جعفر بخشی بی نیاز روزنامه نگارو عضو شورای سردبیری با درج یادداشتی در اقتصاددان نوشت : پیکره ی جامعه دو نیم است. آنهایی که زور می گویند و آنهایی که زور می شنوند. یک جایی این دو با هم تلاقی دارند و به هم می رسند که مشخص می شود او که زور گفته و او که زور شنیده همزادند. از جنس هم اند. هم را می فهمند و درک متقابلی از شعور و فهمِ هم دارند. در ظاهر کارد و پنیرند. یا سگ و گربه. جلوی پرده پاچه می گیرند و مدام یکدیگر را متهم می کنند. اما پشت پرده با هم اند. می گویند و می خندند و از این بازی و نمایش به حد کفایت لذت می برند. با چنین روایت و داستانی هیچ گاه او که زور گفته پا پس نمی کشد و با قدرت و همچنان مثل سابق آن بالا عربده می کشد و حریف می طلبد و او که زور شنیده با دستهایی خالی فقط اعتراض می کند تا مثلا چیزی گفته باشد و کاری کرده باشد که در نهایت خودش هم می داند نه حرفی زده و نه کاری کرده. پس اگر درجا می زنیم گاهی قبول کنیم که گرگ ها با بره ها خویشاوندند و شبها کنار هم می خوابند.
برگردیم به قصه ! ایران خودرو به زعم اعترافات نود میلیون ایرانی که می گویند آشغال و لگن دست مردم می دهد و ایضا سایپا ؛ طرح فروش گذاشته و در یازدهمین دوره ی این طرح برای محصولات بزرگترین خودرو سازی کشور یک بار دیگر واقعیتهای تلخ و عجیب اقتصاد خودرو در ایران را نمایان کرده تا بگوید هیچ کس در این مملکت مقصر نیست الا مردم که انگار تمایل دارند زور بشنوند و با آن به راحتی کنار بیایند. بر اساس دادههای رسمی منتشر شده تا ساعت ۱۸ روز جمعه ۲۸ آذرماه عددی ثبت شده که شاید در هیچ کجای صنعت خودرو سازی جهان نمونه مشابهی نداشته باشد. یعنی در این جهان پهناور فقط ایران است که از روی اعداد و رخدادها و اتفاقات عجیب غریب به ساده گی عبور می کند و عین خیالش هم نیست.
در این طرحِ فروش تعداد متقاضیان از مرز ۹ میلیون نفر گذشته. این دیگر رسما یک خبر خودرویی ساده نیست ؛ که یک سیگنال قویِ اقتصادی و جامعه شناختی ست که به خوبی آشکار می کند خودرو در ایران مدت هاست از یک کالای مصرفی به یک کالای سرمایهای محض با سود تضمین شده تبدیل شده است. اتفاقی بی تکرار در جهان و ثبت شده به نام ایران که نشان دهنده عمق شکاف بین عرضه و تقاضا و البته جذابیت مرگبار اختلاف قیمت کارخانه و بازار را به ثبت رسانده است. یک لاتاری ملی و البته فریبی آشکار در زدن جیبِ مردم به روشِ ایران خودرویی وقتی بیش از ۱۰ درصد جمعیت کل کشور برای خرید خودرو صف کشیده اند و برای ثبت نام سر و دست می شکنند. و این یعنی سیستم قیمت گذاری دستوری و محدودیت های عرضه ؛ بازاری را خلق کرده که در آن رانت بدون شوخی و خیلی رک و شفاف حرف اول را میزند. این حجم از تقاضا هیچ تناسبی با نیاز واقعی مصرفی در جامعه ندارد و بخش عمدهای از آن تقاضای کاذب برای کسب سود ناشی از اختلاف قیمت در بازار است. حتی اگر آن سود کم و ناچیز باشد. رقابتی بی پایان برای یک معجزه که آیا در این ثبت نام خودرو تحویل فرد می شود یا خیر. میخی که در نهایت به سنگ کوبیده می شود تا معنای این همه درجا زدن در ایران نه یک بار که برای هزارمین بار عیان شود.
مخاطب گرامی، ارسال نظر پیشنهاد و انتقاد نسبت به خبر فوق در بخش ثبت دیدگاه، موجب امتنان است.
ع