نقش احزاب در ایران

عبدالرحیم جوان مهر عضو شورای سردبیری با درج یادداشتی در اقتصاددان نوشت : قریب به ۴۷ سال از انقلاب ۵۷ می گذرد،
در این ۴۷ سال شاهد تحولات و انحرافات شدیدی از اهداف و اصول اساسی انقلاب در حکمرانی سرزمینی بوده ایم .
همچنان کشور ما از یک بلوغ سیاسی و مدیریت اجتماعی ساختار مند برخوردار نیست.

شرایط حکمرانی در کشور بگونه ای تعریف و تنظیم شده که به جای سیاستمداری مدبرانه در جهت منافع مردم، عرصه مدیریت اجتماعی و سیاسی کشور به انبوهی از فریب کاری و ریاکاری سیاسی مذهبی دچار گشته است و بدین ترتیب با هر چه عمیق تر شدن این رویه خطا، گسست اجتماعی با نظام حکمرانی سیاسی بر خلاف اهداف و شعائر انقلاب عمیق تر گشته است.

همچنین با وجود ثبت تعداد کثیری از احزاب ، همچنان عامه مردم کشور هیچگونه قرابتی را با این احزاب احساس نمی کنند،
گوییا که این احزاب متعلق به سرزمین و سیاره دیگری هستند و مردم در دنیای دیگر!!

اگر چه جالب است که این رویه حتی در شرکتهای صنعتی و بازرگانی کشورمان نیز شیوع یافته و به یکی از اصلی ترین دلایل افول اقتصادی بدل شده است.

 دیرزمانیست که وقتی صحبت از انتخابات می شود نیز مردم احساسی به جزاینکه مجددا عده ای محدود می خواهند به منافع امتیازی و انحصاری دست یابند . نظریه دیگری ندارند و شرکت کنندگان نیز می خواهند بنوعی به این سهم خواهی سیاسی دست یابند و در نتیجه شاهد یک گفتمان برتر در سپهر سیاسی کشور نیستیم و احزاب همچنان بمانند پستوها و حجره های بازار مشتریان ویژه ای دارند و در میان مردم جایگاه معناداری را بدست نیاورده اند!

وقتی نیک میاندیشیم تفوق چنین وضعیتی و چنین نظریه ای را در خشت اول نظام و فرهنگ و قوانین سیاسی کشور در می یابیم!

از سوی دیگر نقش مهم احزاب در تنظیم گری حکمرانی بسیار حیاتی قلمداد گردیده است . اما همانطورکه تکثر بانکها در سپهر اقتصادی ، نشانه بارزی از سقوط و اختلال اقتصادی یک کشور بر می شمارند، به جرات می توان کثرت احزاب و دستجات سیاسی کشور را نیز بعنوان شاخصه اختلال و انحراف سیاسی و حکمرانی تعریف نمود.

 از شایستگی های مهم احزاب آنست که از دل مردم یک سرزمین برآیند و سخنگو و مطالبه گر حقوق مردم سرزمین باشند
ولی با نگاهی حتی به برخی از اسامی و عناوین حزبی فعال در کشور حقیقت جالبی نمایان می شود و آن اینکه بسیاری از احزاب حتی در انتخاب عنوان خود بگونه ای خط کشی نموده اند که قادر به پیگیری حقوق عامه مردم سرزمین نباشند و فقط به بخش خاصی از جامعه تعلق دارند و بجای آنکه حزب باشند در واقع می توانند بعنوان انجمن های قشری و صنفی شناخته شوند.

بحران انحراف فلسفی احزاب از مفاهیم حزبی از بزرگترین عارضه های سیاسی کشور است که کمتر به آن توجه می شود و لذا مردم نیز علاقه ی قلبی برای پیوستن به آنها را نخواهند داشت!
مگر عده محدودی که صرفا بدنبال جذب و کسب منافع انحصاری اقتصادی و امتیازات اجتماعی ویژه ای باشند.

 لذا شورای عالی مردمی در نظر دارد بر اساس اهداف عالیه و رسالت خویش نمایندگان احزاب را برای ایجاد گفتمان و همگرایی ملی به کانون مردمی خویش دعوت نماید.تا ضمن ایجاد کرسی برای معرفی احزاب در تنظیم گری اصولی ایشان کمک نماید تا به یک تعریف شفاف تر و روشن تر از خط مشی و قوانین احزاب موجود دست یابد.
و سپس همانطور که در عرصه اقتصاد ملی در پی توانمندسازی سازمانها و شرکتهای اقتصادی صنعتی و تولیدی کشور هستیم
بتوانیم وضعیت احزاب را نیز به سمت و سوی منافع مردمی تنظیم و هدایت نماییم.

جوان مهر
شورای عالی مردمی

مخاطب گرامی، ارسال نظر پیشنهاد و انتقاد نسبت به خبر فوق در بخش ثبت دیدگاه، موجب امتنان است.

ع

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

یک + یک =