قطع اينترنت از ۱۸ ديماه، هرچند در هفتههاي اخير با وصلشدن تدريجي برخي دسترسيها تا حدي تعديل شده، اما هنوز به وضعيت پايدار و قابل اتكاي پيش از آن بازنگشته؛ وضعيتي كه پيامدهايش اكنون از سطح اختلال ارتباطي عبور كرده و بهتدريج خود را در بازار كار نشان ميدهد. در روزهاي پاياني سال ۱۴۰۴، شركتهاي فعال در حوزه فناوري اطلاعات، تجارت الكترونيكي و اقتصاد ديجيتال، همزمان با پايان قراردادهاي سالانه با تصميمي دشوار روبهرو هستند: حفظ نيروي انساني در شرايط بيثبات زيرساختي يا تندادن به تعديل نيرو براي بقا. تجربه جنگ ۱۲روزه و قطعيهاي گسترده اينترنت در سالهاي اخير نشان داده كه اختلال ارتباطي، تنها يك مساله فني نيست، بلكه مستقيما به جريان درآمد، نقدينگي و امنيت شغلي گره خورده است. در شرايطي كه اينترنت هنوز بهطور كامل وصل نشده و دسترسي پايدار به اينترنت بينالملل همچنان با محدوديت همراه است، اينترنت و شبكه ملي اطلاعات بيش از هر زمان ديگري به عاملي تعيينكننده در آينده اشتغال و اقتصاد ديجيتال كشور تبديل شده. قطع گسترده اينترنت از ۱۸ ديماه، بار ديگر نشان داد زيرساخت ارتباطي كشور تا چه اندازه به يك متغير تعيينكننده در اقتصاد، اشتغال و ثبات اجتماعي تبديل شده است. هرچند در هفتههاي اخير بخشي از دسترسيها به اينترنت برقرار شده و وضعيت نسبت به روزهاي ابتدايي اين قطع سراسري بهبود يافته، اما اينترنت هنوز به شرايط پايدار، پرسرعت و قابل اتكاي پيش از ديماه بازنگشته است. اختلال در دسترسي به اينترنت بينالملل، افت كيفيت اتصال و بيثباتي مداوم، اكنون به يكي از اصليترين ريسكهاي فعاليت اقتصادي در كشور بدل شده؛ ريسكي كه اثرات آن، اينبار بهوضوح در بازار كار و اشتغال نمايان شده است. در روزهاي پاياني سال ۱۴۰۴، شركتهاي فعال در حوزه فناوري اطلاعات، تجارت الكترونيكي و خدمات پلتفرممحور با يك پرسش تعيينكننده روبرو هستند: آيا توان نگهداشت نيروي انساني خود را دارند يا همزمان با پايان قراردادهاي سالانه، ناچار به تعديل نيرو خواهند شد؟ اين پرسش صرفا ناشي از ركود بازار يا كاهش فروش نيست؛ مسالهاي عميقتر در ميان است كه به بيثباتي زيرساختي گره خورده است. زيرساختي كه شالوده فعاليت اين شركتها بر آن بنا شده: اينترنت.
اينترنت از زيرساخت حياتي تا ريسك دائمي
به گزارش اقتصاددان به نقل از تعادل ، در جريان جنگ ۱۲روزه، تقريبا تمام بازيگران اكوسيستم ديجيتال كشور هشدار داده بودند كه اگر محدوديتهاي ارتباطي چند روز ديگر ادامه پيدا ميكرد، موجي گسترده از تعديل نيرو اجتنابناپذير بود. آن بحران در نهايت فروكش كرد، اما پيامدهاي اقتصادي آن هرگز بهطور كامل جبران نشد. اكنون، حدود شش ماه پس از آن رويداد، شرايطي مشابه بار ديگر در حال تكرار است؛ با اين تفاوت مهم كه ذخاير نقدي بسياري از شركتها تحليل رفته، سرمايه در گردش كاهش يافته و تابآوري عملياتي كسبوكارها بهشدت افت كرده است. براي بخش قابل توجهي از كسبوكارهاي آنلاين، قطع يا اختلال اينترنت ديگر يك رخداد استثنايي و كوتاهمدت نيست، بلكه به يك «ريسك عملياتي دائمي» تبديل شده است. اين نااطميناني، امكان برنامهريزي ميانمدت و بلندمدت را از مديران گرفته و تصميمگيري درباره سرمايهگذاري، توسعه محصول و حتي حفظ نيروي انساني را به امري پرريسك بدل كرده است.
يكي از نشانههاي بيروني اين شوك، افزايش چشمگير استفاده از نشان «Open to work» در شبكه اجتماعي لينكدين است. نشاني كه در شرايط عادي ميتواند بيانگر تمايل به تغيير مسير شغلي يا ارتقاي موقعيت حرفهاي باشد، اما در دورههاي بحران، اغلب به معناي از دست رفتن شغل يا نگراني جدي نسبت به آينده كاري است. اگرچه هنوز آمارهاي رسمي و بهروزي از وضعيت اشتغال منتشر نشده، اما روايتهاي ميداني و گفتههاي مديران فعال در اكوسيستم اقتصاد ديجيتال نشان ميدهد توان شركتها براي نگهداشت نيروي انساني، روزبهروز كاهش مييابد. بسياري از اين شركتها ناچار شدهاند براي حفظ جريان نقدينگي و ادامه حيات، با بخشي از نيروي انساني خود خداحافظي كنند؛ تصميمي كه به زيان هر دو طرف تمام ميشود. شركتها پيشتر براي جذب، آموزش و توانمندسازي نيرو هزينه كردهاند و ميدانند بازسازي تيمها پس از عبور از بحران، زمانبر و پرهزينه خواهد بود. از سوي ديگر، نيروي انساني متخصصي قرار دارد كه خروج او از بازار كار ديجيتال، بهسادگي قابل جبران نيست و ميتواند به مهاجرت، تغيير شغل اجباري يا خروج از چرخه توليد منجر شود.
