اقتصاددان : امنیت پایدار در منطق قرآن، پیش از آنکه مسئلهای امنیتی باشد، مسئلهای وجودی است؛ مسئله نسبت انسان با خدا، با خویشتن و با جامعه. قرآن امنیت را از آسمان به زمین نمیاندازد، بلکه آن را از دل انسانِ آرام به پیکره جامعه منتقل میکند:
«أَلَا بِذِكْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ»؛ و جامعهای که دلهایش مضطرب است، هرگز امن نخواهد شد، هرچند ابزار مراقبت و کنترلش فزونی گیرد.
راهبرد قرآنی امنیت، از «اعتماد» آغاز میشود، نه از سوءظن. خداوند، جامعه امن را جامعهای میداند که در آن انسان احساس دیدهشدن، شنیدهشدن و محترمبودن دارد. اینجاست که امنیت از حالت قهری خارج و به سرمایه اجتماعی بدل میشود. در چنین افقی، مردم نه تهدید بالقوه، بلکه شریک بالفعل امنیتاند.
قرآن با صراحت هشدار میدهد که ظلم، بزرگترین دشمن امنیت است؛ زیرا ظلم، پیوند میان دلها را میگسلد و جامعه گسسته، هرچند خاموش، ناپایدار است:
«وَتِلْكَ الْقُرَىٰ أَهْلَكْنَاهُمْ لَمَّا ظَلَمُوا».
در زیست متعالی قرآنی، امنیت پایدار زمانی شکل میگیرد که قدرت، فروتن باشد و مردم، امیدوار. در این نگاه انسان مسئول است نه مطیع کور .
راهبرد بنیادین قرآن، جایگزینی «ترس از قدرت» با «اعتماد به عدالت» است. جامعهای که قانون در آن بر فراز اشخاص بایستد و کرامت انسان خط قرمز باشد، نیازی به امنیتیسازی زندگی ندارد.
جامعهای که قانون سپر ضعیفان است نه ابزار قدرتمندان .
امنیت در این نگاه، حاصل عدالت توزیعی، شفافیت تصمیم و پاسخگویی حاکمیت است؛ نه نتیجه گسترش دیوارها و سایهها.
عرفان قرآن، امنیت را از ساحت درون آغاز میکند. انسانی که تحقیر شده، شنیده نشده و نان و معنا را توأمان از دست داده است، مستعد خشونت یا انزواست. از همین رو، قرآن فقر را نه فقط اقتصادی، بلکه تهدیدی اخلاقی و امنیتی میداند:
«كَلَّا إِنَّ الْإِنسَانَ لَيَطْغَىٰ أَن رَّآهُ اسْتَغْنَىٰ».
راهبرد قرآنی، شکستن چرخه طغیان و محرومیت با احسان، قسط و همبستگی اجتماعی است؛ تا امنیت از دل همدلی زاده شود، نه از هراس.
در جامعهمحور قرآنی، آزادی مسئولانه دشمن امنیت نیست؛ نفسِ امنیت است.
در این رویکرد آزادی فرصت است تهدید نیست.
قرآن، نقد را زخم نمیداند، مرهم میداند؛ امر به معروف را اختلال نمیشمارد، بلکه سیستم هشدار پیشدستانه جامعه میداند. امنیت پایدار آنجاست که جامعه پیش از انفجار، مجال اصلاح دارد و پیش از فروپاشی، حق گفتن محفوظ است.در حقیقت گفتگو مکانیسم امنیت سازی تلقی می گردد.
«وَقُولُوا لِلنَّاسِ حُسْنًا»؛ حتی گفتار، در منطق قرآن، ابزار امنیت است.
با این نگاه بنیان امنیت از درون می جوشد ، نه از بیرون تحمیل گردد.
راهبرد نهایی قرآن، تبدیل «حاکمیت بر مردم» به «خدمت به مردم» است. امنیت زمانی قدسی میشود که مردم احساس کنند نظام اجتماعی برای حفظ جان، حیثیت و آینده آنان بنا شده است. آنگاه انسان، نه از ترس مجازات، که از سر مسئولیت، حافظ امنیت دیگری میشود. این همان نقطهای است که عرفان به راهبری میرسد و سیاست به اخلاق متصل میشود.
در افق زیست متعالی، امنیت نه محصول سرکوب، بلکه ثمره معناست؛ نه نتیجه خاموشی، بلکه زاییده مشارکت؛ نه سایه سنگین قدرت، بلکه نور عدالت. چنین امنیتی پایدار است، زیرا بر دلها حکومت میکند، نه بر بدنها؛ و جامعهای که دلهایش امن است، دیرپا، زنده و آزاد می ماند .
ع….هاشمی
مخاطب گرامی، ارسال نظر پیشنهاد و انتقاد نسبت به خبر فوق در بخش ثبت دیدگاه، موجب امتنان است.
ع