پرونده ۵۵ سال سیاست ارزی ایران از دلار نفتی تا رانت نهادی

مهندس علی انوری معمار شبکه متاص (مرجع تحلیل اقتصاد و صنعت) و عضوشورای سردبیری با درج یادداشتی در اقتصاددان در موردسیاست ارزی ایران نوشت :روایت یک انحراف مزمن: چگونه ارز، صنعت را بلعید.

ارز در ایران هرگز فقط یک متغیر اقتصادی نبوده است.
ارز، ستون فقرات سیاست صنعتی، ابزار تنظیم تورم، مکانیزم توزیع رانت، و در نهایت بازوی بازتولید قدرت بوده است.

برای فهم وضعیت امروز، باید مسیر ۵۵ ساله سیاست ارزی ایران را مرحله‌به‌مرحله دید؛ نه به‌عنوان سلسله‌ای از تصمیمات فنی، بلکه به‌عنوان روندی که به تدریج یک اقتصاد رانتی نهادی‌شده را شکل داده است.

 دهه ۵۰: ارز نفتی و آغاز بیماری هلندی
وقتی دلار نفتی جای بهره‌وری را گرفت

در دهه ۵۰، ایران ثروتمند بود؛ اما ثروت به قدرت صنعتی تبدیل نشد. جهش درآمدهای نفتی، ریال را به ارز قوی و واردات را به ابزار توسعه تبدیل کرد. دولت با دلار نفتی، توسعه صنعتی را «وارداتی» تعریف کرد.

نتیجه چه بود؟
✔️تقویت واردات مصرفی و سرمایه‌ای
✔️تضعیف تولید رقابتی
✔️وابستگی ساختاری به ارز نفت

کارخانه ساخته شد، اما زنجیره ارزش نه. پول فراوان، انضباط را از بین برد و «دسترسی به ارز» مهم‌تر از «توان تولید» شد. همان‌جا بذر بیماری هلندی کاشته شد: صنعتی که روی ریال قوی ایستاده بود، نه روی بهره‌وری واقعی.

در این مرحله، رانت هنوز نهادی نشده بود؛اما بنیان وابستگی ارزی و ذهنیت حل مسئله با دلار شکل گرفت.

 دهه ۶۰: کنترل ارزی در اقتصاد جنگی
سهمیه، صف، و تولد ذهنیت رانت

در دهه ۶۰، چندنرخی بودن ارز به ابزار بقا تبدیل شد. دولت برای مدیریت کمبود، ارز را سهمیه‌بندی کرد.
در این دوره:
✔️توزیع اداری جایگزین بازار شد
✔️مجوز و دسترسی به ارز اهمیت یافت
✔️شکاف نرخ‌ها شکل گرفت

ارزش پول دیگر بر اساس کار و بهره‌وری تعیین نمی‌شد، بلکه بر اساس مجوز و نزدیکی به مرکز تخصیص. موفق‌ترین بنگاه، کارآمدترین نبود؛ نزدیک‌ترین بود.

رانت هنوز کاملاً ساختاری نشده بود، اما «ذهنیت سهمیه‌ای» در اقتصاد نهادینه شد. صنعت به‌جای رقابت، یاد گرفت چگونه به منابع ارزان دسترسی پیدا کند.

 دهه ۷۰: آزادسازی نیمه‌کاره و جهش ارزی
ارز؛ ابزار مدیریت بحران، نه ابزار توسعه

پس از جنگ، سیاست تعدیل و تک‌نرخی‌سازی آغاز شد. اما نبود ثبات نهادی، کسری‌های ساختاری و ضعف نظام بانکی و مالیاتی، جهش‌های ارزی را رقم زد.
نتیجه:
✔️بی‌اعتمادی به سیاست تک‌نرخی
✔️بازگشت به کنترل‌های مقطعی
✔️تقویت سفته‌بازی ارزی

هر بار که بازار نفس کشید، شوک مالی یا سیاسی آن را به عقب راند. فعال اقتصادی فهمید که سیاست ارزی پایدار نیست؛ بنابراین سرمایه‌گذاری بلندمدت عقلانی نیست.

اقتصاد به سمت سوداگری کوتاه‌مدت لغزید.
ارز از ابزار توسعه به ابزار مهار بحران تبدیل شد.

 دهه ۸۰: تثبیت مصنوعی و انباشت فشار
سرکوب آرام، تخریب خاموش

در دوره وفور نسبی درآمد نفت، نرخ ارز عملاً سرکوب شد. تورم داخلی بالا بود، اما نرخ ارز متناسب تعدیل نشد.
پیامد:
✔️از بین رفتن رقابت‌پذیری صادرات صنعتی
✔️افزایش واردات ارزان
✔️تشدید وابستگی تولید به مواد اولیه وارداتی

در ظاهر ثبات بود؛ در باطن فشار انباشته می‌شد. هزینه‌ها بالا می‌رفت، اما نرخ ارز ثابت می‌ماند. واردات جذاب‌تر شد، صادرات صنعتی نحیف‌تر.

این دهه، دهه آرامش ظاهری و انباشت انفجاری بود. زیر پوست ثبات، پایه‌های رقابت صنعتی در حال فرسایش بود.

 دهه ۹۰: تحریم، چندنرخی شدید و تولد اولیگارشی ارزی
وقتی رانت از انحراف به ساختار تبدیل شد

با تشدید تحریم‌ها، ارز چندنرخی با شدت بیشتری بازگشت. شکاف میان نرخ رسمی و آزاد به ده‌ها درصد رسید.
اینجاست که رانت ارزی از یک انحراف به یک «سازوکار قدرت» تبدیل شد.

