حوزه انرژی طی روزهای اخیر در عرصههای داخلی و خارجی، روزهای پر خبر و پرالتهابی را پشت سر گذاشته است. اگر مشکلاتی که برای ۶۰ درصد جایگاههای الکترونیکی عرضه سوخت کشور ایجاد شده را کنار بگذاریم، یکی از مهمترین موضوعات در عرصههای داخلی و خارجی کشورمان، احتمالاتی است که برخی افراد، جریانات و رسانهها در خصوص احتمالی نوسان در بازار نفت، پس از بروز برخی تنشها در تنگه بابالمندب مطرح میکنند.
۱) برخی از کارشناسان با توجه به نقش تنگه بابالمندب در نقل و انتقالات اقلام انرژی در منطقه، پیشبینی میکنند بازار نفت متاثر از این فضا با رشد قیمت مواجه شود. این دیدگاه چندان ریشه در واقعیت ندارد. باید توجه داشت که تنگه بابالمندب مانند خلیج فارس یا تنگه هرمز نیست که نقش کلیدی و راهبردی در بازار انرژی جهانی داشته باشد. اما به هر حال مقداری نفت از این تنگه برای چین و ژاپن و برخی کشورهای شرق آسیا از طریق دریای سرخ و عربستان صادر میشود. موضوع مهم آن است که حوثیها هرگز اشاره نکردهاند هر کشتی و تانکری که قصد عبور از تنگه را داشته باشد، توقیف کرده یا به سمت آنها شلیک میکنند.
بلکه حوثیها عنوان کردهاند تنها کشتیهایی را هدف قرار میدهند که از بنادر اسراییل حرکت کنند. ضمن اینکه تانکرهایی که از این تنگه عبور میکنند، ارتباطی با اسراییل ندارند و به اسراییل نفت نمیبرند. بنابراین احتمال اینکه روی قیمت نفت جهانی تاثیر بگذارد، بسیار اندک است. نوسان در بازار انرژی به المانها و دلایلی نیاز دارد که هنوز نشانهای دال بر آن مشاهده نشده است.
به گزارش اقتصاددان به نقل از تعادل ، حتی با بروز مناقشات اخیر منطقهای هم بازار نفت و سایر اقلام انرژی نسبت به این تحولات واکنش نوسانی نشان نداد و بازار با هماهنگیهایی که میان عربستان، روسیه و… وجود داشت، دوران باثباتی را تجربه کرد.
۲) در عرصه داخلی کشورمان هم موضوع گرانی بنزین در بودجه ۱۴۰۳ است. در شرایطی که اقتصاد ایران با تورم بالای ۴۰ درصدی روبهروست، حاملهای انرژی هم مانند هر کالای دیگری باید خود را با نرخ تورم تطبیق بدهند.
وقتی نرخ گازوئیل در ایران همچنان لیتری ۳۰۰ تومان است و چندین سال است این نرخ با تورم بهروزآوری نشده است، طبیعی است که اقتصاد از یک نارسایی رنج میبرد. این در حالی است که بسیاری از اقلام و کالاها در این بازه زمانی رشد ۱۰- ۲۰ برابری و حتی بیشتر را تجربه کردهاند.
در واقع مساله حاملهای انرژی در ایران دیگر هماهنگی با نرخ فوب خلیج فارس نیست، بلکه موضوع اصلی هماهنگی با نرخ تورم است. این هماهنگی با تورم در حاملهای انرژی تنظیم نشده است.
بنابراین بهطور کلی باید این تحول در نرخ حاملهای انرژی صورت گیرد. طی سالهای گذشته در خصوص اقلامی چون گاز، برق، آب و… برخی بهروزآوریها از طریق محاسبه پلکانی صورت گرفته است. اما درباره حاملهای انرژی این کار انجام نشده است. این روند طی سالهای آینده خواه ناخواه اقتصاد ایران را با چالشهایی مواجه میسازد.
۳) در زمان دولت اصلاحات و مجلس ششم طرحی برای افزایش قیمت پلکانی حاملهای انرژی در هر سال تصویب شد. اگر این طرح طی سالهای گذشته به اجرا درآمده بود، امروز هماهنگی درستی میان نرخ حاملهای انرژی و وضعیت اقتصادی جامعه ایجاد شده بود. این روند اما با ظهور دولت احمدینژاد و مجلس هفتم متوقف شد.
طرح تثبیت قیمتها باعث شد تا قیمت حاملهای انرژی طی سالهای متمادی مانند فنر جمع شود و اقتصاد ایران را با تکانههای قیمتی مواجه سازد وامروز به جایی رسیدهایم که هر گونه تغییر و تحول در نرخ انرژی با واکنشهای تند اجتماعی مواجه میشود. هر اندازه هم نرخ حاملهای انرژی تغییر کند، باز هم قادر نیست با تورم موجود در جامعه هماهنگ شود.
مخاطب گرامی، ارسال نظر پیشنهاد و انتقاد نسبت به خبر فوق در بخش ثبت دیدگاه، موجب امتنان است.
ع