عجیب ترین جابجاییِ تاریخ !

جعفر بخشی بی نیاز  روزنامه نگار و با درج یادداشتی در اقتصاددان نوشت : آرامش در خیابان های تهران به خواب رفت و جایش را ناآرامی و اعتراضات گسترده فرا گرفت. اعتراضاتی از صنفِ بازاریان و مردم عادی که متفقا از وضعیت گرانی و تورم گلایه دارند و خواستارِ ثبات و یا تغییر این وضعیت اند. رخدادی که گمان می رفت زودتر از این بازار را ببندد و کرکره ها را پایین بکشد‌. حالا باتوم ها و گازهای اشگ آور به خیابان آمده تا صدای فریادِ یک ملتِ خسته را در گلو خفه کند و آنها را با ترس و لرز به خانه بفرستد.‌ وضعیتی آشفته و کمی ترسناک که خبر از وقوعِ یک رخداد غیر منتظره در تهران و حتی شهرهای دیگر ایران می دهد. همان هشداری که برخی ها از جمله یک نماینده ی مجلس پیش از این آن را بلند و بی تعارف فریاد کرده بودند و گفته بودند که از خشم این مردم به خدا پناه ببرید. حالا خشم و عصبانیت از دکان ها و کوچه های تنگ و باریکِ بازار ؛ وارد خیابان شده و خبر از یک حادثه ی بزرگ می دهد. ممکن است کوتاه مدت این تهدید با ابزار سرکوب و حتی بازداشت های گسترده به پایان برسد و بخشی از این جمعیت را متفرق و آنان را وادار به تمکین و اطاعت کند. فرایندی قابل پیش بینی تا مردم دست از اعتراض بردارند و آن را دست مایه ی سوء استفاده برخی افراد به اغتشاش نکنند.

 حالا باید کسی یا کسانی وارد خیابان شوند ؛ با مردم حرف بزنند و نه در قواره ی دروغگویان و فریب کاران ، که راست گویان و معتمدان وضعیت را رو به سمت بهبود هدایت کرده و قول قطعی دهند که این التهاب و آشفتگی را کنترل خواهند کرد. رخدادی که به گمانِ خودشان در اولین گام ممکن است اثرِ خود را گذاشته باشد و آن جابجایی فرزین با همتی ست. درست در شرائطی که بازار به شدت ملتهب شده و هیچ گشایشی برای حل این مشکل از سوی دولت مردان اتفاق نیفتاده و ظاهرا قرار هم نیست که بیفتد ؛ به یک باره خبر می رسد که وزیرِ مستعفیِ اقتصاد ؛ با نظر رییس جمهور روی صندلیِ رییس بانک مرکزی نشسته تا از جیبِ خود خرگوش بیرون بیاورد و با شعبده بازی کنترل بازار را به دست بگیرد. بازاری که برگشت به آرامشش در چنین اوضاعی بعید به نظر می رسد. عبدالناصر همتی در نخستین استیضاح وزرای دولت چهاردهم در روز ۱۲ اسفند ۱۴۰۳ با ۱۸۲ رأی موافق از سمتِ وزارت اقتصاد برکنار شد. حالا همین وزیر مستعفی شده رییس بانک مرکزی ایران. عجیب ترین جابجاییِ تاریخ !

 ترمیم و تغییرِ این وضعیت با جابجایی همتی با فرزین ممکن است دوره ای بسیار کوتاه و محدود خشم و عصبانیت مردم را مهار کرده و افسار دلار و سکه و طلا را به دست بگیرد و از وحشی گریِ بازار و تورم و گرانی بکاهد. اما بی شک کوتاه خواهد بود و عمر باریکی دارد. این وضعیت باید ریشه ای حل شود. ساختار باید اساسی معیشت و سفره ی مردم را ببیند و از قهر با مردم دست بردارد. حال مردم را نگیرد که به مردم حال خوب تزریق کند. در کشوری که یک جمعیت قلیل اما با قدرت و پولدار دارند بر عده ای کثیر اما فقیر حکم می رانند و مردم را دانه به دانه یا گروهی به قتل گاه فقر می فرستند ؛ خیابان ها را نمی شود خلوت نگهداشت. اعتراض و گلایه و فریاد در حالتِ نرمال و طبیعی دور از انتظار است و شاید خبر از شکم سیری دهد. اما در این جا همه می دانند که شکم ها گرسنه است. هیچ گوشی فریاد این مردم را نمی شنود. یعنی اراده و تمایلی برای درکِ دردِ مردم نیست. وقتی فریادها به هیچ گوشی نمی رسد و کسی نمی خواهد این وضعیت را درست کند ؛ جز صدایی که در خیابان فریاد شود آیا راهِ دیگری برای مردم هست. یکی از ویژگی‌های منحصر به فرد هولوکاست که در تاریخ پیش از خود سابقه نداشته ؛ ایجاد اردوگاه‌های ویژه کشتار جمعی به صورت هدفمند بود تا مردم در اتاق‌های گاز بمیرند. و حالا ما ایرانیان از فقر و نداری در خانه هایمان می میریم. به همین ساده گی !

مخاطب گرامی، ارسال نظر پیشنهاد و انتقاد نسبت به خبر فوق در بخش ثبت دیدگاه، موجب امتنان است.

ع

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

6 − دو =

پربازدیدترین ها