جعفر بخشی بی نیاز نویسنده و روزنامه نگار با درج یادداشتی در اقتصاددان نوشت : گفت تاريخ ما را با اينكه چه احساسی داشتیم قضاوت نخواهد کرد ؛ تاريخ ما را با اينكه چطور عمل كنيم قضاوت خواهد كرد. در بزنگاه های تاریخی آنچه بازماندگان میخوانند نه تاریخ احساسات ماست بلکه تاریخ اعمال ماست. احساس خشم ؛ ترس ؛ امید یا حتی دلسوزی که هیچ یک در ترازوی قضاوت تاریخ وزن نمیشود مگر آنکه به رفتار بدل شده باشد. ملت ها نه با آنچه در درونشان میگذرد بلکه با آنچه انجام میدهند شناخته میشوند. در هر عصرِ بحران ساز ؛ میان احساس و مسئولیت شکافی پدید میآید. بسیاری از انسانها احساس نیک دارند. آرزوهای بزرگ در سر میپرورانند. اما از مرحلهی نیت فراتر نمیروند. تاریخ اما نیتی را تقدیس نمیکند که نتیجه را میسنجد. پرسش تاریخ از ما چنین خواهد بود در آن لحظهای که باید انتخاب میکردی چه کردی. نه اینکه در آن لحظه چه احساسی داشتی. ما گاه در دام ستایش احساس می افتیم. میپنداریم صِرف دلسوزی برای مردم یا خشم از بی عدالتی ؛ ما را در سمت درست تاریخ قرار میدهد. اما تجربهی قرنها مبارزه ؛ اصلاح ؛ شکست و پیروزی نشان میدهد که تنها آنان که احساسات خود را به رفتار آگاهانه و مسئولانه بدل کردند ؛ ماندگار شدند.
تاریخ صفی از میخواستم ها و دوست داشتم ها ندارد. بلکه فهرستی از انجام دادم ها دارد. در جهان امروز که روایت سازی بر واقعیت میچربد ؛ خطر آن است که احساسات ما به جای کنش هایمان معیار قضاوت قرار گیرد. اما تاریخ حتی اگر دیر اما سرانجام پرده را کنار میزند. آن گاه تنها عمل است که باقی میماند. آنچه ما انجام دادیم یا انجام ندادیم سندی خواهد شد از مسئولیت پذیری هایمان در برابر سرنوشت جمعی. اگر بخواهیم در این جهان ؛ یادگار نیک بگذاریم باید بیاموزیم احساس کافی نیست. عمل است که جهان را تغییر میدهد. عدالت ؛ آزادی ؛ کرامت انسانی یا هر آرمان دیگری در میدانِ احساس محقق نمیشود که در میدان کنش ساخته میشود. تاریخ دفتر احساس نیست که دفتر کُنش است. احساسات هر چند سرچشمهی حرکتاند اما اگر به تصمیم و عمل نینجامند در حافظهی جمعی محو میشوند. آنچه آیندگان از ما به یاد خواهند آورد نه این است که چه احساسی داشتیم بلکه این است که در بزنگاهها چه کردیم. در بزنگاههای سرنوشت ساز جوامع با چالشی بنیادین روبهرو میشوند. شکاف میان احساس و اقدام. بسیاری از ما با امید خشم یا دلسوزی نسبت به وضعیت جامعه واکنش نشان میدهیم، اما اندکاند کسانی که احساس را به ارادهای سازنده تبدیل کنند.
تاریخ اما در قضاوت خود بی طرف و بی رحم است. به نیتها و عواطف ما امتیاز اضافی نمیدهد. آنچه ثبت میکند عمل است. ملتها نه به اندازهی رؤیاهایی که در دل دارند بلکه به میزان مسئوليت پذيری هایشان در عمل شناخته میشوند. لحظههایی وجود دارد که از فرد تا جامعه ناگزیر از گزینشیم. یا در مدار امن احساس بمانیم ؛ یا خطر عمل را بپذیریم. تاریخ از ما نمیپرسد چه اندازه اندوهگین یا خشمگین بودیم. میپرسد در برابر آنچه درست می دانستیم چه میزان ایستادیم. در عصر روایتهای پر سر و صدا و شبکههای اجتماعی پر از اظهار نظر ؛ احساس در دسترستر از مسئولیت است. همدردی آسانتر از اقدام است. اما آنچه جهان را دگرگون میکند نه هیجان لحظهای که پایداری یک تصمیم است. وجدان تاریخی به ویژه در نسلهای آینده دلایل احساسی ما را نخواهد شناخت بلکه نتایج رفتاریمان را خواهد سنجید. امروز بیش از هر زمان باید به خود یادآوری کنیم که تاریخ دفتر ثبت احساسات نیست. آزمایشگاه کردار انسانهاست. از دل نیتهای خوب اگر کنش برخیزد آینده ساخته میشود وگرنه احساس تنها پژواکی ست در زمان که خاموش میشود. تاریخ نه میپرسد چه احساسی داشتی بلکه تنها مینویسد چه کردی !
مخاطب گرامی، ارسال نظر پیشنهاد و انتقاد نسبت به خبر فوق در بخش ثبت دیدگاه، موجب امتنان است.
ع