیه میشوند در نگاه مردم معنای آزار عامدانه را می دهد. زمانی که ساختار به جای اعتماد سازی از طریق ایجاد ترس یا اعمال هزینههای سنگین اجتماعی و اقتصادی مانند فیلترینگ مداوم ؛ برخورد با سبک زندگی ؛ یا نادیده گرفتن مطالبات معیشتی ؛ سعی در کنترل جامعه داشته باشد نتیجه محتوم آن تبدیل نارضایتی به تنفر عمیق و قطع امید از هر گونه اصلاح پذیری خواهد بود.
مخاطب گرامی، ارسال نظر پیشنهاد و انتقاد نسبت به خبر فوق در بخش ثبت دیدگاه، موجب امتنان است.
ع