اقتصاددان _ ادبیات توسعه|| در روزهایی که حال مردم ایران بیش از هر زمان دیگری با دغدغههای اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی گره خورده، دکتر حجت بقایی، عضو شورای سردبیری که به عنوان مشاور تحقیق و توسعه با سابقهای طولانی در حوزه مدیریت و پژوهش، گفتگویی انجام داده است؛ اما نه از جنس سخنهای رسمی و سرد، بلکه با مردم، با کارآفرینان، با آنان که هنوز دل در گرو این سرزمین دارند و به آیندهاش امیدوارند.

دکتر بقایی گفتگوی خود را با لحنی آرام اما قاطع آغاز میکند، با تأکید بر اینکه سخنش نه خطاب به مدیران است، نه دولتها و نه به ساختارهای قدرت، بلکه خطاب به ایرانیانی است که در هر گوشه از این سرزمین تلاش میکنند تا زندگی را بهتر بسازند.
او میگوید: «این اقتصاد اصلاح نخواهد شد، مگر مردم مدیریت کنند، راه دومی ندارد. هیچ نسخهای از بیرون، هیچ سیاستی از بالا نمیتواند جای خرد و تجربه مردم را بگیرد.»
در میانه سخنانش اشارهای صادقانه دارد به گذشته کاری خود؛ زمانی که در بخشهای بالای مدیریت دولتی در حوزههای مختلف فعالیت میکرده است. با لحنی پر از تجربه اما بیتعارف میافزاید که بهمرور فهمیده مسیر مؤثرتر و انسانیتر آن است که در کنار مردم و در بخش خصوصی فعال باشد.

او از این تغییر مسیر نه به عنوان «کنار رفتن»، بلکه «بازگشت به خود» یاد میکند؛ بازگشت به کار واقعی، زندگی واقعی، و لمس مشکلاتی که مردم با پوست و گوشت خود احساس میکنند.
دکتر بقایی از سال ۱۳۷۹ تا امروز به عنوان مشاور تحقیق و توسعه در کنار اساتید و مدیران به نام صنعت، اقتصاد و رسانه فعالیت داشته و دارد، و در کنار آن خبرنگاری، پژوهش و امور ادبی را نیز دنبال کرده است. اما آنچه از میان همه این سالها برجسته میکند، تجربه زیسته یک ایرانیِ معمولی است؛ ایرانی که میداند ریشه مشکلات تنها در اقتصاد یا سیاست نیست، بلکه در فاصلهای است که میان حرف و عمل، میان وعده و واقعیت، میان مردم و تصمیمگیرندگان ایجاد شده است.
او باور دارد که راه نجات این روزهای ایران از مسیر خود مردم میگذرد؛ از کارآفرینان کوچک، از معلمان، از فعالان فرهنگی و از دل همین عاشقان بینام و نشان این خاک. به گفته او، توسعه فقط در آمارها و گزارشها معنا ندارد، بلکه در میدانِ واقعیِ کار و زندگیِ مردم جریان پیدا میکند.
در پایان گفتگویش، دکتر بقایی با لحنی آمیخته به امید و واقعگرایی میگوید: «ما مردم این سرزمین باید دوباره مدیریت را به دست بگیریم، نه در قالب قدرت، بلکه در قالب خرد، همکاری و اعتماد. ایران وقتی رشد میکند که مردمش خود باور کنند توانایی ساختن را دارند.»
این سخن، نه انتقاد است و نه شعار؛ صدای مردی است که سالها در دل سیستم بوده، اکنون در دل مردم است، و همچنان باور دارد که آینده ایران را فقط مردم خواهند نوشت.
+ادبیات توسعه