دسترسی به ارز ترجیحی:
✔️سودهای کلان بدون ریسک ایجاد کرد
✔️شبکه‌های ذی‌نفع ساخت
✔️ساختار توزیع قدرت اقتصادی را تغییر داد

میلیاردها دلار در فاصله چند رقم جابه‌جا شد؛ نه از مسیر نوآوری، نه از مسیر صادرات، بلکه از مسیر «دسترسی». در این دوره، اولیگارشی ارزی متولد شد؛ گروه‌هایی که ثروتشان نه از تولید، بلکه از امتیاز نرخ ساخته شد.

رانت، دیگر یک انحراف نبود؛یک ساختار بود.

 دهه ۱۴۰۰: فرسایش سرمایه اجتماعی و صنعتی
بحران اعتماد و عقب‌نشینی از تولید

در سال‌های اخیر، بی‌ثباتی ارزی نه‌تنها اقتصاد، بلکه اعتماد عمومی را نیز فرسوده کرده است.
پیامدها:
✔️تقویت تقاضای سرمایه‌ای ارز
✔️گسترش خروج سرمایه
✔️کاهش افق سرمایه‌گذاری بلندمدت
✔️تضعیف صنایع رقابتی

تولیدکننده نمی‌داند با چه نرخی بخرد و بفروشد. صادرکننده نمی‌داند سیاست بازگشت ارز چگونه تغییر می‌کند. واردکننده میان ممنوعیت و قاچاق سرگردان است.

در چنین فضایی، عقل اقتصادی می‌گوید:
✔️تولید نکن، معامله کن؛
✔️سرمایه‌گذاری نکن، ارزش پولت را حفظ کن.
✔️اقتصاد از تولید به احتیاط عقب نشست.

 الگوی تکرارشونده ۵۵ ساله: چرخه تخریب در تمام این دهه‌ها، یک الگوی ثابت دیده می‌شود:
✔️وفور یا کمبود ارز
✔️مداخله اداری
✔️ایجاد شکاف نرخ
✔️شکل‌گیری رانت
✔️انباشت بحران
✔️جهش ارزی
✔️بازگشت به کنترل

یا به بیان ساده‌تر:
سرکوب ارزی >> ایجاد شکاف >> توزیع رانت >> انباشت فساد >> جهش نرخ >> بازگشت به کنترل.

این چرخه فقط نوسان اقتصادی نیست؛این چرخه بازتولید ساختاری نابرابری و بی‌عدالتی است.

 پیامد واقعی: صنعتی که نیمه‌کاره ماند
نتیجه ۵۵ سال سیاست ارزی متناقض چیست؟

✔️زنجیره ارزش ناقص
✔️صادرات مواد خام
✔️صنایع مونتاژی شکننده
✔️بنگاه‌های زامبی وابسته به حمایت
✔️بازاری که کیفیت را قربانی قیمت دستوری کرده است

در این ساختار، حتی تولیدکننده سالم هم برای بقا باید به منطق رانت تن بدهد یا حذف شود.

 مسئله اصلی کجاست؟
مسئله فقط چندنرخی بودن نیست. مسئله، نبود هم‌زمانی اصلاح ارزی و اصلاح تجاری و نهادی است.

تا زمانی که:
✔️هزینه‌های مبادله بالا باشد
✔️تعرفه‌ها پیچیده باشند
✔️قوانین متراکم و زمان‌بر باشند
✔️شفافیت کامل وجود نداشته باشد
هر سیاست ارزی، به‌جای اصلاح، زمینه رانت جدید ایجاد خواهد کرد.

 فاجعه پنهان‌تر: تغییر معیار موفقیت رانت ارزی فقط ثروت جابه‌جا نکرد؛ معیار موفقیت را تغییر داد.

در اقتصاد رانتی:
✔️دسترسی مهم‌تر از مهارت است
✔️رابطه مهم‌تر از رقابت است
✔️امتیاز مهم‌تر از بهره‌وری است
و این یعنی تخریب تدریجی اخلاق تولید.

وقتی تولیدکننده سالم مجبور شود برای بقا وارد بازی امتیاز شود،سیستم از درون تهی می‌شود.

پرسش کلیدی

آیا ایران می‌تواند از «مدیریت بحران ارزی» به «معماری سیاست ارزی» عبور کند؟

این عبور مستلزم سه تغییر بنیادین است:
1️⃣ پایان دادن به شکاف‌های مصنوعی بزرگ
2️⃣ بازتعریف رابطه ارز و سیاست صنعتی
3️⃣ شفاف‌سازی کامل تخصیص منابع ارزی

بدون این سه محور، هر اصلاح ارزی، کوتاه‌مدت و شکننده خواهد بود.

جمع‌بندی

۵۵ سال سیاست ارزی ایران نشان می‌دهد که ارز نه‌تنها یک متغیر اقتصادی، بلکه یک متغیر حکمرانی است.

اگر اصلاح صرفاً فنی باشد،رانت بازتولید خواهد شد.
اما اگر اصلاح نهادی و شفاف باشد،ارز می‌تواند از ابزار توزیع امتیاز به ابزار توسعه صنعتی تبدیل شود.

https://www.linkedin.com/in/anvariali

مخاطب گرامی، ارسال نظر پیشنهاد و انتقاد نسبت به خبر فوق در بخش ثبت دیدگاه، موجب امتنان است.

ع

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

5 × دو =