امروز هيچ توسعهاي بدون رعايت شاخصهاي زيستمحيطي، اجتماعي و حكمراني (ESG) معتبر نيست. اگر ميخواهيم مس ايران در بازار جهاني بدرخشد، بايد مصرف انرژي و آب را مديريت كنيم، زنجيره توليد كمكربن بسازيم و در كنار معدن، توسعه پايدار اجتماعي در جوامع محلي ايجاد كنيم. ديجيتاليسازي معادن، ديگر يك انتخاب نيست؛ يك ضرورت است. فناوريهايي چون هوش مصنوعي، اينترنت اشيا، سنجش از دور و سيستمهاي هوشمند اتوماسيون ميتوانند هزينهها را كاهش دهند، بهرهوري را افزايش دهند و ايمني نيروي انساني را ارتقا بخشند.
به گزارش اقتصاددان به نقل از تعادل ، يكي از ضعفهاي تاريخي ما، خامفروشي است. وقت آن رسيده است كه ايران به جاي صادرات كنسانتره، به هاب منطقهاي صنايع مسي تبديل شود. صادرات سيم و كابل، محصولات مسي و حتي فناوريهاي نوين، همان استراتژي حياتي است كه ميتواند ارزش افزودهاي بينظير براي اقتصاد ملي ايجاد كند. امروز در يكي از مهمترين مقاطع تاريخ اقتصادي و معدني كشورمان ايستادهايم. فلز مس نهتنها آينده معدنكاري، بلكه آينده توسعه پايدار جهان را رقم ميزند. طبق پيشبينيهاي بينالمللي، تا سال ۲۰۳۵ جهان با كسري سالانه بيش از پنج ميليون تن مس روبهرو خواهد شد. اين يك هشدار نيست، بلكه يك فرصت بزرگ است. بايد از چالشهايي نظير محدوديت سرمايهگذاري، فرسودگي تجهيزات، نبود قوانين پايدار و مشوقهاي سرمايهگذاري و فشار تحريمهاي بينالمللي نام برد و به فرصتها نيز اشاره كرد. بازار جهاني تشنه مس است، ايران ذخاير قابل توجه و نيروي انساني متخصص دارد و موقعيت جغرافيايي كشور، ما را به پلي براي اتصال آسيا و اروپا تبديل ميكند. هيچ توسعه پايدار معدني بدون حضور بخش خصوصي ممكن نيست. دولت بايد نقش تسهيلگر ايفا كند و ميدان را براي سرمايهگذاريهاي بزرگ داخلي و بينالمللي باز بگذارد. اين همان نقطهاي است كه ميتواند معدنكاري ايران را متحول كند. مس، فلزي استراتژيك و حياتي براي آينده ايران است.اگر امروز مسير علمي، فناورانه و پايدار توسعه اين صنعت را انتخاب كنيم، ميتوانيم سهم ايران را در بازار جهاني ارتقا دهيم، اقتصاد ملي را از نفتمحوري جدا كنيم و جايگاه كشور را در اقتصاد سبز آينده تثبيت كنيم.
مخاطب گرامی، ارسال نظر پیشنهاد و انتقاد نسبت به خبر فوق در بخش ثبت دیدگاه، موجب امتنان است.
ع