قربانیانِ جنگِ ایران و آمریکا !

جعفر بخشی بی نیاز ،نویسنده و عضو شورای سردبیری با درج یادداشتی در اقتصاددان نوشت : هیچ ملتی و هیچ رهبری و هیچ انسانی در این کره خاکی خواهان جنگ نیست. نه به دلیل ضعف بلکه به دلیل عمق فاجعه‌ای که با خود به همراه می‌آورد. جنگ آن‌ گونه که تاریخ به ما آموخته ؛ همواره برنده و بازنده‌ای مطلق دارد. مردم عادی و بی نوا. اما در صحنه پیچیده و حساس خاورمیانه ی امروز جایی که ایران و ایالات متحده آمریکا به عنوان یک ابر قدرت نظامی با نفوذ گسترده حضور دارند ؛ سناریوی یک درگیری مستقیم به مثابه حرکت بر لبه تیغ است. وقتی صحبت از شواهد و چیدمان تسلیحات نظامی در خاورمیانه آن هم در این ابعاد گسترده می‌شود منظور صرفاً تعداد تانک‌ها و موشک‌ها نیست ؛ بلکه شبکه‌ای از اتحادها ؛ عمق استراتژیک و توانایی‌های هر طرف برای وارد کردن ضربات دردناک به زیر ساخت‌های حیاتی دیگری ست. در این منطقه تقابل صرفاً در مرزهای جغرافیایی دو کشور خلاصه نمی‌شود. این یک جنگ نیابتی گسترده با پتانسیل تبدیل شدن به یک رویارویی مستقیم در منطقه است‌. از یک طرف ایران مدعی ست که توان موشکی بالایی دارد که می‌تواند اهداف استراتژیک در عمق منطقه و فراتر از آن را هدف قرار دهد.

 از طرف دیگر حضور ناوگان‌های عظیم دریایی در خلیج فارس و دریای عمان ؛ پایگاه‌های هوایی متعدد در کشورهای همسایه و سیستم‌های دفاع موشکی پیشرفته یک چتر حفاظتی برای متحدان و در عین حال یک تهدید مستقیم علیه هر گونه اقدام نظامی را رقم زده است‌. قدرت نیروی هوایی آمریکا در ساعات اولیه یک درگیری بی شک بسیار تعیین‌ کننده خواهد بود. ضمن آن که خطر حمله ی برق آسای اسراییل هم هست. خاورمیانه شریان حیاتی انرژی جهان است. هر گونه درگیری در این منطقه تنگه‌های حیاتی مانند هرمز را به شدت تحت تأثیر قرار می‌دهد. مسدود شدن یا حمله به این مسیرها اقتصاد جهانی را فلج کرده و به طور مستقیم بر زندگی میلیون‌ها نفر در سراسر جهان و البته اقتصاد ایران تأثیر می‌گذارد. صرف نظر از اینکه کدام طرف در نهایت برتری تاکتیکی کسب کند و پیروز میدان باشد که کاملا مشخص و عیان است ؛ قربانی اصلی این نزاع نه تجهیزات نظامی بلکه انسان‌ها هستند. در جنگ‌های مدرن هدف قرار دادن زیر ساخت‌ها امری اجتناب‌ ناپذیر است. بیمارستان‌ها‌ ؛ نیروگاه‌ها ؛ شبکه‌های آب و برق و مهم‌تر از همه شهرها در معرض خطر موشک‌ها و حملات سایبری قرار می‌گیرند.

 این یعنی از دست رفتن جان‌های بی‌ گناه ؛ و خانواده‌هایی که در یک لحظه از هم می‌پاشند و نسلی که با زخم‌های جسمی و روحی بزرگ می‌شود. یک جنگ تمام‌ عیار در ایران بی‌ شک به فروپاشی سریع اقتصادی ؛ تورم سرسام‌ آور و قحطی‌های احتمالی منجر می‌شود. نتیجه این امر موجی عظیم از آوارگی و مهاجرت خواهد بود که ثبات منطقه را بیش از پیش به هم می‌ ریزد.  تخریب زیر ساخت‌های صنعتی و نفتی ؛ عواقب زیست‌ محیطی بلند مدتی را به دنبال خواهد داشت که دامن‌ گیر نسل‌های آینده منطقه خواهد شد. در ظاهر بزرگترین پیروزی پرهیز از ورود به میدان نبرد است. در شرایط کنونی منطقه هر گونه محاسبه نظامی هر چقدر هم که دقیق باشد در برابر فاکتور غیر قابل کنترل یعنی انسانیت و فاجعه‌ شکست می‌خورد. هر دو طرف به خوبی از هزینه سنگین این سناریو آگاهند و این آگاهی متقابل امید ما را برای تداوم صلح هر چند شکننده اما زنده نگه می‌دارد. این آتش اگر برافروخته شود که ظاهرا شعله ور هم شده و چیزی جلودارش نیست تنها مردم منطقه را در خاکستر خود خواهد پیچید.

مخاطب گرامی، ارسال نظر پیشنهاد و انتقاد نسبت به خبر فوق در بخش ثبت دیدگاه، موجب امتنان است.

ع

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

8 + چهار =