توسعه به مثابه یادگیری

  اقتصاددان :  پس از انتشار کتاب فلسفه و توسعه و درخواست پویش برای همراهی صاحب‌نظران در همفکری و فلسفیدن در باب توسعه، همچنین سوال پرسیدن و پاسخ دادن به سوالات بنیادین پیش روی توسعه ایران، برخی از متفکرین و اصحاب قلم ما را در این مسیر همراهی کردند و یادداشت‌هایی در تبیین سوال و یا پاسخ به سوال، را برای پویش فکری توسعه ارسال کردند. از همه اهل فکر و قلم که با تلاش‌های خود به وسعت علمی حوزه توسعه می‌افزایند، قدردانی می‌کنیم. 

اولین یادداشت ارسالی در این باب را دکتر اسفندیار فرج وند استادیار دانشگاه پیام نور مرقوم فروده‌اند. در این یادداشت رویکرد یادگیرندگی با طعم تاریخ بشر، نگاه جذاب و عمیقی برای تحلیل روند توسعه و همینطور بنیاد نهادن مسیری برای سیاست‌گذاری توسعه در ایران فراهم می‌کند، که در ادامه اولین بخش این یادداشت را ملاحظه می‌فرمایید. 

 

توسعه به مثابه یادگیری   

(بخش اول) 

دکتر اسفندیار فرج وند، استادیار دانشگاه پیام نور و پژوهشگر افتخاری پویش فکری توسعه 

 

یاد می‌گیرم پس هستم! 

از اواخر دهه ۱۹۴۰ و ۱۹۵۰ که دستیابی به توسعه در دستور کار کشورهای توسعه نیافته قرار گرفت تا به امروز مفهوم توسعه تحولات فراوانی به خود دیده است. این تحول از یک سو به علت ارائه نظریه های گوناگون درباره راه‌های نیل به توسعه و یا عوامل بازدارنده آن و از سوی دیگر به جهت تحول در منظور از توسعه و هدف غایی جوامع در حال توسعه بوده است.   

در این سلسله یادداشت‌ها به دنبال یک حلقه مفقوده با رویکردی فراگیر از توسعه هستیم؛ رویکردی که بتواند به پرسش‌هایی از این دست پاسخ مناسبی دهد:  

توسعه (و تمدن) در زندگی بشر چگونه اتفاق افتاد و چگونه تداوم یافت؟ چرا برخی از تمدن‌های بشری منقرض شدند و برخی بقاء پیدا کردند؟ چرا برخی کشورها سریعتر از دیگران به توسعه دست یافتند؟ آیا در دیدگاه‌های فیلسوفان سیاسی می توان توسعه را ردیابی کرد؟ حکومت‌های دموکراتیک بستر مناسبی برای توسعه فراهم می‌کنند یا اقتدارگرا؟ دولت بزرگ و مداخله گر با اهداف توسعه سازگاری بیشتری دارد یا دولت های حداقلی و لیبرال؟ بوروکراسی مانع توسعه است یا پیشران توسعه؟ سنت و ایدئولوژی با توسعه چه نسبتی دارند؟ کدام شرایط رقابتی برای توسعه مناسب تراند؟ چرااروپای قرون وسطی نزدیک به یک هزاره درجا زد و توسعه و پیشرفت ای تجربه نکرد؟ چرا شوروی نه تنها از توسعه بازماند بلکه دچار فروپاشی شد؟   

 به عقیده راقم این سطور، می‌توان از یادگیرندگی به مثابه دال مرکزی توسعه یاد کرد. یادگیرندگی می تواند بین دیدگاه‌ها و اندیشه‌های بسیاری از دیرینه شناسان، فیلسوفان و عالمان سیاسی، اقتصاددانان و جامعه شناسان در باره توسعه آشتی ایجاد کند و تبیین قابل قبولی ارائه دهد.  

تاریخ توسعه تاریخ یادگیری انسان و جوامع بشری است؛ تاریخ  پرفراز و نشیب یادگیری برای بقاء از یک طرف (واکنش منفعلانه) و یادگیری در جهت رشد و پیشرفت از طرف دیگر (کنش فعالانه)؛ یادگیری برای مقابله با چالش‌ها و انطباق با بحران‌ها و تغییرات محیطی از یک طرف و ایجاد زندگی بهتر و مرفه تر از طرف دیگر. بدین ترتیب منظور از یادگیری در این سلسله یادداشتها عبارت است از: تغییرات نسبتا پایدار در رفتار فردی و جمعی از طریق تفکر، تمرین، تجربه و خطا، گفت و گو، تعامل و مبادله برای سازگاری و بقاء و توسعه کیفیت زندگی.  

هر فرد، هر موجود زنده، هر کسب و کار و هر حکومتی که یاد نمی‌گیرد و نمی‌تواند واکنش به موقع، به‌جا و مناسب از خود نشان دهد محکوم به شکست، زوال، فروپاشی و انقراض است. استعاره دایناسور به کرّات در ادبیات کسب و کار مورد استفاده قرار گرفته است؛ موجودی که به گواه صاحب‌نظران، حدود شصت میلیون سال قبل، پس از صد میلیون سال زندگی روی سیاره زمین به یکباره ناپدید شد. دلایل انقراض نسل این‌گونه از جانداران در بین دیرینه شناسان مورد بحث و مناقشه است؛ ولی حدس اصلی در این خصوص، به ناتوانی آنها در سازگاری با تغییرات سریع شرایط آب و هوایی به‌ویژه تغییرات دمایی کره زمین است. بر این اساس قوی‌ترین و باهوش‌ترین موجودات نیستند که باقی می‌مانند، بلکه سازش‌پذیرترین آنها با تغییر و به عبارتی یادگیرنده‌ترین آنها هستند. 

