مساله گرانیها، چه در ماه رمضان و چه در روزهای دیگر سال مشخصا موضوع جدیدی نیست و در توصیف آن نباید منتظر افشاگری عجیب و غریبی بود بلکه دلایل این وضعیت برمیگردد به همان اقدام حذف ارز ترجیحی و اثری که بر بازارها گذاشت؛ موضوعی که از هر منظر به آن نگاه کنیم واقعا مفصل است!
چنانچه تبعات آن به زولبیا و بامیه هم رسیده است. پسلرزه حذف ارز ترجیحی ظاهرا روی چند کالای اساسی اعمال شد و دولت هم بر همان اساس با معرفی کالابرگ یکمیلیونتومانی نوعی منت بر سر مردم گذاشت! در این میان سوال اساسی که پیش میآید این است که آیا واقعا همه هزینههایی که تبعات حذف ارز ترجیحی ایجاد کرده، با این یکمیلیون تومان پوشش داده میشود؟
آلبرت بغزیان عضو شورای سردبیری اقتصاددان در مصاحبه با جهانصنعت گفت : در ابتدا گفته میشد که این مبلغ فقط افزایش قیمت همان چند قلم کالا را جبران میکند که در عمل حتی به پوشش چند قلم هم نرسید. در همین یکی،دو ماه چندین بار افزایش قیمت لبنیات، برنج و اقلام مشابه به سفره مردم تحمیل شده است. این موضوع عملا به یک معناست: تازه اول راه است. در چنین شرایطی میبینیم که حتی خریدهای قبلی هم با کالابرگ جبران نشده و اثر آن به سایر کالاها هم کشیده شده است. در چنین وضعی صاحبخانه میگوید چرا باید اجاره را پایین نگه دارم وقتی هزینههایم بالا رفته. پس آن را از جیب مستاجر میگیرد. کارمند در محل کار دچار کمکاری میشود و این موضوع اثر خود را بر تولید میگذارد. شب یلدا هم وضعیت مشابه اکنون رخ داد. قیمتها رها شده بود و سفره یلدا هم از گرانیها در امان نماند. در حالی که در سالهای گذشته مخصوصا در ایام ماه رمضان، معمولا اوایل یک نرخ مشخص اعلام میشد تا همه بتوانند استفاده کنند. حالا هیچ سروصدایی نیست. سوال مردم این است که چه چیزی تغییر کرده است؟ آیا قیمت روغن یا تخممرغ یا دستمزد کارگر با چنین شدتی افزایش پیدا کرده است؟ پاسخ این است که نه با این شدت نبوده بنابراین برداشت عمومی این بوده که بازار رها شده و دولت ظاهرا با سکوت خود افزایش قیمتها را تایید کرده است.
اکنون در هر صنف و هر گوشه بازار افزایش قیمت دیده میشود. اینطور نیست که امروز نرخ دلار ثابت مانده یا فاصله نرخ آزاد و دولتی کم شده، اینها چه تاثیری بر سفره مردم داشته است؟ ارزان یا گران شدن طلا هم سفره مردم را تغییر نمیدهد. واقعیت این است که سفره مردم دائما در حال کوچکتر شدن بوده و هست.شواهد حاکی یک امر است: تازه در ابتدای تبعات هستیم. هنوز در برخی حوزهها مثل پوشاک بهدلیل رکود بازار، افزایش شدید دیده نمیشود اما هرچه شب عید نزدیکتر شود،در نرخ قالیشویی، سفرهای زیارتی و کرایهها رشد قابلتوجهی رخ خواهد داد. در چنین فضایی مردم حتی ممکن است بگویند بنزین ۵هزار تومانی هم نسبت به سایر کالاها ارزان است!
ریشه اصلی موضوع دو بخش دارد: اول، شروع ماجرا با حذف ارز ترجیحی بدون توجه کافی به جبران واقعی رفاه مردم و دوم، رها شدن قیمتها در بازار که دیگر دولت را نمیتوان از آن تبرئه کرد.
این افزایشها باید سقف منطقی داشته باشد. آیا واقعا همه این کالاها چنین افزایش هزینهای داشتهاند که این رشد قیمت توجیه شود؟ تا زمانی که درباره ارز ترجیحی بازنگری جدی صورت نگیرد و از طرف دیگر نظارت موثر بر قیمتها برقرار نشود، ما هر روز شاهد کوچکتر شدن سفره مردم خواهیم بود. گاهی گفته میشود که قرار است هر سه ماه یکبار تعدیل انجام شود اما قیمتها سه ماه صبر نمیکنند. این موضوع اکنون به یک مسوولیت جدی برای دولت تبدیل شده است؛ دولتی که قرار بود با این مدیریت، هزینه یارانهها را کاهش دهد اما حالا دوباره با تغییرات کالابرگ و مسائل مشابه درگیر شده است.
مخاطب گرامی، ارسال نظر پیشنهاد و انتقاد نسبت به خبر فوق در بخش ثبت دیدگاه، موجب امتنان است.
ع