مهندس علی انوری معمار شبکه متاص (مرجع تحلیل اقتصاد و صنعت) و عضوشورای سردبیری با درج یادداشتی در اقتصاددان در مورد تصمیم جمعی نوشت :چرا بسیاری از انجمنهای صنعتی در اثرگذاری بر سیاست ناکام میمانند؟
در فضای سیاستگذاری صنعتی ایران، یکی از گلایههای تکرارشونده انجمنهای صنفی و صنعتی این است که «صدای ما شنیده نمیشود».
گفته میشود لابی ضعیف است، هماهنگی کم است، یا دولت اراده کافی ندارد.
اما شاید مسئله، عمیقتر از این روایتهای رایج باشد.
مسئله ممکن است نه در قدرت چانهزنی، بلکه در معماری تصمیم جمعی انجمنها نهفته باشد.
۱) وقتی مسئله را اشتباه تعریف میکنیم
اغلب انجمنها تصور میکنند کارکرد اصلیشان «انتقال مطالبات» به دولت است.
در حالی که پیش از انتقال مطالبه، باید یک مسئله مهمتر حل شده باشد:
آیا خود انجمن توانسته است در درون خود به یک تصمیم منسجم برسد؟
در بسیاری از موارد، آنچه به عنوان «مطالبه صنعت» مطرح میشود، در واقع برآیند تعارضات حلنشده میان اعضاست؛ تعارض میان تولیدکننده بزرگ و کوچک، میان صادرکننده و بازار داخلی، میان بنگاههای سرمایهبر و کاربرمحور.
وقتی این تعارضها در سطح انجمن بهصورت شفاف و ساختاری حل نمیشود، خروجی آن ناگزیر مبهم، دوپهلو یا ناپایدار خواهد بود.
۲) ضعف لابی یا ضعف ساختار تصمیم؟
در تجربههای مختلف، مشاهده میشود که برخی انجمنها با وجود دسترسیهای مناسب، همچنان در اثرگذاری ناکاماند؛ در مقابل، برخی تشکلها با منابع محدود، توانستهاند سیاستهای مشخصی را جلو ببرند.
تفاوت کجاست؟
تفاوت در این است که آیا انجمن صرفاً یک «تجمع اعضا»ست یا یک «سیستم تصمیم جمعی».
سیستم تصمیم جمعی سه ویژگی دارد:
معیارهای حل تعارض در آن روشن است؛ مسئولیت تصمیم مشخص است و خروجی تصمیم، قابل دفاع و پایدار است.
در نبود این سه مؤلفه، هر تغییر در فضای سیاسی یا مدیریتی، کل موضع انجمن را دچار نوسان میکند.
۳) شکاف میان اعلام موضع و توان اجرای موضع
بسیاری از انجمنها بیانیههای دقیق و مطالبههای روشن صادر میکنند؛
اما در مرحله پیگیری، انسجام خود را از دست میدهند.
چرا؟
زیرا موضعگیری یک اقدام ارتباطی است،
اما پیگیری سیاستی یک فرآیند تصمیمی است.
اگر معماری داخلی انجمن نتواند:
دادههای اعضا را تجمیع کند،
منافع متعارض را وزندهی کند،
و یک اولویت مشخص تولید کند،
مطالبه در سطح شعار باقی میماند.
۴) انجمن؛ نهاد لابی یا نهاد تنظیم منافع؟
بازتعریف مهم اینجاست:
انجمن پیش از آنکه نهاد لابی باشد، باید نهاد تنظیم منافع درونصنفی باشد.
اگر تنظیم منافع بهدرستی انجام نشود،
لابی بیرونی نه تنها کارآمد نخواهد بود،
بلکه میتواند موجب فرسایش اعتبار انجمن نیز شود.
سیاستگذار زمانی به یک تشکل اعتماد میکند که بداند:
این تشکل نماینده یک تصمیم منسجم است، نه میدان تعارضهای حلنشده.
۵) گذار از تشکل سنتی به معماری تصمیم حرفهای
در جهان امروز، تشکلهای صنعتی موفق، صرفاً با اتکا به روابط یا سابقه تاریخی اثرگذار نیستند؛
آنها دارای سازوکارهای روشن تصمیمگیریاند:
چارچوب مشخص اولویتبندی مطالبات
نظام رأیگیری شفاف یا الگوریتمهای وزندهی منافع
ساختار پاسخگویی در برابر اعضا
و حافظه نهادی برای جلوگیری از تکرار خطاها
اینها ابزارهای لوکس نیستند؛
پیششرط اثرگذاریاند.
۶)سیستمهای تصمیمیار هوشمند
در سالهای اخیر، برخی تشکلهای حرفهای در دنیا به سمت استفاده از «سیستمهای تصمیمیار هوشمند» حرکت کردهاند؛ سازوکارهایی که با اتکا به تجمیع ساختاری دادههای اعضا، وزندهی شفاف به تعارض منافع، شبیهسازی سناریوهای سیاستی و ارزیابی پیامدهای هر موضع پیش از اعلام رسمی، فرآیند تصمیمسازی را از حالت شهودی به سطحی تحلیلی ارتقا میدهند. این هوشمندی لزوماً به معنای اتکای صرف به فناوری نیست، بلکه به معنای طراحی معماری تصمیم بهگونهای است که خطای شناختی کاهش یابد، انسجام داخلی تقویت شود و انجمن بتواند در برابر سیاستگذار، موضعی منسجم و قابل دفاع ارائه کند. چنین لایهای جایگزین مدیریت نیست، بلکه توان تصمیمسازی جمعی را منظم، سریع و پایدار میکند.
جمعبندی
اگر بخواهیم مسئله ناکامی برخی انجمنهای صنعتی در اثرگذاری بر سیاست را بازتعریف کنیم، شاید پرسش اصلی این نباشد که:
«چرا دولت به حرف ما گوش نمیدهد؟»
بلکه باید بپرسیم:
«آیا ما بهعنوان انجمن، خودمان توانستهایم به یک تصمیم حرفهای، منسجم و قابل دفاع برسیم؟»
اثرگذاری بیرونی، بازتاب انسجام درونی است.
و انسجام درونی، محصول معماری تصمیم است — نه صرفاً اراده یا روابط.
مخاطب گرامی، ارسال نظر پیشنهاد و انتقاد نسبت به خبر فوق در بخش ثبت دیدگاه، موجب امتنان است.
ع