اگر عدم انطباق و ناسازگاری با شرایط محیطی عامل انقراض نسل موجوداتی چون دایناسورها بوده باشد، سرنوشت و حکایت آنها برای سازمان‌ها و جوامع نیز تکرارپذیر است. یادگیرندگی می تواند هم انقراض تبار انسانها را تبیین کند، هم انقراض تمدنها و هم صعود و افول بنگاهها، نهادها و دولتها را. به طوری که:  

  • به باور مورّخان، نئاندرتال‌ها (نوعی از انسان‌های اولیه) از توانایی کار جمعی کافی (که از مولفه‌های اصلی یادگیرندگی است) برخوردار نبودند و هرگز گروه‌های بزرگ و تهاجمی همانند انسان‌های هوشمند (هوموسایپین‌ها) تشکیل  ندادند. 
  • رهبران شرکت نوکیا، نتوانستند تغییرات مداوم و سریع صنعت تلفن همراه را پیش‌بینی کنند؛ در حالی که شرکت‌های اپل و سامسونگ یادگیری مستمر، تغییر و نوآوری را در دستور کار خود قرار دادند. 
  • طی حدود یک هزاره، توسعه اجتماعی و توسعه تمدنی در اروپا به محاق رفت؛ چون کلیسا دارای هژمونی و ایدئولوژی صلب و انعطاف ناپذیری بود که فرصت ظهور و بروز آراء و ایده های نو را نمی‌داد و هر صدای مخالفی را سرکوب می کرد.  
  • اتحاد جماهیر شوروی در دهه ۱۹۹۰ فروپاشید چون از قافله یادگیرندگی عقب ماند و نظام بوروکراتیک غیرمنعطف آن را یارای انطباق با پیچیدگی ها و تغییرات شتابان سیاسی و اقتصادی و ژئوپلیتکی نبود. 

آگاهی نسبت به مصادیقی که ذکر شد و به ده‌ها نمونه مشابه هم می‌توان اشاره کرد، این آموزه را می‌تواند در برداشته باشد که همانگونه که داستان توسعه، داستان یادگیری جوامع تلقی می‌شود، داستان امتناع توسعه نیز داستان نایادگیری هاست.  

علاوه بر شواهد تاریخی، آراء فیلسوفان سیاسی و اندیشمندان حوزه های اجتماعی و سیاسی نیز با یادگیرندگی و توسعه همسو به نظر می‌رسد. در دیدگاه‌های اندیشمندانی چون توماس هابز (لویاتان و قرارداد اجتماعی)، دورکیم (تراکم اخلاقی)، هابرماس (کنش ارتباطی و  حوزه عمومی)- پاره تو (چرخش نخبگان) – شومپیتر (تخریب خلاق)، پوپر (جامعه باز)، هایک (عقلانیت تکاملی) و بسیاری از صاحبنظران دیگر می توان آموزه ها و توصیه هایی برای یادگیرندگی جستجو کرد. اینکه جامعه باز، چرخش نخبگان یا گسترش حوزه عمومی، بستر  ورود افکار و ایده های جدید به عرصه سیاست و حکومتداری و یادگیرندگی حاکمان را فراهم می کند نیاز به برهان و استدلال قوی علمی ندارد.  

در دیدگاه‌های سایر متفکرانی چون امانوئل کانت، میشل فوکو، هانا آرنت، جان لاک و اندیشمندان توسعه کشورمان چون سریع القلم، فراستخواه، فاضلی، کاتوزیان، لشکربلوکی، رنانی و … نیز می‌توان نشانه‌هایی از یادگیرندگی و توسعه را پی جویی کرد.  

سخن آخر اینکه نقش حکومت‌ها در توسعه بیش از آنکه به نوع رژیم سیاسی (دموکراتیک یا مستبدانه بودن حکومتها) مربوط باشد، با نقش دولت‌ها در یادگیرندگی و توانمندسازی جامعه در ارتباط است. کم نیستند کشورهای توسعه یافته‌ای که دولت‌های آنها میانه چندانی با آرمان‌های دموکراسی ندارند. 

آنچه بیان شد چکیده‌ای از مباحثی است که به تفصیل در یادداشت‌های آتی خواهد آمد و به لطف حق تلاش بر این خواهد بود تبیین قابل قبولی از توسعه در تاریخ حیات بشری و تاریخ اندیشه سیاسی و اقتصادی عرضه شود. از هم اکنون و از انتشار بحث مقدماتی، از اندیشمندان و صاحبنظران حوزه های اقتصاد، سیاست، جامعه شناسی و حکمرانی دعوت می شود این پژوهنده مبتدی توسعه را در راه یادگیرندگی بیشتر و پالایش و ویرایش نقطه نظراتش یاری کنند.  

مخاطب گرامی، ارسال نظر پیشنهاد و انتقاد نسبت به خبر فوق در بخش ثبت دیدگاه، موجب امتنان است.

 

ع

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

چهار × 2 =