اقتصاددان : روز پدر نزدیک است؛ روزی که با نام امام علی(ع) گره خورده، با نام عدالت، با نام نانِ حلال، با نام پدری که شبها گرسنه میخوابید تا مبادا در گوشهای از قلمرویش، کودکی بینان مانده باشد. اما این روز، در میانهی اعتراضها و فشارهای سنگین زندگی فرا رسیده است؛ روزی که شادیاش با بغض درآمیخته و تبریکش، طعم اشک دارد.
تبریک میگوییم به پدرانی که قامتشان زیر بار گرانی خم شده،
به پدرانی که شرمندگی را در سکوت میبلعند،
به پدرانی که هنوز ایستادهاند، حتی وقتی سفرهشان کوچک شده است.
این تبریک، تبریکِ پر زرقوبرق نیست؛ تبریکِ آمیخته با درد و احترام است.
امام علی(ع)، امام عدالت و امام مظلومان، پدرِ یتیمان بود و پناهِ بیپناهان؛ حاکمی که فرمود:
«أَأَقْنَعُ مِنْ نَفْسِي بِأَنْ يُقَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ وَ لَا أُشَارِكُهُمْ فِي مَكَارِهِ الدَّهْرِ؟»
آیا رواست که مرا امیر مؤمنان بخوانند، اما در سختیهای روزگار با مردم شریک نباشم؟
او میدانست که شرمندگی نان، از هر زخم عمیقتر است؛ و حکمرانی اگر به رنج پدران بیاعتنا شود، از عدالت فاصله گرفته است.
مولانا، این پیوند عدالت و آرامش را چنین به یاد میآورد:
«عدل چه بود؟ آب ده اشجار را
ظلم چه بود؟ آب دادن خار را»
پدران این سرزمین امروز نه آشوب میخواهند و نه هیاهو؛
آنان زندگیِ قابل زیستن میخواهند، امنیت نان، آرامش خانه، و آیندهای که شرمندگی را از چهرهشان بردارد. سعدی قرنها پیش، بنیاد حکمرانی را چنین روشن گفت:
«رعیت چو بیخاند و سلطان درخت
درخت ای پسر، بیخ باشد به سخت»
روز پدر، اگر با نام علی(ع) زنده است، با عدالت زنده میماند؛
عدالتی که فقط شعار نیست، بلکه نان است، کار است، کرامت است.
و چه تلخ که در روز پدر، بسیاری از پدران بهجای هدیه، بارِ سنگینِ زندگی را به دوش میکشند.
با این همه، امید هنوز زنده است؛
چرا که علی(ع) به ما آموخت عدالت اگر به تعویق افتد، نمیمیرد؛ و حق اگر گفته شود، راه خود را مییابد.
مولانا ره میگوید:
«این شبِ تیره بگذرد، گرچه دراز است
صبحِ عدالت آید، اگر دل به حق باز است»
روز پدر را تبریک میگوییم؛
نه با شادیِ بیدرد،
که با عهدی دوباره به عدالت، به کرامت پدران، و به حکمرانیِ مسئولانه.
به امید روزی که هیچ پدری، در برابر خانوادهاش، شرمنده نان نباشد.
ع…هاشمی
مخاطب گرامی، ارسال نظر پیشنهاد و انتقاد نسبت به خبر فوق در بخش ثبت دیدگاه، موجب امتنان است.
ع