قول می‌دهم از برخورد با دختران‌مان در خیابان‌ها جلوگیری ‌کنم

اقتصاددان :   جنبش اصلاحات یا دست‌کم آنچه مشخصا پس از دوم خردادماه ۷۶ و پیروزی سیدمحمد خاتمی در انتخابات ریاست‌جمهوری هفتم در جامعه ایرانی به این عنوان شناخته می‌شود، جنبشی است متکثر، گسترده و درعین‌حال منعطف. ویژگی‌هایی که اگرچه باعث‌شده در دستیابی به برخی اهداف و خواسته‌هایش در این نزدیک به سه‌دهه‌ای که از حیاتش می‌گذرد، ناکام بماند اما در عین حال، به دلیل همین ویژگی‌های ذاتی و درونی، هرگز به نابودی و اضمحلال کامل نرسیده و هنوز زنده و باقی است. ویژگی‌هایی که همچنین باعث شده ارائه یک تعریف دقیق و مختصر و مفید از این جنبش سیاسی- مدنی که به قول معروف هم جامع باشد و هم مانع، بسیار دشوار و حتی از جهاتی، ناممکن باشد. با وجود این اما همان زمان که سیدمحمد خاتمی به ریاست‌جمهوری رسیده بود و اصلاح‌طلبان همفکرش نیز اکثریت کرسی‌های مجلس ششم را تصاحب کرده بودند، گزاره‌ای از سوی یکی از تئوریسن‌های این جریان سیاسی پیشنهاد شد که اگرچه داعیه این را نداشت که تعریف و توصیف این جنبش سیاسی باشد اما دست‌کم خط‌مشی و راهبرد اصلاحات را برای دستیابی به اهداف و اصلاحاتی که مدنظر داشت، مشخص می‌کرد؛ راهبردی که سعید حجاریان پیش کشیده بود و به‌اصطلاح بر «فشار از پایین» و «چانه‌زنی از بالا» تاکید داشت. در واقع اصلاح‌طلبان که بالاخره پس از سال‌ها دوری از کرسی‌های قدرت، موفق شده‌ بودند نهادهای انتخاباتی را تصاحب کنند، با این راهبرد می‌خواستند از جایگاه حقوقی که در دولت و مجلس به دست آورده بودند، استفاده و با لایه‌های بالایی حاکمیت مذاکره کنند و خواسته‌هایی را می‌گفتند مطالبات برحق میلیون‌ها شهروند ایرانی است، به گوش حاکمیت برسانند. آن هم به پشتوانه رای ۲۰میلیونی سیدمحمد خاتمی در همان انتخابات دوم خرداد ۷۶ و البته رای قاطعی که کاندیداهای اصلاح‌طلب مجلس ششم، از شهروندان سراسر کشور گرفته بودند.

نه «فشار از پایین»، نه «چانه‌زنی از بالا»

با این همه اما با گذر زمان بیشتر و بیشتر روشن شد که این ایده، اگرچه «چانه‌زنی از بالا» را نیز مدنظر دارد اما از آنجا که در عین حال، بر «فشار از پایین» -و نه صرفا مشارکت مدنی از پایین- متکی است، نه‌تنها نمی‌تواند به اهدافش برسد، بلکه درصورت پافشاری بیش از حد بر آنچه «فشار از پایین» می‌خوانند، ناگزیر بودند از هویت رفورمیستی که برای خود تعریف کرده ‌‌بودند، عدول کنند. آنها البته هرگز از این هویت خشونت‌پرهیزشان عدول نکردند و کم‌کم به این نتیجه رسیدند که وقتی «فشاری از پایین» وجود نداشته باشد، عملا قدرت‌شان برای «چانه‌زنی از بالا» نیز کاهش خواهد یافت.

