چشم‌انداز اقتصاد ایران بعد از فعالسازی مکانیسم ماشه

فعال شدن مکانیسم ماشه می تواند به یک بحران تمام‌عیار اقتصادی تبدیل شود یا تنها به‌عنوان یک «هشدار سیاسی» باقی بماند، بستگی به مدیریت داخلی و سیاست‌گذاری‌های آینده ایران دارد.

فعال شدن مکانیسم ماشه بار دیگر نام ایران را به مرکز تنش‌های بین‌المللی کشانده است. در حالی که برخی کارشناسان معتقدند اقتصاد ایران سال‌هاست خود را با تحریم‌ها تطبیق داده و اثر تازه‌ای از این روند احساس نخواهد شد، گروهی دیگر هشدار می‌دهند که این بار فشارها می‌تواند ابعادی متفاوت داشته و تبعات سنگینی برای اقتصاد کشور به همراه آورد.

به گزارش اقتصاددان به نقل از بازار ، با اعلام آغاز روند فعال‌سازی مکانیسم ماشه از سوی برخی کشورهای اروپایی، فضای سیاسی و اقتصادی ایران وارد مرحله‌ای تازه شده است. این مکانیسم که در چارچوب برجام  طراحی شده بود، عملاً امکان بازگرداندن تحریم‌های بین‌المللی علیه ایران را فراهم می‌کند. پرسش اصلی امروز این است که چنین روندی چه اثری بر اقتصاد ایران خواهد گذاشت؛ آیا شاهد موج تازه‌ای از بحران‌ها خواهیم بود یا شرایط اقتصادی چندان تغییری نخواهد کرد؟

برخی از کارشناسان اقتصادی بر این باورند که فعال‌سازی مکانیسم ماشه، بیش از آنکه اثر واقعی بر اقتصاد ایران بگذارد، جنبه روانی و تبلیغاتی دارد. به گفته این گروه، ایران در سال‌های گذشته تحت سخت‌ترین تحریم‌های آمریکا قرار گرفته و بخش عمده‌ای از کانال‌های مالی و تجاری کشور بسته شده است. برخی از کارشناسان در همین باره می گویند: «در واقع چیزی برای از دست دادن باقی نمانده است. تحریم‌های آمریکا تقریباً همه بخش‌های اقتصاد ایران را هدف قرار داده و اروپا نیز در عمل به تعهدات اقتصادی خود پایبند نبوده است. بنابراین، حتی اگر مکانیسم ماشه به‌طور کامل فعال شود، اثر جدیدی فراتر از وضعیت فعلی احساس نخواهد شد.»

این گروه معتقدند اقتصاد ایران در سال‌های اخیر مسیر تحریم و یا خودتحریمی را طی کرده و با کاهش شدید درآمدهای نفتی و محدودیت در مبادلات بانکی، ساختار تولید و تجارت به گونه‌ای شکل گرفته که از قبل آماده مقابله با فشارهاست.

دیدگاه دیگری نیز در این بین وجود دارد که با فعالسازی مکانیسم ماشه یک فاجعه اقتصادی در راه است. در مقابل، عده‌ای دیگر از کارشناسان هشدار می‌دهند که نباید فعال شدن مکانیسم ماشه را دست‌کم گرفت. آنان تأکید می‌کنند که این روند می‌تواند تحریم‌های شورای امنیت را بازگرداند و مشروعیت بین‌المللی بیشتری به فشارها علیه ایران بدهد. آنها در این باره می گویند تحریم‌های آمریکا یک چیز است و تحریم‌های بین‌المللی چیز دیگر. اگر دوباره قطعنامه‌های شورای امنیت فعال شود، بسیاری از کشورها و شرکت‌های آسیایی و حتی همسایگان ایران مجبور خواهند شد روابط اقتصادی خود را با تهران کاهش دهند. این موضوع می‌تواند تجارت منطقه‌ای و صادرات غیرنفتی ایران را با مشکلات جدی مواجه کند.

