پاسخ به یک نگرانی ملی !

جعفر بخشی بی نیاز ،نویسنده و عضو شورای سردبیری با درج یادداشتی در اقتصاددان نوشت : در پسِ پرده‌ی تنش‌های بین ایران و آمریکا که به مرز طغیان و حمله رسیده و هر آن ممکن است این نبرد خون بار منطقه را به سمت ویرانی سوق دهد ؛ درست در جایی که واژگان قدرت و بازدارندگی در اتاق‌های بسته و به طور پنهان میان بزرگان سیاست رد و بدل می‌شود ؛ صدای مردم عادی کاملا گم شده است. مردمی به شدت نگران که عموما پرسشی بنیادینی را مطرح می‌کنند با این مضمون که اگر بدترین سناریو یعنی درگیری نظامی مستقیم در کشور به زودی به واقعیت بپیوندد که نشانه های آن کاملا محرز و هویداست ؛ تکلیف میلیون‌ها شهروندی که نه سنگری دارند ؛ نه پناهگاهی و نه ذخیره‌ای برای روز مبادا ، چه خواهد بود. مردم ایران ماه‌هاست که در معرض فرسایش اقتصادی ناشی از تورم لجام‌ گسیخته و فشار تحریم‌ها قرار دارند. این جنگ سرد اقتصادی توان روانی و مالی آحاد جامعه را مدتهاست که به تحلیل برده است.

 در چنین بستری وقوع جنگی واقعی نه یک بحران جدید که دقیقا فروپاشی کامل است. در شهرهای پر تراکم اکثریت شهروندان در معرض مستقیم تهدید قرار دارند ؛ بدون هیچ لایه حفاظتی مطمئنی میان خود و عواقب جنگ. این مردم پیش از آنکه نگران گلوله باشند ؛ نگران نان شب ؛ قیمت دارو و امنیت خانواده‌هایشان هستند. خصوصا افراد سالمند و بچه های کوچک. جنگ این اضطراب‌های مزمن را به وحشتی غیر قابل مهار تبدیل خواهد کرد. نقد اصلی نه متوجه خودِ جنگ ؛ بلکه متوجه تفاوت فاحش میان وضعیت فرماندهان و شهروندان عادی در کشور است. این شکاف عمیق به شکاف اعتماد ملی دامن می‌زند. این تفکر که مسئولین فقط منتظر اولین سیگنال برای خروج و حفظ جان خود هستند ؛ نه صرفاً یک شایعه بلکه بازتابی از فقدان عمیق حس مسئولیت مشترک است. وقتی حفظ جان مسئولین در اولویت قرار می‌گیرد این پیام به مردم می‌رسد که آن‌ها در این معادله نه شهروندان اصلی که قربانیان قابل تعویض هستند. آیا در اتاق‌ های تصمیم‌ گیری آمارهای دقیقی از تعداد خانوارهایی که یک هفته بدون نان می‌مانند ؛ یا تعداد سالمندانی که دارویشان قطع خواهد شد ؛ در کنار نقشه‌های نظامی روی میز قرار می‌گیرد یا صرفاً بقای سیستم برایشان اهمیت دارد.

 جنگ دیر یا زود با شواهدی پیدا و آشکار شروع خواهد شد و ویرانی پشت ویرانی ارمغانِ این نزاعِ خونین خواهد شد‌. این پرسش بنیادی و ریشه ای که دقیقا تکلیف مردم با جنگ چیست ؛ هسته‌ی مرکزی بی‌ اعتمادی کنونی ست. این نگرانی یک مطالبه‌ی سیاسی نیست بلکه یک فریاد برای حفظ کرامت انسانی ست. مردم بی‌ صدایی که در میان سیاست‌های بزرگ ؛ همانند همیشه تنها می‌مانند. اگر حاکمیت خود را متعهد به این مردم می‌داند و جان و مال این مردم برایش اهمیت دارد ؛ باید پیش از آنکه هر گونه تنشی در منطقه شعله‌ ور شود و جنگ سقف خانه ها را بشکافد و گورهای دسته جمعی بسازد ؛ برنامه نجات این قشر آسیب‌ پذیر را شفاف و قابل اجرا عملیاتی کند‌. در غیر این صورت تاریخ قضاوت خواهد کرد که در لحظه‌ی آزمون بزرگ اولویت حفظ جان بقای چند نفر بود و بهای آن را ملت با چه چیزی پرداخت کرد. حرف آخر این که مردم اولین و آخرین قربانیان هر جنگی هستند. جنگی که در آن گلوله ها فقط مردم عادی را نشانه می رود‌ و با راهبران کاری ندارد.

مخاطب گرامی، ارسال نظر پیشنهاد و انتقاد نسبت به خبر فوق در بخش ثبت دیدگاه، موجب امتنان است.

ع

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

سیزده + 4 =

پربازدیدترین ها