«فشار از پایین» بدون «چانه‌زنی از بالا»

دهه ۷۰ و ۸۰ خورشیدی گذشت و در ابتدای دهه ۹۰، در حالی که شبکه‌های اجتماعی کم‌کم جایشان را در جوامع انسانی پیدا می‌کردند، اصلاح‌طلبان بار دیگر موفق شدند بخشی از کرسی‌های قدرت را در نهادهای انتخابی تصاحب کنند. البته با این تفاوت بنیادین و اساسی که این‌بار از آنجا که روزهای پرالتهاب سال ۸۸ را از سرگذرانده بودند، چاره‌ای نداشتند که با طیفی از اصولگرایان میانه‌رو ائتلاف کنند و عنوان «اصلاح‌طلب» را نیز کنار بگذارند تا مگر در این صورت، بتوانند بخشی از کرسی‌های قدرت را به‌طور نصفه و نیمه به دست بیاورند.وقتی حسن روحانی به ریاست‌جمهوری رسید و کمی بعد نیز طیفی از نیروهای درجه دو و سه جریان اصلاحات و اعتدال زیر پرچم «فراکسیون امید» راهی مجلس دهم شدند، جامعه از امکانات به‌مراتب بیشتری برای کنشگری مدنی برخوردار بود. حالا شبکه‌های اجتماعی، به بخش جدایی‌ناپذیر زندگی روزمره تمامی ایرانیان تبدیل شده بود و در نتیجه شهروندان هم قادر به کنشگری و نقش‌آفرینی سیاسی- مدنی بودند و هم دیگر لازم نبود برای طرح مطالبات‌شان به کف خیابان‌ها بروند و احیانا درگیر خشونت‌های احتمالی شوند. حالا میلیون‌ها شهروند ایرانی ابزاری در اختیار داشتند که می‌توانستند با استفاده از آن، به مسالمت‌آمیزترین شکل ممکن حرف بزنند و حتی اعتراض کنند. اما این‌بار، دولت و مجلس، از آن نیروهایی که حقیقتا به اصلاحات باور داشته باشند، خالی بود و درنتیجه، در حالی که «فشار از پایین» به‌نحوی ایجاد شده بود و مطالبات عمومی در سطح جامعه مطرح می‌شد، کسی در دولت و مجلس نبود که به‌اصطلاح جنم این را داشته باشد که صدای این مطالبات را به لایه‌های بالایی حاکمیت برساند؛ درنتیجه این بار این «چانه‌زنی از بالا» بود که محقق نشد.

جنبش اصلاحات در دوراهی «جامعه» و «قدرت»

اما حالا بار دیگر فصل انتخابات شده و برخلاف چند انتخابات ریاست‌جمهوری پیشین، یک کاندیدای اصلاح‌طلب نیز در این رقابت انتخاباتی حاضر است. آن هم در حالی که این روزها، شبکه‌های اجتماعی یا همان بستر مطالبه‌گری و کنشگری خشونت‌پرهیز و کارآمد شهروندان، هم به لحاظ کمی و هم به لحاظ کیفی توسعه یافته است؛ شرایطی که باعث شده اصلاح‌طلبان به این فکر بیفتند که بالاخره همه‌چیز برای اجرای ایده‌ای که نخستین‌بار حدود ۳دهه پیش مطرح کردند، مهیا و آماده است. جالب آنکه این جریان سیاسی در این یک دهه گذشته، علاوه‌بر آنکه روزنه‌های امیدی را که پس از پیروزی حسن روحانی در انتخابات ۹۲ و ۹۶ و امضای برجام ایجاد شده بود، مسدود شده دید، با کاهش چشمگیر سرمایه اجتماعی خود نیز مواجه شد و درنتیجه، بیش از هر زمان، به این مهم پی برد که اگرچه ناکامی در رقابت‌های سیاسی و عدم دستیابی به کرسی‌های قدرت، می‌تواند آنان را از اهدافی که در راستای توسعه کشور در نظر دارند، دور کند اما شکست حقیقی و نهایی، وقتی است که پایگاه اجتماعی‌شان را از دست بدهند و از شهروندان و خواسته‌هایشان دور شوند. شرایطی پیچیده و خطیر که باعث شد برخی ناظران بیرونی از این سخن بگویند که اصلاح‌طلبان عملا با یک دوگانه اساسی در مسیری که برای خود طراحی کرده‌اند، مواجه شده‌اند و اگر می‌خواهند این مسیر را ادامه دهند، باید تکلیف‌شان را با این پرسش روشن کنند؛ پرسشی مبتنی‌بر این فرض اولیه که اصلاح‌طلبان در تمام دوران حیات سیاسی‌شان، عملا فقط به نوعی خاص از کنش رفورمیستی و اصلاح‌طلبی که «اصلاحات قدرت‌محور» یا «اصلاحات انتخابات‌‌محور» باشد، توجه داشته‌اند و به شق دیگر اصلاحات که همان «اصلاحات جامعه‌محور» باشد، بی‌توجه بوده‌اند. پرسشی که ازقضا پس از اعتراضات دی‌ماه ۹۶ و آبان‌ماه ۹۸ و اوج‌گیری نارضایتی عمومی ایرانیان، با جدیتی دوچندان در مقابل این جریان سیاسی قرار گرفت.
اصلاح‌طلبان اگرچه در این سال‌ها، بارها در این رابطه اظهارنظر کرده‌اند اما هرگز به پاسخی روشن در این رابطه نرسیده‌اند. با این همه اما به نظر می‌رسد آنچه در آستانه انتخابات ریاست‌جمهوری ۱۴۰۳ رقم خورد، منجر به تغییراتی در شرایط حاکم شده است؛ تحولاتی که البته عمدتا خارج از اختیار این جریان سیاسی بود. چه آنکه این‌بار شورای نگهبان برخلاف چند انتخابات پیشین، یکی از کاندیداهای اصلی این جریان سیاسی را تایید صلاحیت کرد و درنتیجه، آنان بار دیگر، وارد حوزه‌ای شدند که به‌خوبی با فراز و فرودهایش آشنا هستند. همزمان با این تحول بیرونی اما ظاهرا شاهد شکل‌گیری تحولاتی از درون این جریان سیاسی هستیم. تحولاتی که با حضور پرشور محمدجواد ظریف در کارزار انتخاباتی مسعود پزشکیان کلید خورد و وقتی به اوج رسید که این دیپلمات کارکشته، دست به کار راه‌اندازی یک کارزار مجازی شد تا همزمان با سفرهای انتخاباتی و نطق‌های کوبنده‌اش در همایش‌های انتخاباتی پزشکیان و تزریق امید به فضای به‌نسبت سرد حاکم بر این انتخابات، صدها هزار کاربر فضای مجازی را نیز با ستاد و کارزار انتخاباتی پزشکیان همراه کند.

