مهندس علی انوری معمار شبکه متاص (مرجع تحلیل اقتصاد و صنعت) و عضوشورای سردبیری با درج یادداشتی در اقتصاددان در مورد انتخاب مدیران کشور نوشت :
یک گفتوگوی صریح درباره مسئولیت، تصمیم و آینده مدیریت در ایران
مقدمه | یک حرف ساده، یک سؤال بزرگ اخیراً رئیسجمهور گفت ما برای وزارت جهاد کشاورزی گزینه دیگری داشتیم، اما بر اساس نظر کمیسیون کشاورزی مجلس، فرد دیگری انتخاب شد.
بعد از آن، کمیسیون کشاورزی مجلس اعلام کرد که اساساً در انتخاب وزیر نقشی نداشته و فقط وظیفه بررسی صلاحیت بعد از معرفی را انجام داده است.
حالا فارغ از اینکه کدام روایت دقیقتر است، یک سؤال مهمتر پیش روی ماست:
ما در کشور، مدیران ارشد را دقیقاً چطور انتخاب میکنیم؟
این یادداشت قرار نیست کسی را متهم کند.
قرار است آینهای جلوی خودمان بگیریم.
مسئله اصلی | وقتی همه توضیح میدهند، ولی تصمیم معلوم نیست در این ماجرا، همه دارند توضیح میدهند:
🔹️دولت میگوید با نظر نهاد تخصصی جلو رفتیم
🔹️مجلس میگوید ما فقط بررسی کردیم، نه انتخاب
اما یک چیز بین این حرفها گم شده است:
مسئول اصلی انتخاب چه کسی بوده؟
در مدیریت، این وضعیت خیلی شناختهشده است.
وقتی:
🔹️تصمیم مشخص نیست مال چه کسی است
🔹️مسئولیت بین نهادها پخش میشود
🔹️و هرکس بخشی از ماجرا را میگوید
🔹️در عمل، هیچکس پاسخگوی نتیجه نیست.
ماجرا سیاسی نیست؛ مدیریتی است این موضوع ربطی به این دولت یا آن مجلس ندارد.
این یک مسئله ساختاری در مدیریت کشور است.
در ایران، سالهاست که در انتخاب مدیران ارشد:
🔹️از «فرآیند» کمتر حرف میزنیم
🔹️از «روابط، توصیه، نظر، جمعبندی» بیشتر میگوییم
در حالی که در مدیریت حرفهای، سؤال اول این است:
مسئله چیست؟
مدیر دقیقاً قرار است چه کاری را انجام دهد؟
خطای اول | ما قبل از انتخاب مدیر، مأموریت را روشن نمیکنیم در بسیاری از انتخابهای مدیریتی، اول اسمها مطرح میشود:
🔹️فلانی خوب است
🔹️فلانی سابقه دارد
🔹️فلانی مورد قبول است
اما سؤال سادهای که اغلب بیجواب میماند این است: این وزارتخانه یا سازمان، الان دقیقاً چه خروجیای میخواهد؟
وقتی مأموریت روشن نباشد:
🔹️هر کسی میتواند «گزینه مناسب» باشد
🔹️و هیچکس دقیقاً «گزینه درست» نیست
خطای دوم | مشورت را با فرآیند اشتباه گرفتهایم مشورت چیز بدی نیست. اتفاقاً لازم است.
اما مشورت، جایگزین فرآیند انتخاب نمیشود.
فرق این دو چیست؟
🔹️مشورت: نظرخواهی شفاهی، غیررسمی، قابل انکار
🔹️فرآیند: معیار مکتوب، ارزیابی مستند، قابل دفاع
وقتی گفته میشود «بر اساس نظر فلان نهاد انتخاب کردیم» اما:
🔹️صورتجلسهای نیست
🔹️معیارها روشن نیست
🔹️مسئول تصمیم نهایی مشخص نیست
در واقع، انتخاب حرفهای اتفاق نیفتاده؛
فقط تصمیم، روایت شده است.
خطای سوم | فرار ناخواسته از مسئولیت گاهی مدیران ارشد نیت بدی ندارند.
اما وقتی فشار بالا میرود، این جملهها زیاد شنیده میشود:
🔹️نظر کارشناسان این بود
🔹️نظر کمیسیون این بود
🔹️جمعبندی این شد
این ادبیات شاید برای آرام کردن فضا باشد،
اما در بلندمدت یک پیام خطرناک میفرستد:
«اگر جواب نداد، من انتخاب نکردهام.»
مدیریت بدون مالک تصمیم، اسمش مدیریت نیست.
دنیا چه کار میکند؟ خیلی ساده در اغلب کشورها، دو مدل رایج است:
🔹️مدل اول: انتخاب سیاسی شفاف
دولت انتخاب میکند، دولت هم پاسخگوست.
خوب یا بد، مسئولیت معلوم است.
🔹️مدل دوم: انتخاب ترکیبی حرفهای
کمیته انتخاب، معیار مشخص، گزارش مکتوب،
و بعد هم قرارداد عملکرد.
هیچکدام بهشت نیستند.
اما هیچکدام هم بیصاحب نیستند.
حالا برگردیم به رفتار اخیر دولت و مجلس از نگاه مدیریتی و نه سیاسی:
🔶️اگر واقعاً نظر کمیسیون در انتخاب مؤثر بوده:
🔹️این باید رسمی، مکتوب و شفاف باشد
🔹️نه جملهای که فردا قابل رد شدن باشد
🔶️اگر مؤثر نبوده:
🔹️نباید طوری صحبت شود که انگار مسئولیت انتخاب جای دیگری است
در هر دو حالت، آنچه آسیب میبیند: اعتماد به سیستم تصمیمگیری کشور است، نه یک فرد خاص.
پیشنهاد عملی | اگر بخواهیم درست انتخاب کنیم انتخاب مدیران ملی، نسخه پیچیدهای ندارد، فقط انضباط میخواهد:
۱) تعریف دقیق مأموریت و مسئله
۲) معیارهای شفاف برای انتخاب
۳) ارزیابی مستند چندگزینهای
۴) اعلام رسمی تصمیم و مسئول آن
۵) قرارداد عملکرد و گزارشگیری دورهای
با این مدل:
🔹️هم میشود مشورت کرد
🔹️هم سیاست را دید
🔹️هم مسئولیت را فراموش نکرد
حرف آخر:
مسئله این نیست که مسعود پزشکیان وزیر را با نظر چه کسی انتخاب کرده است.
مسئله این است که:
آیا ما جرأت داریم بگوییم «این تصمیم مال من است»
و اگر جواب نداد، بایستیم و اصلاحش کنیم؟
تا وقتی این جرأت در سیستم تصمیمگیری ما نهادینه نشود،
هیچ وزیری، هیچ مدیری و هیچ اصلاحی معجزه نخواهد کرد.
مخاطب گرامی، ارسال نظر پیشنهاد و انتقاد نسبت به خبر فوق در بخش ثبت دیدگاه، موجب امتنان است.
ع