زهرا شیرانی متولد ۱۳۵۴ در تهران که خود را از قبیله هنر میداند، از کودکی ذوق هنری داشته اما در پی حادثه ای غمبار در دو دهه پیش، توانایی هنری خود را کشف می کند و بصورت حرفه ای به شعر و رمان روی می آورد، شعر دختر پاییز او در فضای مجازی بازتاب بالایی داشت و مورد تقدیر مخاطبان بسیاری قرار گرفت.او علاوه بر اشعار چاپ نشده بسیار، رمانهای چاپ نشده هم دارد و رسالتش را بکار بستن هنر برای آگاهی بخشی به جامعه و خصوصا کودکان میداند.رسانه اقتصاددان با هدف آشنایی با نوع نگاه و دغدغه هایش، گفتگویی با وی داشته است:
علاقه شما به ادبیات از چه زمانی آغاز شد؟
در اثر یک حادثه دلخراش در سال ۱۳۹۰، شب ها دست به قلم می شدم و الهامات ادبی بی اختیار در ذهنم زاده می شد، روحیه ام آنقدر حساس شده بود که با کوچکترین حرکتی که در طبیعت به چشمم می خورد بی اختیار جوشش شعر در ذهنم صورت می گرفت و مرا بی اختیار دست به قلم می کرد به همین خاطر اشعار بنده به نوعی جانشین دفتر خاطرات شده بود و بزرگترین آرام بخش زخم دلم شد.
هنوز اعتقاد دارم که سکوت شب و راز قلم را نمی توان نادیده گرفت،که بزرگترین مأمن همه بعد ازخدا و آغوش مادر و مهر پدر ، قلم هست و بس. نظر خانواده درباره شعر گفتن چه بود؟
در ابتدا در جریان نبودند ولی کم کم که به تکامل رسیدم و تونستم به نمایش دربیارم، خانواده مشوق من شدند، و همین تشویقهایشان مرا به سوی تکامل پیش برد.
چه موانعی جلوی انتشار کتابهای تان را گرفته؟
اینکه انتشارات معتبر نباشه یا ناشر کتاب نامعلوم و در دسترس نباشد.
شعرهای شما شامل چه نوع سبکی است؟
در باب شعر بزرگسال مثنوی،غزل،چارپاره،دوبیتی،چهاربیتی،نیمائی، اما غالبا حکایت و طنزهایم را به صورت مثنوی نوشتم و اشعار حوزه کودکان بیشتر در قالب مثنوی گفته ام تا مفهومش راحت تر باشد.
به نظر شما شعر گفتن اکتسابی است یا ذاتی؟
بیشتر ذاتی و طراوت از دل.
انجمنهای شعری چه تاثیری بر شعر شما داشته اند؟
خیلی نازک بین بودند و رفع اشکالاتی که باور نداشتم شد، اساتید حاضر در انجمن های شعری با نقدهاشان کمک زیادی کردند.
در پایان شعری که بیشتر از همه شعرهای تان آن را دوست دارید با مخاطبان به اشتراک بگذارید؟
شعری که هر روز زمزمه دارم و خیلی بهش علاقه دارم
یکبار شده در خُم خود گُم بشوی؟
آماج دل سیرت مردم بشوی؟
در خود بکُشی تب سیاه من را
سهراب یل و نگار کژدم بشوی
حس میکنم این دوبیتی وجدان درونم را قوت می بخشد و قلب را امیدوار نگه می دارد.
13 پاسخ
گفت که: هر کسی را توتمیست، و توتم من “قلم” است.
درود بر بانوی شعر و شعور سرکارخانم شیرانی
انشاءالله که پاینده و سراینده باشید.
پاینده و مانا باشید
سپاسگزارم استاد سفره ی مهرتان گلباران باد
سلام و درود خدمت شما. بسیار عالی. انشالله همیشه در حوره ادبیات و ادبیات داستانی بدرخشید. موفق باشید.
پاینده و مانا باشید
درود به شما
اشعار بانو زهرا شیرانی بسیار دلنشین و قابل لمس هستند از آرایهها و سایر صنایع ادبی به نحو زیبایی استفاده میکنند و ارتباط خوبی با مخاطب برقرار میکنند خوشحالم از اینکه افتخار آشنایی با شاعر عزیز رو دارم امیدوارم که همواره پیروز باشند. 🌾
سلام و سپاس لطفاپیامک بفرستید۰۹۱۲۳۰۰۲۶۵۴
زهرا جان. اشعار و نوشته های شما بر دل همه خوانندگان مینشیند. چرا که از دل برخاسته است.
برگهای کتاب به منزله بالهایی هستند که روح ما را به عالم نور و روشنایی پرواز میدهند. هرچه بیشتر کتاب بخوانید، بیشتر از زندگی حقیقی برخوردار خواهید شد.
فرانسوا ولتر، فیلسوف و نویسنده فرانسوی
برگهای کتاب به منزله بالهایی هستند که روح ما را به عالم نور و روشنایی پرواز میدهند. هرچه بیشتر کتاب بخوانید، بیشتر از زندگی حقیقی برخوردار خواهید شد.
سلام و عرض ادب خدمت شما دوست عزیز و بزرگوار
بسیار خوشحالم که تلاش و موفقیت شما به بار نشسته و ثمره ی خوبی برای درک مطلب به مخاطب های عزیز رسانده
از خداوند سبحان آرزوی موفقیت و سربلندی شما را خواستارم
موفق و مؤید باشی دوست عزیز مهربانم
زهرا جان سلام
نه
فکر کنم بهتره برگردم ودوباره اصلاح شده شروع کنم.
دوستداران عزیز زهرایم سلام
بله
برایتان بگویم که بنظر من کلام شیوا و زیبای شاعرانه زهرا جان از همان زمان نوجوانیاش بشکفت، اما باقلمش آنطور که باید خونگرفت . همچنان که روحیه لطیف و احساسی خود را در مواجهه با کودکان آنچنان مادرانه وعاشقانه خرج میکرد که گویی برای فردایی دیگرش باهمان کودکان نیازش نخواهد داشت. امادرهمان عنفوان الشباب ارتعاشات حادثه ای ناگوارقلم را با شدت هرچه تمام تروبدون هیچ مکث و ترمزی درجاده شکوفایی هنر ،زهرایم را سبقت گیران به مقصدی که لایقش بود وهست رسانید واین شد سبب که خدمتتان عارض شوم که؛
زهرا ز ازل همیشه این بوده که هست
شاید که قلم خدای او داده بدست
با حادثه ای باز هنر زود بدوشش بنشست
کین سان هنری ساده نیاورد بدست
تادرد و غمش قفل سکوتش بشکست
شد دست بقلم چو اینچنین شاعرمست
سلام عزیز دلم.تنها خواهر روزگار زمینی من…..