در شرایطی که برخی کشورهای غربی با کمبود برق ناشی از افزایش تقاضا در پی گسترش زیرساختهای هوش مصنوعی (AI) مواجه هستند، بخشی از رسانههای غربی تمرکز خود را بر نیروگاههای زغال سنگ چین گذاشتهاند.
برخی با استناد به یک گزارش تحقیقاتی که روز سه شنبه منتشر شد، مدعی شدهاند چین در سال ۲۰۲۵ نیروگاههای زغال سنگ بیشتری نسبت به سالهای قبل افتتاح کرده و این موضوع این نگرانی را ایجاد میکند که آیا این کشور «انتشار کربن را به اندازه کافی برای مهار تغییرات اقلیمی کاهش خواهد داد یا نه».
با این حال، روایتی که توسعه انرژی زغال سنگ را هممعنای کُند شدن پذیرش انرژی سبز میداند، نه فقط واقعیتهای کنونی توسعه انرژی در چین را نادیده میگیرد، بلکه بیانگر بی توجهی غرب به رویکرد عملگرایانه چین در تامین امنیت انرژی، همزمان با پیگیری اهداف دوگانه کربنی آن است.
برای بسیاری این پرسش مطرح است که چرا چین با وجود رشد سریع تولید برق بادی و خورشیدی، همچنان به گسترش ظرفیت زغالسنگ ادامه میدهد. این رویکرد در اصل بازتاب عملگرایی در راهبرد انرژی چین است. هرچند انرژیهای نو مسیر آینده به شمار میروند، اما ماهیت متناوب و ناپایدار آنها همچنان یک چالش جهانی است.
در چنین شرایطی، نقش نیروگاههای زغال سنگ جدید چین از تأمین برق پایه به پشتیبانی انعطافپذیر از شبکهای در حال تحول تغییر کرده است. به گزارش چاینا انرژی نیوز و به نقل از منابع داخلی صنعت، نقش نیروگاههای زغالسنگ از «نیروی اصلی» تأمین برق به «تنظیمکننده» تبدیل خواهد شد؛ نقشی که در پنج سال آینده ثبات سیستم را تضمین میکند.
در زمانهایی که تولید برق بادی و خورشیدی بالاست، نیروگاههای زغالسنگی تولید خود را کاهش میدهند تا فضا برای برق سبز فراهم شود. در دورههای بدون باد و آفتاب یا هنگام اوج مصرف، این نیروگاهها میتوانند بهسرعت وارد عمل شوند و امنیت شبکه را حفظ کنند.
در مرحلهای که فناوری ذخیرهسازی انرژی در مقیاس بزرگ هنوز به جهش اساسی نرسیده است، توان تنظیم سریع نیروگاههای زغال سنگ برای حفظ تعادل لحظهای در سراسر سیستم برق، نقشی حیاتی دارد.
علاوه بر این، ظرفیت جدید نیروگاههای زغال سنگ چین ابدا بازگشت به الگوی سنتی مصرف بالا و آلودگی شدید به شمار نمیرود. این تاسیسات معمولا از فناوریهای پیشرفته با راندمان بالا و میزان انتشار بسیار پایین استفاده میکنند و از طریق ارتقاء هوشمند، امکان کنترلهای عملیاتی دقیق و انعطافپذیر را فراهم میسازند.
در همین حال، تلاشهای چین برای حذف تدریجی ظرفیتهای قدیمی نیروگاههای زغال سنگی همچنان ادامه دارد.
چین با اجرای اقدامات مشخص و هدفمند، عملا به دنبال تضمین امنیت انرژی ملی است و همزمان به صورت فعال و جدی در حکمرانی جهانی اقلیم مشارکت میکند. این مسیر منطقی و عملگرایانه در گذار انرژی، نه تنها از توسعه باکیفیت چین پشتیبانی میکند، بلکه برای دیگر کشورهای در حال توسعه نیز در روند گذار انرژی، تجربهها و بینشهای ارزشمندی به همراه دارد.
اگر غرب اقدامات اقلیمی چین را صرفا بر اساس میزان ظرفیت جدید زغال سنگ در یک سال خاص ارزیابی کند، بیتردید دگرگونیهای ساختاری در سیستم انرژی این کشور را نادیده خواهد گرفت و حتی ممکن است درک دقیقتری از پویاییهای گذار انرژی در سطح جهانی را از دست بدهد
ز