به گزارش مجله اقتصاددان آقای دکتر مجید سجادی پناه , عضو شورای سردبیری با درج یادداشتی نوشت : اگر با نگاه جامع به تحولات بهمن ماه ۱۴۰۴ بنگریم، تصویری روشن از راهبرد جدید کاخ سفید نمایان میشود: واشنگتن تحت رهبری دونالد ترامپ در حال طراحی مدلی است که نه به جنگ ختم شود و نه به تسلیم؛ مدلی که میتوان آن را «غنیسازی نمادین» نامید. این مدل، در ظاهر یک امتیاز هستهای است، اما در باطن، سازوکاری برای مدیریت ریسک، کاهش تنش و تثبیت تعادل قدرت در منطقهای که هر لحظه امکان انفجار دارد.
غنیسازی نمادین چیست؟
غنیسازی نمادین، همانگونه که در ادبیات دیپلماسی هستهای سابقه دارد، اجازهای محدود، کوچکمقیاس و عمدتاً تشریفاتی برای ادامه غنیسازی است؛ ظرفیتی که از نظر فنی هیچ مسیر واقعی به سوی سلاح هستهای باز نمیکند، اما از نظر سیاسی، «حق غنیسازی» را برای کشور هدف حفظ میکند.
این مدل بر چهار ستون فنی استوار است:
– غنای بسیار پایین (زیر ۵ درصد یا نهایتاً ۲۰ درصد با سقف سخت)
– تعداد اندک سانتریفیوژها در یک سایت واحد تحت نظارت دائمی و سرزده آژانس
– رقیقسازی یا خروج کامل ذخایر با غنای بالا مانند ۴۵۰ کیلوگرم اورانیوم ۶۰ درصد
– ممنوعیت مطلق بازفرآوری و حذف هرگونه ظرفیت «زمان گریز»
در عمل، این ظرفیت بیشتر شبیه موزه سانتریفیوژ است تا یک برنامه واقعی. ولی «حق غنیسازی برای تهران حفظ می شود». و برای ترامپ نیز کارکرد انتخاباتی دارد: میتواند آن را «پیروزی بزرگ» معرفی کند.
چرا کاخ سفید به این مدل نیاز دارد؟
ترامپ گزینه نظامی را همچنان روی میز نگه داشته، اما مشاوران او بهخوبی میدانند که جنگ با ایران، منطقه را شعلهور میکند:
– نفت ۲۰۰ دلاری
– پایگاههای آمریکا در تیررس
– بیثباتی گسترده در غرب آسیا
بر اساس نظرسنجی بهمن ماه 2026 که Axios در ۱۷ فوریه گزارش داد:
حدود ۴۷٪ آمریکاییها ترامپ را «نژادپرست»، ۴۹٪ «فاسد» و ۴۶٪ «ظالم» توصیف میکنند.
۵۶٪ از عملکرد شغلی او ناراضی هستند.
این ارقام نشاندهنده کاهش محبوبیت ترامپ نسبت به دوره قبلی و حتی بایدن در مرحله مشابه است و هشداری جدی برای جمهوریخواهان در انتخابات میاندورهای ۲۰۲۶ به شمار میرود، به ویژه با تمرکز رأیدهندگان بر تورم و اقتصاد. سخنگوی کاخ سفید این نظرسنجی را کماهمیت جلوه داد، اما چنین فشارهایی داخلی میتواند ترامپ را بیشتر به سمت مدلهایی مانند «غنیسازی نمادین» برای ایران سوق دهد تا از هزینههای جنگ اجتناب کند و خود را «صلحساز» و «مهارکننده ایران» نشان دهد.
عربستان؛ قطعه دوم پازل
همزمان با سیگنالهای مثبت به تهران، کاخ سفید پیشنویس توافق هستهای غیرنظامی با عربستان (توافق ۱۲۳) را به کنگره فرستاده است. برخلاف استاندارد طلایی امارات، این توافق راه غنیسازی را برای ریاض باز میگذارد، البته تحت نظارت و با مشارکت شرکتهای آمریکایی.
به زبان ساده:
– عربستان میتواند در خاک خود غنیسازی کند
– بازفرآوری نیز با نظارت ممکن است
– کنگره ۹۰ روز فرصت رد دارد، اما مسیر برای اجرا هموار است
این حرکت، مکمل غنیسازی نمادین برای ایران است. ترامپ با یک طراحی دوگانه، دو پیام متفاوت اما هماهنگ میفرستد:
– به ایران: نماد را بگیر و از جنگ دور شو
– به عربستان: ظرفیت را بگیر و در مدار واشنگتن بمان
این همان «تعادل وحشت مدیریتشده» است؛ مدلی که در آن آمریکا در مرکز شبکه هستهای منطقه قرار میگیرد، صنعت هستهایاش سود میبرد، متحدانش حفظ میشوند و بحران از آستانه جنگ فاصله میگیرد.
جمعبندی راهبردی: معماری یک صلح شکننده
کاخ سفید با دو حرکت همزمان—غنیسازی نمادین برای ایران و غنیسازی واقعی اما کنترلشده برای عربستان—در حال ساختن مدلی است که همه طرفها بتوانند آن را بفروشند:
– ایران: «حق غنیسازی حفظ شد»
– عربستان: «حق هستهای به رسمیت شناخته شد»
– آمریکا: «تهدید مهار شد، بدون هزینه جنگ»
– ترامپ: «من صلح آوردم»
پیام به آقای عراقچی
ما باید باید با هوشیاری وارد این میدان شویم. غنیسازی نمادین میتواند فرصتی برای تنفس اقتصادی و کاهش فشار باشد، اما نباید به قیمت از دست رفتن حقوق راهبردی تمام شود. حفظ حداقل ظرفیت واقعی، تقویت نظارت متقابل و پیشبرد دیپلماسی منطقهای—از جمله طرح کنسرسیوم منطقهای غنیسازی—میتواند این مدل را به فرصتی برای ثبات تبدیل کند.
تجربه نشان داده کشورمان در برابر فشار حداکثری ایستاده و در برابر معامله هوشمندانه، انعطاف نشان داده است. امروز نیز، با درک دقیق معماری جدید کاخ سفید ، میتوان از این مدل برای حفظ عزت ملی و کاهش تنش بهره برد. این نه عقبنشینی، بلکه مدیریت هوشمندانه میدان است؛ همان راهبردی که بارها بر آن تأکید شده: «نه جنگ، نه تسلیم».
مخاطب گرامی، ارسال نظر پیشنهاد و انتقاد نسبت به خبر فوق در بخش ثبت دیدگاه، موجب امتنان است.
ع