دکتر سید جواد حسینی با درج یادداشتی در زمینه برای طرح و تامین مطالبات مردم ایران با هزینه کم در اقتصاددان نوشت : در شرایط اجتماعی ناترازی بسر میبریم. ناکارآمدی حاکمیت و عدم توجه به نظرات مردم از یک سو، دخالت و چشم طمع خارجی از سوی دیگر و نبود نهادهای اجتماعی قدرتمند برای طرح و اخذ مطالبات مردم از حاکمیت و ایجاد تغییرات اجتماعی از دگر سو یک تهدید ترکیبی آسیبرسان و خطرناک را بهوجود آورده است که موجودیت ایران، فرهنگ و تمدن تاریخی آن و هویت ملت نجیب، صبور و متمدن ایران را در معرض فرسودگی، خستگی، ناامیدی و بیتفاوتی قرار داده است .
نتیجه این ترکیب خطرناک، انباشت مطالبات و فشارهای درونی و بیرونی فراوانی است که هر از چند گاهی بهصورت حرکتهای اعتراضی فاقد رهبری و نماینده شناسنامهدار، نامنسجم و بدون هدفهای مشخص در کف خیابان نمایان میشود و به همین دلایل هم گهگاه مورد سوءاستفاده و مصادره این حرکتهای اعتراضی توسط جریانات نامرتبط داخلی و خارجی قرار میگیرد.
ناکارآمدی حاکمیت در مدیریت این اعتراضات و عدم توانایی حاکمیت در تشخیص اعتراض و به رسمیت شناختن آن و تفکیک اغتشاش و برخورد با آن موجب برخورد خشن حاکمیت با کل موضوع شده و هزینههای بسیار سنگین جانی، مالی و حیثیتی را به مردم، اجتماع و حتی خود حاکمیت تحمیل میکند.
ادامه این چرخه معیوب به انباشت مشکلات و مطالبات مردم، ریزش مشروعیت حاکمیت، عمیق شدن شکاف بین مردم و حاکمیت و تندتر شدن روشهای طرح مطالبات و اعتراضات از سوی مردم و خشنتر شدن پاسخ حاکمیت به این مطالبات و اعتراضات و در این بین ایجاد احساس نیاز و چراغ سبز نشان دادن به دخالت قدرتهای خارجی برای مقابله با حاکمیت منجر شده است .
نبود نهادهای اجتماعی توانمند و نمایندگان اجتماعی روشمند و سازمانمدار برای هدایت اعتراضات و تمرکز آنها بر اخذ مطالبات مردم، حلقه مفقوده ایجاد این چرخه معیوب است. اگر این نهادهای اجتماعی اجرای این مطالبات را رهبری میکردند تاکنون نهتنها شاهد انباشت مطالبات و مشکلات ناشی از عدم پاسخ مناسب نبودیم؛ بلکه شکاف بین حاکمیت و مردم هم تا به این اندازه عمیق نشده بود و فرصتهای گفتگوی موثر اینقدر محدود نشده بود .
متاسفانه ریشه عدم شکلگیری این نهادهای اجتماعی در درجه اول به فقر دانش سازمانی در بین کنشگران اجتماعی و در درجه دوم به دلیل نگاه تنگظرانه و نبود سازمان حکمرانی در حاکمیت برمیگردد. که ریشه هر دو عقب ماندگی جامعه ایران از ورود به عصر سازمانی است .
برای برون رفت از این موضوع چارهای جز استفاده از ابزارهای سازمانی وجود ندارد. کنشگری فردی، ناکارآمدی و ضعف خود را در طی سالیان گذشته نشان داده است و از طرف دیگر به دلیل فساد گسترده در ساختار حاکمیت، احتمال اصلاح از بالا در درون حاکمیت بسیار کم است و تنها راه چاره تغییر روشهای اصلاحگرایانه کنشگران اجتماعی از روشهای غیرموثر و پرهزینه کنونی به روشهای موثر و کم هزینه سازمانی است .
خوشبختانه شکلگیری نسل جدید که هم مطالبات شفاف و مشخص و غیر آرمانگرایانهای دارند و هم با فناوریهای روز و استفاده از آنها آشنایی کاملی را دارند شرایط را برای شکلگیری این سازمانها در ایران فراهم ساخته است .
سازمانهایی که میتوانند مطالبات مردم و مصالح جامعه را با هزینه بسیار کم برای مردم و با اثربخشی بسیار بالا فراهم کنند، امروزه به نام سازمانهای اجتماعی نامیده میشوند. این سازمانها با بهرهمندی از فناوری سازمانهای نسل پنجم (سازمانهای پلتفرمی) نیاز به متولی و کنشگران ارشد نداشته و با ترکیب و جهتدهی نظرات کلیه افراد اجتماع و تمرکز آن بر مطالبات مطلوب و ممکن و اثربخش با کمک هوش مصنوعی و الگوریتمهای پویا، نقش رهبری حرکتهای اجتماعی را ایفا میکنند، این سازمانها برای دفاع از حقوق مردم در برابر سوءاستفاده حکومتها و شرکتهای اقتصادی بزرگ از مردم و تخریب سرمایههای اجتماعی و زیستمحیطی شکل گرفتهاند و به سرعت در دنیا در حال رشد هستند .
ما در تلاشیم که با ایجاد یک سازمان اجتماعی در کشور ایران بتوانیم وظیفه خود را در این مورد انجام دهیم. به این منظور از دوستان علاقهمند به این نوع کنشگری اجتماعی و بهویژه متخصصان علوم انسانی و جامعه شناسی، فناوری اطلاعات و هوش مصنوعی دعوت میکنیم آمادگی خود را برای همکاری در شکلدهی اولین سازمان سکویی اجتماعی ایرانیان اعلام بفرمایند .
مخاطب گرامی، ارسال نظر پیشنهاد و انتقاد نسبت به خبر فوق در بخش ثبت دیدگاه، موجب امتنان است.
ع