به باور این دسته از کارشناسان، مهم‌ترین تبعات اقتصادی فعال شدن مکانیسم ماشه را می‌توان در چند حوزه اصلی خلاصه کرد؛

*فشار بر صادرات نفت و گاز؛ اگرچه فروش نفت ایران هم‌اکنون نیز محدود است، اما بازگشت تحریم‌های بین‌المللی می‌تواند مسیرهای نیمه‌رسمی و توافقات پنهانی با برخی خریداران را نیز دشوارتر کند.

*انسداد مبادلات بانکی؛ بازگشت تحریم‌های سازمان ملل، شبکه بانکی ایران را بیش از پیش منزوی خواهد کرد و حتی تبادلات محدود با برخی بانک‌های منطقه‌ای را نیز از بین می‌برد.

*افزایش هزینه تجارت غیرنفتی؛ صادرکنندگان و واردکنندگان ایرانی مجبور به پرداخت هزینه‌های بیشتری برای دور زدن تحریم‌ها می‌شوند که این امر به افزایش قیمت کالاها در داخل منجر خواهد شد.

*تشدید بی‌اعتمادی سرمایه‌گذاران؛ فضای نااطمینانی تشدید می‌شود و سرمایه‌گذاران داخلی و خارجی انگیزه کمتری برای حضور در پروژه‌های اقتصادی خواهند داشت.

*افزایش تورم و فشار بر معیشت مردم؛ کاهش دسترسی به منابع ارزی و رشد هزینه واردات، می‌تواند به موج تازه‌ای از تورم دامن بزند.

حال سوالی که بوجود می آید این است، در چنین شرایطی، ایران چه اقداماتی می‌تواند انجام دهد تا از تبعات احتمالی فعال شدن مکانیسم ماشه بکاهد. کارشناسان در این باره چند مسیر را پیشنهاد می‌کنند؛

۱.تقویت دیپلماسی منطقه‌ای؛ تمرکز بر روابط با همسایگان و ایجاد توافقات دو و چندجانبه می‌تواند بخشی از فشار تحریم‌ها را خنثی کند. کشورهای منطقه معمولاً ملاحظات امنیتی و اقتصادی مشترکی با ایران دارند که می‌تواند زمینه همکاری را فراهم کند.

۲.تنوع‌بخشی به اقتصاد داخلی؛ کاهش وابستگی به نفت و توسعه صنایع کوچک و متوسط، یکی از راه‌های اساسی برای مقابله با شوک‌های خارجی است.

۳.شفافیت و اصلاحات داخلی؛ بسیاری از کارشناسان تأکید می‌کنند که اصلاح نظام بانکی، مقابله با فساد و ایجاد اعتماد عمومی، بیش از هر چیز به تاب‌آوری اقتصاد کمک خواهد کرد.

۴.مدیریت بازار ارز؛ بانک مرکزی باید با استفاده از ابزارهای موجود، از نوسانات شدید نرخ ارز جلوگیری کند؛ زیرا افزایش ناگهانی قیمت دلار، به‌سرعت بر سفره مردم اثر می‌گذارد.

۵.دیپلماسی فعال با قدرت‌های غیرغربی؛ چین، روسیه و برخی کشورهای آسیایی می‌توانند بخشی از نیازهای ایران را تأمین کنند، به شرطی که تهران سیاست خارجی هماهنگ و منسجمی در پیش گیرد.

فعال شدن مکانیسم ماشه را می‌توان نقطه‌ای تازه در منازعه طولانی ایران و غرب دانست. اینکه این روند به یک بحران تمام‌عیار اقتصادی تبدیل شود یا تنها به‌عنوان یک «هشدار سیاسی» باقی بماند، بستگی زیادی به مدیریت داخلی و سیاست‌گذاری‌های آینده ایران دارد. آنچه مسلم است، شرایط فعلی اقتصاد کشور شکننده است و هرگونه فشار تازه می‌تواند آثار جدی بر معیشت مردم برجای بگذارد. در عین حال، اگر اصلاحات اقتصادی و دیپلماسی فعال به‌طور همزمان دنبال شود، شاید بتوان از تهدید موجود فرصتی برای تغییر مسیر و بازسازی اقتصاد ساخت.

مخاطب گرامی، ارسال نظر پیشنهاد و انتقاد نسبت به خبر فوق در بخش ثبت دیدگاه، موجب امتنان است.

 

ع

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

2 × دو =

پربازدیدترین ها