جعفر بخشی بی نیاز روزنامه نگار و عضو شورای سردبیری با درج یادداشتی در اقتصاددان نوشت : ایالات متحده و ونزوئلا پس از روی کار آمدن هوگو چاوز آبشان هرگز با هم توی یک جوب نرفت و برای هم شمشیر را از رو بستند. این روابط به طور مداوم رو به تیرگی گذاشت. اما آنچه امروز به عنوان حمله آمریکا به ونزوئلا شناخته میشود یک تهاجم نظامی سنتی نیست که یک استراتژی چند لایه از فشار حداکثری ؛ تحریم های اقتصادی فلج کننده ؛ عملیاتهای اطلاعاتی ؛ و تلاش های دیپلماتیک برای بر کناری دولت نیکلاس مادوروست. این رویکرد که توسط واشنگتن به عنوان تلاشی برای بازگرداندن دموکراسی و مبارزه با دیکتاتوری معرفی شده از سوی دولت کاراکاس و متحدانش به عنوان دخالت آشکار در امور داخلی و نقض حاکمیت ملی تلقی شده است. که البته ریشه اصلی این تنشها در ماهیت ایدئولوژیک انقلاب بولیواری و ذخایر عظیم نفتی ونزوئلا نهفته است. دولتهای چاوز و مادورو بر مبنای سوسیالیسم قرن بیست و یکم سرمایه داری غربی به ویژه نفوذ شرکتهای نفتی آمریکایی را به چالش کشیدند. ایالات متحده که ونزوئلا را حیاط خلوت خود میدانست این حرکت ایدئولوژیک را تهدیدی مستقیم برای منافع ژئوپلیتیک و اقتصادی خود در نیمکره غربی تلقی کرد.
فشار ایالات متحده عمدتاً از طریق دو محور اصلی اعمال شده. نخست تحریم های مالی و نفتی و دوم فشار سیاسی و امنیتی. دولت مادورو همواره این اقدامات را تلاش برای کودتای اقتصادی و امپریالیسم مدرن دانسته. در پاسخ کاراکاس روابط خود را با قدرتهای رقیب آمریکا مانند روسیه ؛ چین و ایران تقویت کرد. این دیپلماسی ضد امپریالیستی منجر به شکل گیری یک جبهه مقاومت اقتصادی شد. قوی ترین و دردناک ترین وجه این رویارویی تأثیر آن بر شهروندان عادی ونزوئلا بود. تحریمهای نفتی نه تنها دولت را تضعیف کردند بلکه زیر ساختهای حیاتی کشور از جمله سیستم بهداشت و درمان و شبکههای توزیع غذا را هم مختل ساختند. این بحران اقتصادی منجر به یکی از بزرگترین موجهای مهاجرت در تاریخ مدرن آمریکای لاتین شد. جایی که میلیونها نفر برای بقا به کلمبیا پرو و دیگر کشورهای همسایه پناه بردند.
در حالی که دولت مادورو کمبودها را به گردن تحریمها میاندازد منتقدان استدلال میکنند که سوء مدیریت داخلی و فساد ؛ عامل اصلی فرو پاشی اقتصادی بودهاند. با این حال تحریمها به عنوان یک عامل تشدید کننده عمل کردهاند. فشار اقتصادی با هدف ایجاد نارضایتی عمومی به حدی بالا رفت که منجر به قیام علیه دولت شد. حمله آمریکا به ونزوئلا یک درس آموخته برای قرن بیست و یکم و از جمله ایران است. جنگها دیگر لزوماً با تانکها و هواپیماها آغاز نمیشوند. بلکه با کدهای بانکی ؛ نرخ بهره و قوانین تحریم کنترل میشوند. نیکلاس مادورو توانست با تکیه بر حمایتهای خارجی و کنترل کامل بر نهادهای نظامی و امنیتی داخلی از مرحله بحران برکناری زود هنگام عبور کند. با این وجود اقتصاد ونزوئلا به شدت آسیب دید و امیدهای زیادی برای بازیابی سطح رفاه پیش از دهه ۲۰۱۰ باقی نماند. تا زمانی که منافع استراتژیک آمریکا در منطقه تغییر نکند فشارها ادامه خواهد یافت. اما این درگیری به احتمال زیاد به یک فرسایش طولانی مدت اقتصادی سیاسی تبدیل شده است که آینده ونزوئلا را در هالهای از عدم قطعیت و حتی ثبات نگه میدارد.
مخاطب گرامی، ارسال نظر پیشنهاد و انتقاد نسبت به خبر فوق در بخش ثبت دیدگاه، موجب امتنان است.
ع