تورم و کتمان حقیقت !

جعفر بخشی بی نیاز  روزنامه نگار و عضو شورای سردبیری با درج یادداشتی در اقتصاددان نوشت :  در کالبد جامعه‌ای که نفس‌ هایش به شماره افتاده ؛ پدیده‌ای شوم رخ داده است. سبقت گرفتن مرگ از زندگی. این نه یک استعاره ی ادبی که متاسفانه و شوربختانه یک واقعیت آماری ست که در سبد خرید خانواده‌ها ؛ پشت‌ ویترین‌های خالی از جنسیت و در صف‌های طولانی خدمات درمانی منعکس شده است. سیاست‌ های اقتصادی که قرار بود چرخ زندگی را به گردش درآورند و نان به خانه بیاورند ؛ اکنون خود به عامل تخریب‌ کننده ی پایه‌های معیشت تبدیل شده‌اند. جامعه دیگر از فقر تدریجی نمی‌ترسد. آن‌ها در حال تجربه ی نابودیِ تدریجی اند. جایی که هر روز قدرت خرید دیروز را به غارت می‌برد و آینده را به یک بدهی بزرگ تبدیل می‌کند. حقیقت در ایران بیش از آنکه در آمارهای رسمی منتشر شود ؛ در کف خیابان‌ها و در نرخ تبدیل ارزهای خارجی به ریال کاملا و به وضوح پیداست. زمانی که قیمت‌ها هر روز و هر ساعت تغییر می‌کنند و حقوق‌ها صرفاً پاسخگوی چند روز ابتدایی ماه هستند ؛ مفهوم برنامه‌ ریزی و آینده‌ نگری فقط یک طنزِ تلخ است.

 نهادهای متولی در یک مشغولیت دائمی برای ساختن روایت‌های مخدوش از وضعیت موجود هستند ؛ در حالی که ضرورت حیاتی جامعه آگاهی و پذیرش عریان حقیقت است. کتمان حقیقت در شرایط بحران نه تنها دردی را دوا نمی‌کند بلکه خشم فرو خورده‌ای را ذخیره می‌سازد که در نهایت تنها با زلزله‌ای اجتماعی فرو می‌ریزد. دیروز آرزوها در باره مسکن ؛ آموزش عالی یا سفرهای خارجی بود. اما امروز امنیت غذایی و درمان به کالاهای لوکس و دست‌ نیافتنی تبدیل شده‌. برای بخش قابل توجهی از جامعه مبارزه از مرحله پیشرفت به مرحله بقا تنزل پیدا کرده است. این وضعیت را می‌توان با مفهوم بحران مستمر تحلیل کرد. جایی که درآمد ثابت افراد دائماً توسط نرخ تورم زیر سؤال می‌رود. هر روز یک طبقه‌ بندی جدید شکل می‌گیرد. آنانی که می‌توانند بخشی از سود تورم را ببلعند و اکثریت قریب به اتفاقی که قربانی بلعیده شدن زندگی‌ شان توسط تورم هستند. این شکاف عمیق نه فقط اقتصادی بلکه اخلاقی هم هست.

 جامعه‌ای که سلامت و قوت لایموت شهروندانش را در گرو نوسانات بازار ارز می‌بیند و هیچ کنترل و نظارتی بر بازار ندارد ؛ در حقیقت مشروعیت خودش را در محضر مردم از دست داده است. وظیفه ی هر انسانی به ویژه در چنین بزنگاهی دفاع از حقیقت است. ما نباید اجازه دهیم آگاهی با تبلیغات و ارقام دستکاری‌ شده مخدوش شود. این مطلب انتقادی صرفاً فریاد اعتراض نیست ؛ بلکه تلاشی ست برای ثبت مستند وقایع برای یادآوری این نکته که  شفافیت اولین گام در هر ترمیم اقتصادی ست. تا زمانی که روایت رسمی بر پایه انکارِ شدتِ فاجعه بنا شود مرهمی بر زخم‌های عمیق اقتصادی جامعه نخواهد بود. جامعه به اطلاعات دقیق نیاز دارد نه تسکین‌ های زود گذر و کاذب. حقیقت باید مانند تیغی بر پیکر انکار فرود آید. آنچه اکنون نیاز است برافراشتن پرچم آگاهی در برابر غبار تیره ی ناامیدی ست. تا زمانی که هر فرد ؛ درد خودش را به رسمیت نشناسد و آن را فریاد نزند این چرخه ی ستم ادامه خواهد یافت. جامعه نیازمند نه درمانی موقت برای علائم بلکه جراحیِ ریشه‌ای علت‌ هاست و این جراحی جز با اعتراف به عمق زخم آغاز نخواهد شد.

مخاطب گرامی، ارسال نظر پیشنهاد و انتقاد نسبت به خبر فوق در بخش ثبت دیدگاه، موجب امتنان است.

ع

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دو + دو =