جعفر بخشی بی نیاز نویسنده و عضو شورای سردبیری با درج یادداشتی در اقتصاددان نوشت : روزهایی را سپری میکنیم که هر صبح با سنگینی یک بار نامرئی آغاز میشود. برای مردم ایران این روزها دیگر دشوار نیستند. که مردم به مرز غیر قابل تحمل رسیدهاند. یا بهتر است بگوییم به خط پایان. از نان شب گرفته تا آرزوهای کوچک فرزندان همه زیر آوار فشاری عظیم مدفون شدهاند که هر روز بر شانههای فرد به فرد ساکنان این سرزمین سنگینی میکند. این دشواریها فقط اعداد و ارقامی در گزارشهای اقتصادی نیستند. آنها طعم تلخ سفرههای خالی ؛ صدای آه مادران نگران و داغدار و سکوت معنادار جوانانی هستند که آینده را از دست داده اند و هیچ امیدی به فردا ندارند. این رنج یک پدیده طبیعی نیست که بتوان آن را به گردن شرایط جهانی انداخت. این یک وضعیت ساخته شده از سیاست و بی تدبیری مدیران و مسئولان ایران است. محصول تصمیماتی که بدون دریافت موقعیت و شرائط سخت زندگی مردم گرفته شد و سیاست هایی که بارش روی دوش مردم افتاد.
مردمی که هر روز سفره هایشان کوچک و کوچک تر شد و به چشم دیدند که قیمتها با سرعتی نجومی چنان بر زندگی آنان تاختند که دمار از روزگارشان درآوردند. هر فرد در این میان قهرمانِ خاموش یک نبرد روزمره شد. نبردی که هدفش صرفاً زنده ماندن بود نه زندگی کردن. اما دردناک ترین بخش ماجرا فقدان یک صدا بود. آن جا که وقتی سختیها به مرز انفجار رسید و تنگنای اقتصادی و معیشت چنگ در گلوی مردم انداخت ؛ انتظار این بود که صدایی بلند شود. اعترافی صورت بگیرد و برنامهای برای جبران از سوی مسئولان و مدیران ارشد کشور ارائه شود. اما این گونه نشد. در عوض آنچه شنیدیم و دیدیم تکرار مکررات ؛ فرافکنی یا انکار واقعیت های سخت این زندگیِ جهنمیِ بود. گویی این سختیها بخشی از تقدیرِ محتوم شدهاند و هیچ کس حاضر نیست بگوید بله ما در مدیریت این مسیر ؛ اشتباه کردیم و حالا مسئولیت آن با ماست.
این بی مسئولیتی و عدم پاسخگویی شفاف به مردم گرفتار ؛ مانند سم مهلکی ست که نه تنها شرایط زندگی بلکه اعتماد عمومی را نیز در کشور از بین برده است. برای ما به عنوان کسانی که شاهد و راوی این دردهای زمخت و سنگین هستیم ؛ انکار این واقعیت بزرگترین خیانت به مردم است. مردم ایران نیازمند دیدن یک نشانه کوچک از پذیرش مسئولیت هستند. حالا از هر که می خواهد باشد. نشانی و نوری حتی کوچک که بگوید شاید مسیر سخت باشد ؛ اما ما تنها نیستیم و کسی بالاخره مسئولیت سختیهایی را که بر ما تحمیل شده به گردن میگیرد. وقتی این رخداد نیست و امیدها به مرز ناامیدی رسیده ناگزیریم تا آن زمان به فریاد زدن و ثبت این روزهای سخت و رنج آور ادامه دهیم تا مبادا این شکیباییِ غیر قابل تحمل و این دردهای مرد افکن و طاقت سوز در تاریخ این سرزمین به فراموشی سپرده شود.
مخاطب گرامی، ارسال نظر پیشنهاد و انتقاد نسبت به خبر فوق در بخش ثبت دیدگاه، موجب امتنان است.
ع