ضربه مستقيم به اقتصاد گيگ
در حوزه تجارت الكترونيكي، شوك ناشي از اختلال اينترنت، مستقيم و بيواسطه به قلب اقتصاد گيگ و مشاغل پلتفرممحور وارد شده است. ميليونها راننده اينترنتي، فريلنسر، توليدكننده محتوا و فروشنده آنلاين، فعاليت خود را بر بستر اتصال پايدار به اينترنت بنا كردهاند. هرگونه اختلال يا قطع ارتباط، بهمعناي بيكاري آني يا تعليق كامل فعاليت آنهاست. برآوردها نشان ميدهد حدود ۳۵۹ هزار نفر در معرض ريسك تعديل يا تعليق فعاليت قرار دارند. اين افراد عمدتا در شركتهاي لجستيكي، مراكز پشتيباني، واحدهاي اداري، تيمهاي فني و شبكههاي توزيع مشغول به كار هستند. بخش قابل توجهي از اين بيكاري «پنهان» است؛ به اين معنا كه در آمارهاي رسمي ثبت نميشود، اما اثر آن بر معيشت خانوارها و كاهش قدرت خريد كاملا محسوس است.
فشار مضاعف بر صندوقهاي بيمه بيكاري
در صورت تحقق موج تعديلهاي پيشبينيشده، فشار مالي سنگيني بر صندوقهاي بيمه بيكاري وارد خواهد شد. پيش از قطعي حدود ۲۰روزه اينترنت، پيشبيني شده بود تعداد مقرريبگيران بيمه بيكاري در سال ۱۴۰۴ در بازه ۱۵۸ تا ۲۵۴ هزار نفر قرار بگيرد. حال اين پرسش جدي مطرح ميشود كه با اضافه شدن بيكاران حوزه ديجيتال و مشاغل پلتفرممحور، آيا صندوقهاي بيمه بيكاري توان پاسخگويي به اين حجم از تقاضا را خواهند داشت؟ اين مساله صرفا يك چالش رفاهي نيست؛ بلكه ميتواند به بحران مالي در نظام تأمين اجتماعي منجر شود. در شرايطي كه دولت با محدوديت شديد منابع و كسري بودجه مواجه است، افزايش ناگهاني تعداد مقرريبگيران، فشار مضاعفي بر ساختارهاي حمايتي وارد خواهد كرد.
فشار نقدينگي و نقطه تصميم: نيروي انساني
در بسياري از شركتهاي فناوري، بين ۴۰ تا ۶۰ درصد هزينههاي عملياتي به حقوق و مزايا اختصاص دارد. هنگامي كه درآمد بهصورت ناگهاني كاهش مييابد يا متوقف ميشود، اما هزينهها ثابت باقي ميماند، فشار نقدينگي مستقيما به ساختار منابع انساني منتقل ميشود. همزماني اين وضعيت با پايان سال و زمان تمديد قراردادها، ريسك تعديل نيرو را بهطور چشمگيري افزايش داده است. نبود امكان پيشبيني، يكي از مهمترين عوامل تصميمگيري محافظهكارانه مديران است. شركتي كه نميداند آيا سه يا شش ماه ديگر دوباره با اختلال سراسري اينترنت مواجه خواهد شد يا نه، ترجيح ميدهد اندازه تيم خود را كوچكتر كند تا در برابر شوكهاي بعدي آسيبپذير نباشد.
سناريوي پيشرو؛ بازسازي تدريجي يا كوچكشدن ساختاري
با توجه به تجربه جنگ ۱۲روزه و قطعيهاي پيشين اينترنت، محتملترين سناريو براي سال آينده، بازسازي تدريجي در يك بازه ۱۸ تا ۲۴ ماهه است؛ دورهاي همراه با تورم بالا، كاهش قدرت خريد مصرفكننده و نااطميناني زيرساختي. با اين حال، فاصله اين سناريو با وضعيت كوچكشدن ساختاري اكوسيستم ديجيتال چندان زياد نيست؛ وضعيتي كه در آن، بسياري از كسبوكارها به حداقل بقا بسنده ميكنند و نوآوري و رشد، جاي خود را به اقتصاد معيشتي ميدهد. اكوسيستم ديجيتال ايران امروز با يك پرسش بنيادين روبروست: آيا اينترنت و شبكه ملي اطلاعات، زيرساخت حياتي اقتصاد كشور هستند يا متغيرهايي مديريتي كه ميتوان آنها را در مقاطع مختلف خاموش و روشن كرد؟ تا زماني كه پاسخ روشني به اين پرسش داده نشود و ثبات حداقلي در دسترسي به اينترنت تضمين نگردد، دغدغه تعديل نيرو، بيكاري پنهان و نااطميناني شغلي، هر سال در روزهاي پاياني سال تكرار خواهد شد. براي شركتهاي فناوري، مساله ديگر صرفا رقابت در بازار نيست؛ مساله بقا در محيطي است كه ستون فقرات فعاليتشان به يك ريسك سيستماتيك تبديل شده است.
مخاطب گرامی، ارسال نظر پیشنهاد و انتقاد نسبت به خبر فوق در بخش ثبت دیدگاه، موجب امتنان است.
ع