دکتر مجید دهقانی عضو شورای سردبیری با درج یادداشتی در زمینه توسعه پایدار در اقتصاددان نوشت :
1- رشد اقتصادی پایدار :
رشد اقتصادی تنها افزایش تولید کالا و خدمات نیست؛ بلکه باید همراه با ثبات مالی، کنترل تورم و جلوگیری از بحرانهای اقتصادی باشد. رشد پایدار به معنای ایجاد فرصتهای شغلی جدید، افزایش درآمد سرانه و بهبود رفاه عمومی است. اگر این رشد تنها بر پایه مصرف بیرویه یا استخراج منابع طبیعی باشد، در بلندمدت به تخریب محیطزیست و کاهش کیفیت زندگی منجر خواهد شد.
2- بهرهوری بالاتر :
افزایش بهرهوری یعنی تولید بیشتر با منابع کمتر. این موضوع نهتنها باعث رشد اقتصادی میشود، بلکه کیفیت زندگی مردم را نیز ارتقا میدهد. بهرهوری بالاتر در صنایع، کشاورزی و خدمات به معنای کاهش هزینهها، افزایش رقابتپذیری و بهبود استانداردهای زندگی است. کشورهایی که به بهرهوری توجه ویژه دارند، در برابر بحرانها مقاومترند.
3 ـ سرمایهگذاری در کالاهای سرمایهای :
ابزارهای نوین و ماشینآلات پیشرفته باعث میشوند نیروی کار در زمان کمتر، تولید بیشتری داشته باشد. سرمایهگذاری در زیرساختها مانند کارخانهها، تجهیزات مدرن و فناوریهای تولیدی، پایهای برای رشد اقتصادی بلندمدت است. اما این سرمایهگذاری باید هوشمندانه باشد؛ یعنی در زمان و مکان مناسب و با توجه به نیازهای واقعی جامعه انجام شود.
4 ـ پیشرفت فناوری :
نوآوریهای علمی و صنعتی بهرهوری را چند برابر کرده و اقتصاد را رقابتیتر میسازد. فناوریهای جدید مانند هوش مصنوعی، رباتیک و اینترنت اشیا میتوانند صنایع سنتی را متحول کنند. پیشرفت فناوری همچنین به کاهش مصرف انرژی، بهبود کیفیت محصولات و افزایش سرعت تولید کمک میکند.
5 ـ تحقیق و توسعه (R&D) :
سرمایهگذاری در دانش و فناوریهای نوین موتور محرک اقتصادهای پیشرفته است. کشورهایی که بودجه بیشتری برای تحقیق و توسعه اختصاص میدهند، در زمینه نوآوری و تولید محصولات جدید پیشرو میشوند. این امر نهتنها بهرهوری را افزایش میدهد، بلکه جایگاه بینالمللی آن کشور را نیز تقویت میکند.
6 ـ برتری در فناوریهای پیشرفته :
کشورهایی که در حوزههایی مانند هوش مصنوعی، اینترنت نسل پنجم و فناوریهای نوین پیشرو باشند، قدرت اقتصادی و سیاسی بیشتری خواهند داشت. این فناوریها نهتنها ثروتآفرین هستند، بلکه بر امنیت ملی، روابط بینالملل و جایگاه جهانی کشورها نیز اثر مستقیم دارند.
7 – افزایش نیروی کار :
جمعیت فعال بیشتر به معنای تولید بالاتر است، اما اگر این نیروی کار آموزش ندیده باشد، فشار بر منابع طبیعی افزایش مییابد. بنابراین رشد جمعیت باید همراه با ارتقای بهرهوری و آموزش باشد. نیروی کار متخصص و سالم میتواند موتور محرک اقتصاد باشد، در حالی که نیروی کار غیرمتخصص بار اضافی بر دوش اقتصاد خواهد بود.
