اقتصاد از عوامل بسیار متعددی تاثیر پذیری دارد. اما برخی دلایل اصلی و عمده ی اقتصادی وجود دارند که در علم اقتصاد و براساس قواعد و قوانین ثابت شده، قابل برسی و تحلیل و پس از آن پیش بینی و نتیجه گیری هستند. اما در اقتصاد ایران حتی دلایل اخیر هم به راحتی قابل برسی نیستند. عوامل و مسائلی در ایران وجود دارد که چشم انداز اقتصاد را در آینده مشخص می کند و این امر مربوط به الان و پارسال و ده سال و بیست سال اخیر هم نیست. از صد سال پیش به این سو، این موضوع وجود داشته است.
شاید از همین رو می باشد که در ایران با وجود اقتصاددانان آگاه، دانا و دانشمند، اولاً معمولا بین آنها اختلاف نظر های اساسی وجود دارد، ثانیاً به خوبی و وضوح، امکان سنجی پیش بینی بازار وجود نداشته است.
بی گمان در این نوشتار کوتاه نمی گنجد که همه ی این مسائل را که در سر عنوان های دلایل: سیاسی، نظامی، جغرافیایی، تاریخی ، فرهنگی، مدیریتی_ مسائل جهانی و… قابل بحث هستند، مورد تحلیل قرار دهیم. اما هدف این نوشتار فقط در حد باز کردن دریچه ای از این منظر است که وضعیت خاص وجود دارد که مانع از پیش بینی پذیری دقیق بازار و نیز اقتصاد ایران شود. از این رو فقط به رئوس برخی از آنها اشاره می شود:
۱- عدم امکان پیش بینی رفتار سیاست گذاران و تعیین قوانین.
۲-تاثیر سیاسی، نظامی جهان که در ایران به دلیل موقعیت خاص سیاسی و جغرافیایی و اهمیت آن تاثیر گذار است.
۳- تغییرات پیاپی قوانین و مقررات مربوط به اقتصاد و مسائل مرتبط با آن. این موضوع سبب می شود که نتوان با اندازه گیری وضعیت بازار در یک بازه ی زمانی معین گذشته، آینده ی آن را دید. لذا اقتصاد سنجی واریانس مقادیر، دقیق نیست.
۴-دخالت و عدم دخالت به جا و نابه جای دولت در اقتصاد.
دخالت دولت در بازار و اقتصاد، چه به جا باشد و نا به جا و نادرست باشد، به هر حال تاثیر خود را در اقتصاد می گذارد. این درحالی است که از قبل معلوم نیست دولت دخالت خواهد کرد یا دخالت نخواهد داشت و در صورت دخالت کیفیت عمل چگونه خواهد بود.

نوعی بلاتکلیفی و معلوم نبودن مسائل در آینده (که گاهی هم ناشی از ساختار های کلی اقتصاد ما است)
سبب سردرگمی و بلاتکلیفی و عدم امکان سنجش و پیش بینی بازار و اقتصاد است.
لذا تنها نکته ای که قطعی است اینکه همه ی ما در هر کجا که هستیم، باید بخاطر کشورمان حتی المقدور بیشتر کار کنیم، تلاش کنیم و به هر کار تولیدی کمک نماییم.