دکترعلیرضا پارساپور با درج یادداشتی در اقتصاددان نوشت : از باب واما بنعمت ربک فحدث خدا را شاکرم که شاهد درجاتی از شفافیت روند انتخاب و پیشنهاد وزیران برای ملت هستیم.
البته در مورد تیم مشورتی طبعا هر کس ممکن است نسبت به فرد خاصی ملاحظهای داشته باشد که تا حدود زیادی غیر قابل اجتناب است.
تا اینجا من احساس میکنم رییس جمهور منتخب در حد مقدور بر پیمان خود با حامیانش استوار بوده است. امیدوارم اعضای کارگروهها نیز بدون سوگیریهای نابجا شایستهترین افراد را پیشنهاد دهند و مجلسیان نیز در برابر خواست اکثریت جمهور تمکین کنند و به کابینهای در شأن ملت بزرگ ایران رأی اعتماد دهند.
به عنوان عضو کوچکی از جامعه دانشگاهی به نظرم رسید چند واژه شعاری که عدم دقت به آنها میتواند هزینهزا باشد را برای اعضای محترم کارگروهها یاداور شوم تا در صورت صلاحدید مد نظر قرار دهند.
جوانگرایی : اگر به مفهوم جانشینپروری و بهرهگیری از سرمایه های انسانی پرانرژی، توانمند و تازهنفس و دارای قابلیت تعامل با نسل نو باشد صحیح است اما اگر صرفا نگاه به سن تقویمی داشته باشد و به قیمت سپردن امور به افراد کمسن و سال و کمتجربه وجویای نام و حذف مدیران مجرب و پرانرژی و توانمند صرفا به بهانه سن تقویمی تمام شود به مفهوم آزموده را آزمودن و تکرار خطاها و خانهنشینی مدیران باکفایت خواهد بود. من هم معتقدم به جوانان باید میدان داد ولی میدان را نباید به جوانان کمتجربه داد.
حضرت امیر در نامه مالک میفرماید:
کارگزاران شایسته را در میان گروهی بجوی که اهل تجربه هستند..
تعارض منافع: بارها در گروه ها مطرح میشود که کسی که در بخش خصوصی ذینفع است صلاحیت مدیریت دولتی ندارد. این نگاه کلی میتواند خطرناک باشد. اجتناب تنها راهکار مدیریت تعارض منافع نیست و هر تعارض منافعی با هر شدتی صلاحیت فرد را در موقعیت ایجاد شده مخدوش نمیکند.
گر چه این تصور غلط که در بسیاری موارد عمدا یا سهوا از سوی کسانی که زمینه یا توانمندی فعالیت در بخش خصوصی را نداشتهاند مطرح میشود شعاری جذاب برای عموم جامعه است اما نتیجه اش میتواند دلسردی و حذف توانمندترین مدیران از عرصه های مختلف کشور باشد.
البته شکی نیست که مدیران در تصمیمگیری در موقعیتهایی که تعارض منافع جدی و مخدوشکننده دارد نباید مداخله کنند اما صرفا حضور در بخش خصوصی نافی مشارکت در مدیریت نظام سلامت نخواهد بود.
اصالت خانوادگی : نباید عنصر اصالت و صبغه خانوادگی فرد را با واژههایی چون آقازادگی و ژنخوب به سخره گرفت و حتی ضد ارزش معرفی کرد. در انتخاب مدیران، اصالت و خاستگاه شخصیتی افراد باید به عنوان یکی از فاکتورهای مثبت و البته نه ضروری و نه تنها فاکتور، در نظر گرفته شود. عاملی که مورد تاکید حضرت امیر علیهالسلام در نامه مالک اشتر است: «و از آنان که گوهری نیک دارند و از خاندانی وارسته و صالحند و از سابقهای نیکو برخوردارند، فرماندهان را برگزین»
حقوق نجومی: به نظر میرسد این ادبیات در سالهای گذشته بیش از انکه سبب حفظ بیتالمال شود عامل عدم شفافیت از یکسو و مهاجرت مدیران کارآمد از بخش دولتی به خصوصی و حیف بیتالمال بود. تصور بنده این است که نباید از همه مدیران انتظار زهد داشت. حق یک نیروی انسانی کارآمد چه در موقعیت ارائه خدمت و چه مدیریت است که متناسب با توانمندیهایش و متناسب با ارزش افزودهای که برای سیستم دارد دریافتی داشته باشد البته در چارچوب ضوابط و کاملا شفاف.
ادبیات شعاری حقوق نجومی سبب شد که بخش قابل توجهی از مدیران و متخصصان اصیل و سالم امکان ادامه همکاری را در بخشهای دولتی از دست داده و مدیرانی شعاری که از مسیرهای غیرشفاف کسری دریافت رسمی خود را جبران میکنند و در اثر سوء مدیریت و عدممهارت و تخصص، دهها برابر برای مجموعه هزینه ایجاد میکنند در سیستمها رشد کنند. این در حالی است که متاسفانه در سیستم بیحساب و کتاب آن کس متهم میشود که صداقت و شفافیت داشته و دریافتی با حساب و کتابش از سقف مصوب دریافتی بالا زده و نجومی قلمداد شود!
سهمخواهی و سهمیهخواهی:
امروزه زیاد از سهم زنان، اقلیتهای قومی مذهبی و …صحبت میشود. شک نیست که در این چهار دهه حضور زنان، اقلیتهای قومی مذهبی در رده های بالای مدیریتی کشور ناامیدکننده بوده است.این در حالی است که حضور اجتماعی زنان در بعد از انقلاب خیرهکننده بوده و حداقل در حوزه های تخصصی علوم پزشکی از کشورهای غربی و مدعی نیز بیشتر است. این بدان معناست که خللی در انتقال این گروه ها از قاعده هرم مدیریتی به سمت راس وجود دارد.
به نظر میرسد وظیفه اصلی حاکمیت شناسایی این موانع و رفع آنهاست. هر گونه حمایت گلخانهای از این حضور، بدون توجه به رفع موانع رشد طبیعی اینگروهها در بدنه مدیریتی کشور شعاری و بدون دوام خواهد بود.
خداوند متعال همه ما را در شناخت و انجام وظایفمان یاری نماید.
مخاطب گرامی، ارسال نظر پیشنهاد و انتقاد نسبت به خبر فوق در بخش ثبت دیدگاه، موجب امتنان است.
ع