محمدرضا علوی عضو شورای سردبیری با درج یادداشتی در اقتصاددان نوشت : در سالهای اخیر، مسئله اعتراضات اجتماعی به یکی از چالشهای مهم در کشور تبدیل شده است. هرچند بسیاری از اعتراضات با مطالبات مشخص و ماهیت مسالمتآمیز آغاز میشوند، اما در برخی موارد، بهدلیل نبود سازوکارهای مؤثر گفتوگو و مدیریت، به سمت تنش و خشونت میروند و هزینههای اجتماعی و امنیتی قابل توجهی ایجاد میکنند.
تجربه نشان داده که نحوه مدیریت اعتراضات در اتفاقات بعدی نقش بسیار مهمی دارد. اگر معترض احساس کند صدایش شنیده میشود و امکان پیگیری مطالبهاش وجود دارد، احتمال کنار گذاشتن رفتارهای خشونتآمیز بیشتر میشود.
در مقابل، تخریب، خشونت و به خطر انداختن امنیت دیگران و حتی امنیت ملی معمولاً فقط به تشدید تنش و سوءاستفاده فرصتطلبان کمک میکند. مرور تجربههای موفق و ناموفق جهانی میتواند به شناسایی راهکارهای کمهزینهتر و پایدارتر کمک کند
تجربههای نسبتاً موفق گفتوگوی پیشگیرانه:
در کشورهایی مانند آلمان و سوئد، اصل بر برقراری ارتباط و گفتوگو با برگزارکنندگان پیش از تجمع است. این رویکرد به شفاف شدن انتظارات دو طرف کمک میکند و احتمال سوءتفاهم و درگیری را کاهش میدهد. نتیجه چنین سیاستی، برگزاری اعتراضات متعدد با سطح خشونت پایینتر بوده است.
تعریف فضاهای مشخص برای تجمعات
برخی کشورها با تعیین فضاهای مناسب و در معرض دید عمومی برای تجمعات، از بروز اصطکاکهای ناخواسته پیشگیری کردهاند. این سیاست در صورتی که با مشارکت مردم و احزاب و پرهیز از ایجاد حاشیه اجرا شود به افزایش پیشبینیپذیری، ایمنی و کاهش تنش کمک میکند.
الگوی «پلیس گفتوگو»؛ تجربه اسکاندیناوی:
نروژ، سوئد و دانمارک از پیشگامان مدیریت مسالمتآمیز اعتراضات هستند. رویکرد آنها بر مفهوم «پلیس گفتوگو» استوار است:
پیش از تظاهرات افسران ویژه، بدون ظاهر تهدیدآمیز، با برگزارکنندگان ارتباط برقرار میکنند، مسیرهای حرکت معترضان را هماهنگ کرده و انتظاراتشان از لیدرها یا معترضان را شفاف میکنند.
حین تظاهرات افسران نقش پل ارتباطی میان معترضان و پلیس را ایفا کرده و در صورت بروز تنش، فوراً وارد گفتوگو میشوند.
در صورت بروز خشونت، بهجای پراکندهسازی کل جمعیت، تنها افراد خشونتطلب شناسایی و با آنان برخورد میشود.
نتیجه این رویکرد آن است که با وجود برگزاری اعتراضات متعدد، تنها درصد بسیار اندکی به خشونت منجر میشود و این کشورها در شاخصهای بینالمللی آزادی تجمع همواره در رتبههای بالاتر قرار دارند.
همچنین در کانادا و بریتانیا تأکید ویژهای بر تفکیک میان معترضان مسالمتآمیز و افراد خشونتطلب وجود دارد. تجربه این کشورها نشان میدهد تعمیم رفتار اقلیت به کل جمعیت، یکی از عوامل اصلی تشدید بحران است؛ عاملی که تلاش شده از آن پرهیز شود.
تجربههای مسئلهدار و پرهزینه
در مقابل، برخی کشورها مانند فرانسه یا ترکیه در مقاطعی از برخوردهای سختگیرانه با معترضان استفاده کردهاند. این شیوهها اگرچه گاهی در کوتاهمدت نظم ظاهری ایجاد کرده، اما در بلندمدت به افزایش بیاعتمادی عمومی، تکرار اعتراضات و رادیکالتر شدن مطالبات منجر شده است.
نقش شفافیت و پاسخگویی
یکی از تفاوتهای اساسی میان تجربههای موفق و ناموفق، وجود یا نبود سازوکارهای شفاف پاسخگویی است. کشورهایی که پس از اعتراضات، عملکرد نیروها را بررسی کرده و نتایج آن را بهصورت عمومی اعلام میکنند، معمولاً با کاهش تنشهای بعدی روبهرو میشوند. احساس «دیدهشدن» و «شنیدهشدن» نقش مهمی در قطع چرخه خشونت دارد.
تجربه کشورهای مختلف نشان میدهد که امنیت پایدار، بیش از آنکه حاصل برخورد قهری باشد، نتیجه گفتوگو، قانونمندی، تفکیک مسئولانه، تعریف سازوکارهای روشن و پاسخگویی نهادی است. توجه به این تجربهها میتواند از تکرار هزینههای اجتماعی و انسانی جلوگیری کند.
ریشه اعتراضات:
۴۷سال گذشته نشان می دهد ریشه اعتراضات موارد زیر بوده است
۱:حقوق حداقلی اقشار مختلف
۲: افزایش لجام گسیخته ارز ودلار وکالا
۳: عدم ثبات وتعادل در بخشهای مختلف
۴: ناکارآمدی مسؤلین
۵: اعتراض به روش حکمرانی در کشور
۶: کم رنگ شدن آزادی .عدالت
۷: کاهش نقش مردم در حکمرانی
۸: انحصار قدرت در دست اقلیتی محدود
۹: اعتراض به تامین مالی کشورها و گروهای نیابتی
۱۰: خشونت فرهنگی
۱۱:اعتراض به امنیتی وپلیسی شدن همه امور
۱۲: شنیده نشدن مطالبات و اعتراضات قشرهای مختلف
۱۳: فساد حکومتی واقازاده ها
۱۴: عقب افتادن ایران از توسعه همه جانبه وپایدار
مخاطب گرامی، ارسال نظر پیشنهاد و انتقاد نسبت به خبر فوق در بخش ثبت دیدگاه، موجب امتنان است.
ع