«فشار مجازی» به‌امید «چانه‌زنی از بالا»

وزیر خارجه دولت تدبیر و امید که با ایجاد یک کارزار انتخاباتی در پلتفرم «کارزار»، از یکایک ایرانیان خواسته تا فارغ از دین و مذهب و نژاد و زبان و هرگونه گرایش و تفکر سیاسی، در حمایت از مسعود پزشکیان و برای ایران پای صندوق‌های رای حاضر شوند، در بخشی از متنی که به این منظور تهیه کرد، نوشت: «من، محمدجواد ظریف به همراه امضاکنندگان این کارزار از مسعود پزشکیان در انتخابات ریاست‌جمهوری حمایت می‌کنیم.» او نوشت: «ما می‌دانیم با ریاست‌جمهوری آقای پزشکیان، اساس و هدف سیاست خارجی تامین منافع ملی، تضمین امنیت ملی، پاسداری از حیثیت ملی ایران و منزلت بین‌المللی ایرانیان و بهبود کیفیتِ زندگی «مردم» خواهد بود. ما دولتی می‌خواهیم که در سیاست خارجی، شعارهای دهان پُرکُن که جیب مردم را خالی کند ندهد؛ شعاری ندهد که «مردم» را گرفتار تامین دارو و «صنایع ملی» را گرفتار تامین مواد اولیه و کسب آخرین فناوری‌ها کند. هدفِ سیاست خارجی دولت نباید تنها «بقا» باشد؛ بلکه در سیاست خارجی «توسعه کشور» را پیگیری کند.
دولتی می‌خواهیم که از شرق‌گرایی و غرب‌گرایی پرهیز کند و همزمان شرق‌ستیز و غرب‌ستیز هم نباشد. دکتر محمد جواد ظریف که این روزها در حمایت از نامزدی دکتر مسعود پزشکیان در ستاد انتخاباتی ایشان حضور دارد، در بخش دیگری از بیانیه کازار دعوت همگانی آورده است: ما می‌خواهیم از زندگی حداقلی و صرفا تامین معیشت «بخورنمیر»، به یک «زندگی رضایت‌بخش» و شایسته مردم ایران برسیم که در آن همه مردم فرصت رشد و خلاقیت و بالندگی داشته باشند. نمی‌خواهیم مردم مدام چشم‌شان به اخبار باشد تا ببینند بیشتر تحریم می‌شویم یا نمی‌شویم، جنگ می‌شود یا نمی‌شود، فردا نرخ دلار بالا می‌رود یا پایین می‌آید، گرفتار «فشار حداکثری» خواهیم شد یا «فشار حداقلی»؛ در کشور بزرگ و کهنی مثل ایران، در شأن مردم نیست که از آینده خود مطمئن نباشند و نخبگان‌مان آینده خود را در گوشه دیگری از جهان جست‌وجو کنند.»

