ملاقات عراقچی و گروسی یک روز پیش از آغاز مذاکرات ایران و ایالاتمتحده آمریکا بهگونهای غیررسمی پیام مصالحهجویی ایران را بازتاب داد. درواقع توافقی که پیشزمینه آن در این گفتوگو میان تهران و آژانس بینالمللی انرژی هستهای تدوین شد، به آمریکاییها پیام میدهد که ایران حاضر است درخصوص رعایت و التزام به صلحآمیز بودن فعالیتهای هستهایاش، نظارت آژانس را بپذیرد و چرخه فعالیتها و اقدامات هستهای خود را مجدد به زیر بازرسیها و نگاه آژانس بهعنوان یک مرجع مرضیالطرفین بینالمللی ببرد.
نادر کریمی جونی عضو شورای سردبیری اقتصاددان در مصاحبه با جهانصنعت گفت : از این بابت اقدام کشورمان به طرفهای دیگر که نظارت کارشناسان آمریکایی بر فعالیتهای هستهای ایران را پیشنهاد میکنند و شرط میگذارند که برای راستیآزمایی ادعای ایران در مورد توقف فعالیتهای غیرمجاز هستهایاش، حتما باید آمریکاییها به میدان بیایند و بر این امر نظارت کنند، پاسخ منفی میدهد و چنین پیشنهاد یا پیشنهادهایی را مردود میشمارد، البته منحصر کردن بازرسیها و نظارت بر فعالیتهای هستهای در جهان مبنای عقلی و حقوقی دارد و از این بابت قابل مناقشه نیست.فهرست اختلافهای ایران و ایالاتمتحده اما تنها به موضوع ناظر، بازرس و نحوه اجرای آن بازنمیگردد بلکه این فهرست شمار زیادی از مفاد اختلافبرانگیز حل نشده را دارد که برخی از آنها حلنشدنی به نظر میرسند. مشکل نخست آن است که آیا تهران و واشنگتن مذاکره میکنند که به تفاهم و نتیجه برسند؟ یا این دو کشور برای قانع کردن افکار عمومی داخلی و خارجی و نیز جهان به انجام مذاکره روی آوردهاند؟ نه فقط ترامپ که برخی دیگر از مقامات آمریکایی و در ایران نیز مقامات پایینتر در مورد نیات طرف مقابل ابراز بدگمانی و تردید میکنند و تلویحا میگویند که ایجاد فرصت برای مذاکره در واقع پایبندی و تعهد طرف مقابل به راهحل سیاسی را به نمایش میگذارد. مشکل بزرگ اما آن است که راهحل سیاسی تعریف یکسانی در نزد دو طرف ندارد. در حالی که ایران حصول یک راهحل منصفانه و عادلانه که حقوق ایران را به رسمیت بشناسد راهحلی مناسب قلمداد میکنند و میگویند که مذاکرات فقط باید به فعالیتهای هستهای محدود شود، خواستهایی که در مورد موشکها و اقدامات منطقهای ایران بیان میشود کنار گذاشته شود و دستآخر حق فعالیتهای هستهای ایران و از جمله حق غنیسازی کشورمان باید به رسمیت شناخته شود. طرف آمریکایی راهحل منصفانه و اعتمادبرانگیز را برچیدن کلیه فعالیتهای تحقیقاتی و غنیسازی ایران میداند که به آن توقف کلیه فعالیتهای ایران برای حفاظت و تقویت همکاری منطقهایاش و نیز محدود شدن برد موشکها به ۳۰۰تا۵۰۰کیلومتر اضافه میشود. در این صورت ایران باید تسلیم خواستهای ایالاتمتحده شود و به نقشآفرینیاش چه در بعد نظامی و در مقابل اسرائیل و چه در بعد منطقهای و هدایت گروههایی که به اصطلاح محور مقاومت نامیده میشوند، پایان دهد.روشن است که میان این دو درخواست تقریبا هیچ نقطه مشترکی وجود ندارد و از همینرو است که برخی روزنامهها و رسانههای اسرائیلی پیش از آغاز مذاکرات از قول دولت اسرائیل ابراز اطمینان کرده بودند که مذاکرات حتما به شکست خواهد انجامید. البته این ابراز اطمینان غیررسمی از زبان مقامات اسرائیلی به این معنی نیز هست که تلآویو تصمیم گرفته به هر قیمت و با هر ابزار از بهنتیجه رسیدن این مذاکرات جلوگیری کند و به این ترتیب قرائت دقیق از عبارت «مذاکرات حتما به شکست خواهد انجامید» آن است که «حتما مذاکرات را به شکست میکشانیم». این ادعا بهنحو دقیقی با سایر اظهارات مقامات سیاسی و نظامی اسرائیلی تطابق دارد. چنانکه پس از گفتوگوهای دور هفتم نتانیاهو و ترامپ، برخی مقامات کنست و از جمله بنگویر و نیز برخی ژنرالهای ارتش اسرائیل ابراز عقیده کردهاند که حتی بدون ایالاتمتحده و مستقل از آن هم ممکن است تلآویو برای تامین امنیت یا دفع خطر از خویش به ایران حمله کند.
با این حال در تلآویو ترجیح داده میشود که ضربالاجل یک ماهه ترامپ برای آزمودن اراده ایرانیان به تمکین در برابر خواستهای ایالاتمتحده محترم شمرده شود. در واقع اسرائیل ترجیح میدهد در خط مقدم حمله به ایران قرار نگیرد و در این جبهه تنها نباشد. خسارتهایی که از جنگ ۱۲روزه دریافت شد تلآویو را به این نتیجه رسانده که بهتر است در پناه آمریکا به جنگ با ایران بپردازد تا از آسیبهایی که احتمالا متوجهش میشود، کاسته شود.
نمیتوان تردید کرد که ایران و ایالاتمتحده در موقعیت همگرایی قرار ندارند و دیروز حدود ساعت۱۶ که مذاکرهکنندگان محل گفتوگو را ترک کردند، هیچ دستاورد مشخصی به عنوان نتیجه ارائه نشد. در مقابل تهدیدهای ایالاتمتحده که آوردن ناوها و ناوگروهها به نزدیکی ایران و تقویت توان عملیاتی برای حمله به جمهوری اسلامی ایران را برای تحت فشار قرار دادن مذاکرهکنندگان ایرانی مورد استفاده قرار داده، ایران هم تهدید به غرق کردن ناوها و سیلی زدن به ارتش ایالاتمتحده کرده است که گمان میرود دلمشغولی مقام کاخ سفید را دربر داشته باشد. علاوه بر این دادن امتیازهای اقتصادی برای حفظ تواناییهای نظامی و منطقهای هم گمان میرود از خیالبافی تحلیلگران رسانههای فارسیزبان خارج از کشور ناشی شده باشد چراکه تا وقتی دلمشغولیهای امنیتی برای ایالاتمتحده و بالاخص اسرائیل وجود دارد، همکاری یا امتیازدهی اقتصادی اصل محل اعتنا نیست.
در مجموع همین که دور دوم مذاکرات ایران و ایالاتمتحده برگزار شد و خبری از شکست یا احتمال شکست آن منتشر نشد، امیدها را برای رسیدن به یک نتیجه سیاسی و فرار از جنگ زنده نگه داشته است.
مخاطب گرامی، ارسال نظر پیشنهاد و انتقاد نسبت به خبر فوق در بخش ثبت دیدگاه، موجب امتنان است.
ع