«شورای صلح» ترامپ در سایه ناوهای جنگی؛ تناقض آمریکا میان دیپلماسی و تهدید

طنز این وضعیت به سختی قابل چشم ‌پوشی است. دونالد ترامپ رئیس ‌جمهور ایالات متحده که بیش از هر چیز در پی کسب جایزه نوبل به عنوان «صلح‌آور» است، در ۱۹ فوریه (۳۰ بهمن) رهبران بیش از ۲۰ کشور را در واشنگتن گرد هم آورد تا ابتکار «صلح‌سازی» خود را جشن بگیرد؛ این در حالی است که هم‌زمان آخرین بخش از یک ناوگان بزرگ نظامی، از جمله ناو هواپیمابر یو اس اس جرالد آر. فورد، بزرگ‌ترین ناو هواپیمابر این کشور، برای احتمال حمله به ایران عازم خاورمیانه شد.
وضعیت به گونه‌ای است که مشخص نیست باید خندید یا گریست. ترامپ حتی در جریان مراسم نیز تأکید می‌کرد اگر ایران در میز مذاکره خواسته‌های او را برآورده نکند، ممکن است ظرف چند روز هدف حمله قرار گیرد.

دعوت‌نامه‌های آمریکا برای پیوستن به «شورای صلح» به کشورهای متعددی ارسال شد، اما همه تمایلی به حضور در چنین ابتکاری نداشتند. روسیه و چین، همانند بسیاری از کشورهای اروپایی، این دعوت را نپذیرفتند. با این حال، شماری از کشورها یا به دلیل نگرانی نسبت به سرنوشت مردم فلسطین، یا برای پرهیز از ناخشنودی رئیس ‌جمهور آمریکا که بی ‌اعتنایی را به‌خاطر می‌سپارد، به شورا پیوستند. در عین حال، به ‌طرزی عجیب و تاسف ‌بار، هیچ نماینده‌ای از فلسطینی‌ها برای عضویت در این شورا دعوت نشد.

ترامپ در چارچوب ادعای خود به عنوان «صلح‌آور» اعلام کرده است که به عنوان رئیس «هیئت مدیره» شورا، عملاً از حق وتو بر تصمیم‌های آن برخوردار خواهد بود. او حتی این احتمال را مطرح کرده که پس از پایان دوره ریاست ‌جمهوری نیز ممکن است در همین جایگاه باقی بماند؛ نقشی که به گفته او می‌تواند امکان اثرگذاری بر سیاست خارجی را حتی بدون اختیارات رسمی ریاست‌جمهوری فراهم کند.

افزون بر مسئله حل ‌نشده کنترل نهایی بر نوار غزه، پرسش دیگری نیز مطرح است: منابع مالی جمع‌آوری‌شده توسط هیئت مدیره چگونه هزینه خواهد شد؟ یکی از اهداف اصلی تشکیل چنین هیئتی، مشارکت اعضا در بازسازی غزه عنوان شده است. برای عضویت دائم، پرداخت یک میلیارد دلار الزامی است؛ رقمی که بسیاری از کشورهای بالقوه را کنار می‌زند، زیرا همه دولت‌ها قادر نیستند بدون تحمیل فشار جدی بر شهروندان خود چنین مبلغی را تأمین کنند.

با این حال، هنوز مشخص نیست این منابع قرار است صرف چه پروژه‌هایی شود. تنها طرحی که تاکنون درباره آن صحبت شده، ایجاد یک پایگاه نظامی با ظرفیت ۵ هزار نیرو در جنوب غزه است. گفته می‌شود این پایگاه محل استقرار یک نیروی بین‌ المللی تثبیت‌کننده خواهد بود که مأموریت حفظ صلح در غزه را بر عهده دارد. روشن نیست هزینه این طرح از بودجه بازسازی غزه پرداخت می‌شود یا در قالب ۱۰ میلیارد دلاری که ترامپ وعده داده لحاظ شده است. همچنین ترکیب نیروهایی که قرار است در این پایگاه مستقر شوند، همچنان نامعلوم است.

در نهایت، پرسش سیاسی اصلی بی‌پاسخ مانده است: آیا غزه در چارچوب راه‌ حل دو کشوری و تحت نظارت سازمان ملل، که ترامپ هرگز به‌طور صریح از آن حمایت نکرده، دوباره به کنترل فلسطینی‌ها بازخواهد گشت؟ بدون پاسخ روشن به این سؤال، هرگونه ادعای «صلح‌سازی» در خاورمیانه بیشتر به یک تصور ذهنی شباهت دارد.

افزون بر این، اگر پس از مهلت ده‌روزه‌ای که ترامپ برای پذیرش شروطش به ایران داده، یا حتی پیش از آن، حملات نظامی آمریکا آغاز شود، رهبرانی که برای اعلام «شورای صلح» در واشنگتن حضور یافتند، ممکن است از پیوستن شتاب‌زده به ابتکاری که سرنوشت آن نامعلوم است، احساس پشیمانی کنند

ز

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

یک + نه =

پربازدیدترین ها