8 ـ سرمایه انسانی متخصص :
آموزش و مهارتافزایی نیروی کار، استفاده بهینه از منابع و کاهش اتلاف انرژی را تضمین میکند. سرمایه انسانی متخصص میتواند نوآوری ایجاد کند، بهرهوری را افزایش دهد و کیفیت تولید را ارتقا دهد. کشورهایی که نظام آموزشی خود را با نیازهای اقتصادی هماهنگ کردهاند، رشد پایدارتر و سریعتری دارند.
9 ـ تمرکز بر کیفیت تولید :
ارزش کالا و خدمات مهمتر از کمیت آنهاست. تولید محصولات با ارزش افزوده بالا مانند فناوریهای نوین یا خدمات تخصصی، مسیر توسعه پایدار را هموار میکند. در مقابل، تولید انبوه کالاهای کمارزش نهتنها سودآور نیست، بلکه منابع را هدر میدهد.
10ـ مدیریت منابع طبیعی :
استفاده مسئولانه از انرژی، آب و مواد اولیه برای جلوگیری از تخریب محیطزیست و تضمین آینده نسلها ضروری است. مدیریت منابع طبیعی شامل بازیافت، کاهش مصرف بیرویه و استفاده از فناوریهای پاک است. کشورهایی که منابع خود را هوشمندانه مدیریت میکنند، در بلندمدت پایدارتر خواهند بود.
11ـ عدالت اجتماعی :
کاهش نابرابری و ایجاد فرصتهای برابر برای همه اقشار جامعه، پایهای برای ثبات و توسعه پایدار است. عدالت اجتماعی به معنای دسترسی برابر به آموزش، بهداشت، فرصتهای شغلی و منابع اقتصادی است. جامعهای که نابرابری در آن زیاد باشد، در معرض بحرانهای اجتماعی و اقتصادی قرار میگیرد.
12ـ زیرساختهای پایدار :
ایجاد شبکههای حملونقل، انرژی و فناوریهای سبز که هم کارآمد باشند و هم کمترین آسیب را به محیطزیست وارد کنند، ضروری است. زیرساختهای پایدار شامل جادهها، پلها، نیروگاههای پاک و شبکههای ارتباطی مدرن است. این زیرساختها پایهای برای رشد اقتصادی و رفاه اجتماعی هستند.
13 ـ نوآوری در انرژیهای تجدیدپذیر :
سرمایهگذاری در انرژی خورشیدی، بادی و سایر منابع پاک، وابستگی به سوختهای فسیلی را کاهش میدهد. انرژیهای تجدیدپذیر نهتنها محیطزیست را حفظ میکنند، بلکه امنیت انرژی کشورها را نیز افزایش میدهند.
14- حاکمیت خوب و شفافیت :
سیاستهای اقتصادی و اجتماعی کارآمد همراه با شفافیت و پاسخگویی، اعتماد عمومی را تقویت میکند. حاکمیت خوب به معنای مبارزه با فساد، مدیریت کارآمد منابع و تصمیمگیریهای مبتنی بر منافع عمومی است.
15ـ پایداری محیطزیست :
کاهش آلودگی هوا و آب، حفاظت از جنگلها و تنوع زیستی لازمه توسعه پایدار است. محیطزیست سالم نهتنها برای سلامت انسانها ضروری است، بلکه پایهای برای رشد اقتصادی نیز محسوب میشود.
16ـ اقتصاد دیجیتال :
گسترش تجارت الکترونیک، خدمات آنلاین و فناوریهای دیجیتال فرصتهای جدیدی برای رشد اقتصادی ایجاد میکند. اقتصاد دیجیتال باعث کاهش هزینهها، افزایش سرعت مبادلات و دسترسی آسانتر به بازارهای جهانی میشود.
17ـ همکاری بینالمللی :
مشارکت کشورها در پروژههای مشترک علمی، اقتصادی و زیستمحیطی توسعه پایدار جهانی را تقویت میکند. همکاری بینالمللی به معنای تبادل دانش، سرمایهگذاری مشترک و حل مشکلات جهانی مانند تغییرات اقلیمی است.
