دکتر سیاوش سیار ایرانی عضو شورای سردبیری با درج یادداشتی در اقتصاددان نوشت : برای آنان که با خواندن متون تاریخی قهر هستند: آیا تغییر حکومت از طریق مداخله نظامی خارجی میتواند به آبادانی و پیشرفت منجر شود؟
پاسخ کوتاه این است: در تاریخ معاصر، نتایج چنین مداخلاتی بسیار متنوع بوده، اما در اغلب موارد با هزینههای سنگین انسانی، اقتصادی و بیثباتی طولانیمدت همراه بوده است.
در ادامه چند نمونه شاخص را مرور میکنیم:
۱- آلمان پس از جنگ جهانی دوم
پس از شکست آلمان نازی در سال ۱۹۴۵ توسط متفقین به رهبری ایالات متحده آمریکا و انگلستان، نظام سیاسی بهطور کامل تغییر کرد. در بخش غربی، با اجرای “طرح مارشال” و بازسازی ساختاری، آلمان غربی به یکی از قدرتهای صنعتی جهان تبدیل شد. اما چرا این مورد متفاوت بود؟
“جنگ، جنگی جهانی بود نه حمله محدود برای تغییر رژیم”، “اجماع بینالمللی وجود داشت” ، “اشغال طولانیمدت و بازسازی نهادی عمیق انجام شد” ، “جامعه پیش از آن نیز صنعتی و دارای سرمایه انسانی قوی بود”.
2- ژاپن پس از جنگ جهانی دوم
پس از شکست از ایالات متحده آمریکا، ساختار سیاسی ژاپن تغییر کرد، قانون اساسی جدید تدوین شد و اصلاحات اقتصادی و ارضی اجرا شد. نتیجه، جهش اقتصادی چشمگیر در دهههای بعد بود و اینبار باز هم شرایط خاص بود:
“دولت مرکزی و انسجام ملی حفظ شد” ، “اشغال منظم و برنامهریزیشده بود” ، “تخریب زیرساختی با برنامه بازسازی گسترده جبران شد”.
3- عراق2003
حمله آمریکا و متحدانش منجر به سقوط حکومت صدام شد. اما پیامدها:
“فروپاشی ساختار دولت” ، “جنگ داخلی و ظهور داعش” ، “بیثباتی سیاسی طولانی” ، “آسیب شدید اقتصادی و انسانی” و با وجود برخی انتخابات و تغییرات سیاسی، هنوز عراق با چالشهای عمیق حکمرانی مواجه است.
4- لیبی 2011
مداخله ناتو باعث سقوط حکومت قذافی شد، اما:
“کشور عملاً دچار چندپارگی قدرت شد” ، “جنگ داخلی طولانی” ، “کاهش شدید امنیت و سرمایهگذاری رخ داد”.
5- افغانستان 2001
-پس از حمله آمریکا و سرنگونی طالبان، موارد ذیل در آن کشور مشاهده شد:
“دو دهه حضور نظامی خارجی” ، “میلیاردها دلار هزینه بازسازی” ، “در نهایت بازگشت دوباره طالبان در ۲۰۲۱”
جمعبندی تاریخی
در تاریخ معاصر، موارد موفق (مانند آلمان و ژاپن) استثنا هستند نه قاعده، و آن هم در شرایط بسیار خاص پس از جنگ جهانی و با بازسازی عمیق و طولانیمدت. در مقابل، اغلب مداخلات نظامی برای “تغییر رژیم” در کشورهای در حال توسعه، با: فروپاشی نهادها ، خلأ قدرت ، جنگ داخلی ، تشدید شکافهای قومی و سیاسی ، کاهش رفاه عمومی و تخریب زیرساخت ها همراه بودهاند.
ایران کشوری با جمعیت بزرگ، تنوع قومی ، موقعیت ژئوپلیتیک حساس، زیرساختهای حیاتی گسترده است لذا با تحلیل ساختار اجتماعی و جغرافیایی ایران هرگونه جنگ خارجی تبعات محتملی از جمله “تخریب زیرساخت ها”، “آسیب های جبران ناپذیر اقتصادی” و “خطر تجزیه یا درگیریهای داخلی” را به بار خواهد آورد.
آیا حامیان حمله خارجی «در اشتباه» هستند؟ از منظر تحلیلی، تجربه تاریخی نشان میدهد:
– تغییر حکومت از بیرون بهندرت به توسعه پایدار منجر شده است.
– هزینههای انسانی و اقتصادی معمولاً بسیار سنگین است.
– تضمینی برای استقرار نظام سیاسی بهتر وجود ندارد.
– بازسازی موفق نیازمند اجماع ملی، نهادهای کارآمد و برنامه بلندمدت است ، چیزی که با جنگ تضعیف میشود.
بنابراین، بسیاری از پژوهشگران علوم سیاسی معتقدند تغییرات پایدار معمولاً زمانی موفقترند که از درون جامعه و با اصلاحات نهادی تدریجی یا تحول اجتماعی شکل بگیرند.
مخاطب گرامی، ارسال نظر پیشنهاد و انتقاد نسبت به خبر فوق در بخش ثبت دیدگاه، موجب امتنان است.
ع