گروه خبری، تحلیلی اقتصاددان شمال// در ترانه «کالبدِ نادیده در آینه شکسته» اثر حجت بقایی، مفاهیم فلسفی و اجتماعی در بستری از «سورئالیسم اعتراض شهری» بازتاب مییابد؛ سبکی که این بار نه در میدان سیاست، بلکه در بطنِ اقتصاد و سازوکارهای تولید و مصرفِ انسانِ امروز معنا پیدا میکند.
این اثر را میتوان واکنشی هنری به جامعهای دانست که در آن ارزش انسان، به اندازه بازدهی او در چرخه اقتصادی سنجیده میشود.
✓ از انسان تا کالا؛ روندِ شیءوارگی: در این ترانه، «کالبدِ نادیده» استعارهای است از انسانهایی که در مناسبات شهری و اقتصادی، به «واحد تولید و مصرف» تقلیل یافتهاند. شاعر با تصویر «آینه شکسته» نشان میدهد چگونه هویت فردی در نظام بازار، قطعهقطعه میشود؛ هر تکه بازتاب یک نقش، یک نقاب، یا یک عدد در تابلوی آمار.

شهر در این اثر، تصویری فشرده از بازار آزاد است، جایی که دیدهشدن با خریدن، و شنیدهشدن با تبلیغ شدن اشتباه گرفته میشود.
✓ اعتراضی فراتر از سیاست:
بقایی از «اعتراض سیاسی» عبور کرده و وارد قلمرو «اعتراض هستیشناختی» شده است؛
او نه علیه دولت، بلکه علیه ساختار ذهنی انسان اقتصادیشده مینویسد.
وقتی میگوید: «من دیده نمیشوم»، در واقع میخواهد بگوید: «من فقط بهقدر سودم ارزش دارم».
در پایان اما با جمله «ما دیده میشویم» نوعی بیداری جمعی را نوید میدهد؛ بازگشت به ارزش ذاتی انسان خارج از منطق بازار.
✓ ساختار زبانی و موسیقایی:
ترانه با ریتمی سرد و زمانمند آغاز میشود، یادآور چرخه ساعت کاری یا زندگی ماشینی. سپس در بخش پایانی، ریتم به تدریج آزاد میشود تا معنای رهایی از تکرار و مکانیزم را القا کند.
زبان تصویرمند و استعاری شعر، ماهیت سرمایهداری مدرن را بدون اشاره مستقیم برملا میکند.
سکوتها و مکثهای عمدی، نقش «وقفه اقتصادی» را بازی میکنند؛ همان جایی که سیستم از کار میافتد و انسان دوباره خود را میبیند.
✓ سورئالیسم اعتراض شهری؛ زبان تازه نقد اجتماعی: سبک «سورئالیسم اعتراض شهری» در این اثر، ترکیب سه جنبه است:
1. تحلیل شهری: شهر به عنوان بازار، نه صرفاً سکونتگاه.
2. سورئالیسم زبانی: ترکیب رؤیا و واقعیت برای افشای مکانیسمهای پنهان قدرت و مصرف.
3. اعتراض فلسفی: تمرکز بر بحران ادراک و بیهویتی، نه صرفاً بر ناعدالتی اقتصادی.

((به این معنا، بقایی با زبان شعر همان تحلیلی را ارائه میدهد که یک اقتصاددان فرهنگی در قالب نظریه «ارزش مبادلهای» مطرح میکند.))
✓ پیام اجتماعی برای جامعه امروز: ترانه در لایههای زیرین خود پرسشی بنیادین طرح میکند:
آیا ما هنوز انسانیم یا صرفاً دادهای در پایگاه فروش و بازدید؟
پاسخ شاعر روشن است:
تا وقتی ببینیم، بشنویم و بیدار شویم، هنوز زندهایم، اما اگر نادیده بمانیم، حتی در روشنترین شهرها مردهایم.
✓ نتیجهگیری: «کالبدِ نادیده در آینه شکسته» فقط یک اثر موسیقایی نیست؛
بیانیهای است علیه فروکاستن انسان به کارکرد اقتصادی،
دعوت به احیای معنا، و نقد فرهنگ مصرف در شهرهای مدرن.
سبک «سورئالیسم اعتراض شهری» این اثر را به حلقه پیوندی میان اقتصاد، فلسفه و هنر بدل میکند؛
جاییکه شعر، صدای خاموشِ همان انسانهایی است که در آمارها دیده میشوند، اما در حقیقت نادیدهاند.