کارزار رکوردشکن؛ حمایت ظریف از پزشکیان

آنچه اما منجربه تفاوت اساسی این کارزار مجازی نسبت‌به ده‌ها کارزار انتخاباتی دیگر کاندیداهای این انتخابات شده و حتی آن را فراتر از تمامی کارزارهایی که از سال ۹۶ به این‌سو ایجاد شده، قرار داده، استقبال گسترده‌ای است که از آن صورت گرفته است. چنانکه در میان تمامی کارزارهایی که در این چند سال در این پلتفرم راه‌اندازی شده، تنها یک کارزار با استقبال گسترده‌تری روبه‌رو شده است. جالب آنکه آن تنها کارزاری که هنوز از کارزار حمایتی محمدجواد ظریف از مسعود پزشکیان موفق‌تر است، کارزار مجازی است که در جریان جنبش «زن، زندگی، آزادی» و با عنوان «اعتراضات ۱۴۰۱» ایجاد شد. با این همه اما کارزاری که ظریف تنها ۵ روز پیش، شخصا دست به افتتاح آن زد تا کاربران شبکه‌های اجتماعی و فضای مجازی را نیز به‌سوی مشارکت در انتخابات و مشخصا حمایت از مسعود پزشکیان ترغیب کند، تا زمان نگارش این گزارش با استقبال بیش از ۲۵۰هزار نفر از کاربران همراه شده و این در حالی است که تعداد امضاهای این کارزار، حوالی عصر روز شنبه، حدود ۱۵۵هزار امضا بود و این یعنی تنها ظرف ۲۴ساعت، بیش از یکصد‌هزار امضا به امضاهای این کارزار مجازی اضافه شده است.

محمدجواد ظریف در همایش انتخاباتی مسعود پزشکیان در کاشان: هیهات من‌الچای دبش!

