بازار ما همه نشانی از ساخت چین دارند

به گزارش مجله اقتصاددان آقای دکتر مجید سجادی پناه , عضو شورای سردبیری با درج یادداشتی نوشت : وقتی چین جمعیتی معادل یک ایران را فقط در مدرسه ابتدائی‌اش اداره می‌کند!

آقای دکتر پزشکیان؛
اقتصاد ایران امروز شبیه بازاری است که سقفش ایرانی است، اما کالاهایش به زبان دیگری حرف می‌زنند. از پیچ و مهره تا یخچال و اسباب‌بازی، از قطعه خودرو تا ابزار زندگی روزمره، همه نشانی واحد دارند؛ «ساخت چین». چین، بی‌آنکه پرچمی برافرازد، در ویترین معیشت ما مستقر شده است. این حضور، تصادفی نیست؛ نشانه نظمی است که بلد است تولید کند، توزیع کند، و بازار را فتح کند.

سؤال ساده است اما سنگین:
اگر چین توانسته بازار ما را اداره کند، چرا ما نتوانیم از تجربه اداره‌ جمعیت ۱.۴ میلیاردی او چیزی بیاموزیم؟

بازار ایران؛ نمایشگاه ناخواسته یک الگوی موفق

بازار ایران امروز آینه‌ای است که تصویر چین را بازتاب می‌دهد. چین نه با شعار، که با کالا حرف زده است. نه با بیانیه، که با زنجیره تأمین. وقتی بیش از یک‌چهارم واردات غیرنفتی ما از چین می‌آید، وقتی اسباب‌بازی کودک ایرانی تقریباً تماماً چینی است، و وقتی نفت ایران راهی جز لنگر انداختن در بندرهای چین ندارد، دیگر نمی‌توان این واقعیت را نادیده گرفت.

چین بازار را فتح نکرد؛ بازار را «فهمید». فهمید چگونه ارزان تولید کند، چگونه به‌موقع برساند، چگونه دولت را پشت تولید نگه دارد، و چگونه بوروکراسی را خدمت‌کار اقتصاد کند، نه سدی در برابر آن.

پیشنهاد یک آینه؛ نه یک تقلید

اگر قرار است از چین چیزی بیاموزیم،
در کنار کابینه رسمی، یک «کابینه چینی» شکل بگیرد؛ تیمی از وزاری بازنشسته چینی متناظر با تک تک اعضای هئیت دولت، نه برای حکومت‌داری، بلکه برای «یاد دادن نحوه اداره جمعیت».
نه کابینه شبیه کابینه سایه جلیلی و نه دولت موازی؛ بلکه جمعی از کسانی که بلدند چگونه صادرات را بزرگ کنند، چگونه تولید را از گلوی واردات بیرون بکشند، و چگونه وزارتخانه را از کاغذ نجات دهند. چین، وزارتخانه را با داده اداره می‌کند، نه با بخشنامه. بازار را با زنجیره می‌بیند، نه با تعزیر.

وقتی سازمان تعزیرات با بودجه‌ای چندصد میلیاردی، با بیش از ۵۰۰ شعبه و حضور در ۲۶۰ شهرستان، دیروز با افتخار اعلام می‌کند که «بیش از ۸۰ درصد پرونده‌هایش زیر ۱۰۰ میلیون ریال است»، در واقع ناخواسته اعتراف می‌کند که توان، وقت و سرمایه حاکمیت، صرف تعقیب خرده‌پرونده‌هایی شده که نه ربطی به بحران ارزی کنونی دارند، نه به سفره مردم، و نه به ریشه‌های اخلال اقتصادی.

این آمار، نشانه کارآمدی نیست؛ سند “نابینایی نهادی” است. سازمانی که باید سراغ گلوگاه‌های فساد، رانت‌های ارزی، شبکه‌های بزرگ قاچاق و عدم‌رفع تعهدات کلان برود، به شکار ماهی‌های کوچک افتاده است. نتیجه هم روشن است: فیل‌های اقتصادی آزادانه عبور می‌کنند، اما دکان‌دار خرد زیر ذره‌بین است.

چین و ایران؛ مسئله جمعیت نیست، مسئله فرمان است

چین کشوری است که تعداد دانش‌آموزان ابتدایی‌اش با جمعیت کل ایران برابری می‌کند. اما این غول انسانی را با نظم اداره می‌کند؛ با سامانه، با برنامه، با تصمیم‌های بلندمدت.

ما اما گاهی در اداره یک کشور ۹۰ میلیونی، درگیر روزمرگی، تداخل وظایف و فرسایش نهادی می‌شویم.
پس مسئله، بزرگی جمعیت نیست؛
مسئله، کوچکی فرمان است.
چین نشان داده که می‌شود دولت را لاغر کرد اما مقتدر نگه داشت؛ می‌شود فساد را نه با شعار، که با شفافیت فناورانه مهار کرد؛ می‌شود رشد را نه با تزریق پول، که با انضباط حفظ کرد.

بنابراین وقتی ما بار را گرفته‌ایم، راه را هم یاد بگیریم

آقای دکتر پزشکیان؛

امروز اقتصاد ایران بارِ چینی حمل می‌کند، اما راهِ چینی را بلد نیست. ما مصرف‌کننده نظم دیگران شده‌ایم، بی‌آنکه منطق آن نظم را بفهمیم. این وابستگی، اگر به یادگیری تبدیل نشود، خطرناک است؛ اما اگر به انتقال تجربه بدل شود، فرصت است.
چین از فقر به قدرت رسید، نه با معجزه، بلکه با مدیریت.
پیشنهاد این است:
پیش از آنکه بازار، دولت را دور بزند، دولت از تجربه بازارسازان جهان درس بگیرد.
نه برای شبیه شدن به چین، بلکه برای «بلد شدنِ نحوه اداره ایران».

مخاطب گرامی، ارسال نظر پیشنهاد و انتقاد نسبت به خبر فوق در بخش ثبت دیدگاه، موجب امتنان است.

ع

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

نوزده − شش =