18ـ فرهنگ مصرف مسئولانه :
کاهش اسراف، بازیافت و توجه به چرخه عمر محصولات منابع را حفظ و هزینهها را کاهش میدهد. مصرف مسئولانه به معنای انتخاب کالاهایی است که کمترین آسیب را به محیطزیست وارد میکنند.
19ـ نوآوری اجتماعی :
راهکارهای جدید برای حل مسائل اجتماعی مانند فقر، بیکاری و سلامت عمومی جامعهای پایدارتر میسازد. نوآوری اجتماعی میتواند شامل پروژههای آموزشی، خدمات بهداشتی نوین یا مدلهای جدید کسبوکار باشد.
20 ـ تابآوری اقتصادی :
توانایی مقابله با بحرانها مانند بیماریهای همهگیر یا تغییرات اقلیمی و حفظ رشد پایدار نشانه قدرت یک اقتصاد است. اقتصادهایی که تابآوری بالاتری دارند، در برابر شوکهای خارجی مقاومترند و سریعتر به شرایط عادی بازمیگردند.
21- آزادیهای اقتصادی و توسعه پایدار :
این دو رابطهای پیچیده و چندلایه دارند.آزادی اقتصادی (مثل حق مالکیت، آزادی تجارت، کاهش موانع کسبوکار) میتواند باعث افزایش سرمایهگذاری، نوآوری و رشد اقتصادی شود. این رشد اگر با سیاستهای درست همراه باشد، منابع لازم برای سرمایهگذاری در آموزش، سلامت و محیطزیست را فراهم میکند. کارافرینان وقتی افراد آزادی بیشتری برای ایجاد کسبوکار دارند، فرصتهای شغلی افزایش مییابد و فقر کاهش پیدا میکند؛ این یکی از اهداف اصلی توسعه پایدار است. همچنین بازارهای آزاد معمولاً تخصیص منابع را بهینهتر انجام میدهند. این میتواند به کاهش اتلاف و استفاده بهتر از منابع طبیعی کمک کند. نکته مهم اینکه آزادی اقتصادی نباید تبعیض امیز به نفع گروههای خاصی عمل کند، زیرا شکاف طبقاتی افزایش مییابد و عدالت اجتماعی (یکی از پایههای توسعه پایدار) آسیب میبیند.
22- حاکمیت قانون :
حاکمیت قانون یعنی هیچ فرد یا نهادی بالاتر از قانون نیست و همه باید در برابر قانون پاسخگو باشند. به بیان ساده، حکومت و شهروندان تنها در چارچوب قوانین معتبر و شفاف عمل میکنند و قدرت سیاسی محدود به قواعد حقوقی است. جلوگیری از فساد و خودکامگی با الزام مقامات به پاسخگویی قانونی. حاکمیت قانون در یک جمله.نظم حقوقی که در آن همه افراد و نهادها، بدون استثناء، تابع قانون هستند و هیچ قدرتی فراتر از آن عمل نمیکند.
با وجود قوانین شفاف و اجرای عادلانه آنها، سرمایهگذاری و رشد اقتصادی پایدار میشود و ایضآ قوانین مالکیت، قراردادها و مبارزه با فساد باعث ثبات اقتصادی میشوند. به همین دلیل سازمان ملل در اهداف توسعه پایدار (SDGs)، بهویژه در هدف 16، بر “صلح، عدالت و نهادهای قوی” تأکید کرده است. این هدف دقیقاً نشان میدهد که بدون حاکمیت قانون، توسعه پایدار تحققپذیر نیست.
مخاطب گرامی، ارسال نظر پیشنهاد و انتقاد نسبت به خبر فوق در بخش ثبت دیدگاه، موجب امتنان است.
ع