محمدجواد ظریف که چند روزی است در حمایت از مســعود پزشکیان سنگ‌تمام گذاشته، شامگاه جمعه به کاشــان سفر کرد و در حســینیه چهل تن این شهر سخنرانی کرد. او در بخشی از نطق کوبنده و البته جنجالی‌اش مــردم ایران را خطاب قرار داد و گفت: «اگر می‌خواهید اقلیت بر شما حاکم نشوند، جمعه پیش‌رو از خانه‌های‌تان بیرون آمده و پای صندوق رای بیایید؛ ما برخلاف اقلیتِ پررو دنبال غوغاسالاری نیستیم؛ ما به دنبال خفه کردن صدای مخالف نیســتیم، بلکه دنبال این هســتیم که حتی مخالفان هم ســخن بگویند!» او با انتقاد نسبت‌به کسانی که «به اسم شــهدا و شهید سلیمانی، صدای همه مخالفان‌شان را خفه کرده‌اند»، پرسید: «آیا صحبت‌های شهید ســلیمانی را نشــنیده‌اید که گفت، دختران بدحجاب، دختران من هستند؟! آیا نشنیدید؟! چرا توی سرش باتوم زدید؟ با خون شهدا کاســبی نکنید، ما طلبی از مردم نداریم؛ این مردم هســتند که از ما طلبکار هستند!» او با تاکید بر اینکه «مسعود پزشکیان، انسان سالمی اســت»، گفت: «پزشــکیان نهاده دامی و چای دبش در حسابش نیست و در حساب خانواده‌اش هم نیست.» ظریف در ادامه با صدای رسا اعلام کرد: «هیهات من الچــای دبش!» او با بیان اینکه «دوقطبی‌ســازی به ضرر روند رای‌گیری است»، گفت: «من به‌دنبال دوقطبی‌سازی نیســتم، بلکه به‌دنبال فرستادن مردم پای صندوق رای هستم، رفتن مردم پای صندوق رای، قدرت مردم را افزایش می‌دهد تا بتوانند دربرابر ابرقدرت‌ها ایستادگی کنند و کســی جرأت نکند، ایران را تحریم کنــد.» وزیر خارجه دولت تدبیر و امید اضافه کرد: «از این حرف من ناراحتید، چرا ناراحتید؟! دوســت دارید که تعداد کمتری پای صنــدوق رای بروند؟ چرا ناراحتید؟ چرا وحشــت کردید؟ ما به اقلیت احتــرام می‌گذاریم و توهین نمی‌کنیم، ما مثل اقلیت نیستیم که با اکثریت مردم مخالف هستند، یادتان نیست آن نانماینده کاشان که در مجلس، روزگار را بر من سیاه کرده بود، گند چای دبش را درآورد؟!» او همچنین با اشاره به آنچه مصطفی پورمحمدی، دیگر کاندیدای انتخابات که ازجمله چهره‌های اصولگرا و رییس جامعه روحانیت مبارز است، خطاب به سعید جلیلی گفت، یادآور شد: «آقای پورمحمــدی در مناظره در مقابل جلیلی گفت که جلیلی به من گفت، اگر تو رییس‌جمهــور بودی، ما FATF را می‌پذیرفتیم؛ آیا به‌خاطر مخالفت با روحانی این کشــور را بدبخت کردید؟! شرم و حیا کنید و از این مردم خجالت بکشید، چرا با FATF مخالفت کردید؟! بیایید بگویید پورمحمدی دروغ می‌گوید!» ظریف گفت: «آقای جلیلی، آیا شــما با آمریکایی‌ها مذاکره نکردید؟! آیا شــما به‌جای اینکه در برابر همپای خود بنشینید، در برابر معاون وزیر خارجه آمریکا ننشستید؟! آیا بد بود که من شأن کشور را چنان بالا بردم که وزیر خارجه آمریکا به ملاقات مــن آمد؟! آیا بد بود هر بار مذاکره می‌کردند، یک تحریم جدید و یک بیچارگی جدید بر مملکت تحمیل می‌کردند اما هر بار که ما مذاکره کردیم، یک تحریم را برداشــتیم؛ آیا گناه کردیم؟! آقایان با چه رویی در برابر این مردم می‌ایســتند و دروغ می‌گویند؟ به مذاکره رفتن و دست خالی برگشتن خوب است؟! آیا شعار دادن و جیب مردم را خالی کردن خوب است؟!
ظریف همچنین دیروز با حضور در همایش انتخاباتی حامیان مسعود پزشکیان در باشگاه فرهنگیان ساری در پاسخ به یکی از حاضران که از او پرسید «شما ۸ سال بودید؛ بگویید چه کردید» گفت: «من ۸ دقیقه در صداوسیما صحبت کردم، با امروز ۵ روز است که همه مرا به باد حمله گرفته‌اند؛ گویا که آب در خوابگه مورچگان ریخته‌ام!» او همچنین ادامه داد: «رهبری فرمودند هیات مذاکره‌کننده شجاع و صادق بودند و سوال من از شما این است که کجای موضع شما که مذاکره‌‌کنندگان را به خیانت متهم می‌کنید، با مواضع رهبری و رییس‌جمهوری شهید هماهنگ است؟!» او در ادامه خطاب به حاضران گفت: «دوستان عزیز، ما در لحظه‌ای قرار داریم که آینده کشور به انتخاب ما پیوند خورده و شرکت نکردن در انتخابات یعنی اجازه دادن به یک اقلیت که خود را اکثریت بپندارد.» ظریف خطاب به جوانان گفت: «به بوق‌های تبلیغاتی توجهی نکنید؛ چون کسانی که در این بنگاه‌ها فعال هستند، تنها در انتظارند که به مدیران خود گزارش کار بدهند و بگویند که ما تبلیغات کردیم و مردم سر صندوق نرفتند و رای ندادند و ما باید هوشیار باشیم.»
ظریف تصریح کرد: «صندوق رای مهم‌ترین تضمین‌کننده آزادی مردم و آینده کشور است و من می‌دانم هرچه صندوق‌های رای شلوغ‌تر باشد به نفع ماست ضمن اینکه برای منافع عظیم کشور نیز بهتر است و در رفع تهدیدهای احتمالی دشمنان نیز بسیار موثر است.»

مخاطب گرامی، ارسال نظر پیشنهاد و انتقاد نسبت به خبر فوق در بخش ثبت دیدگاه، موجب امتنان است.

 

ع

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

ده − 9 =

پربازدیدترین ها