چند روزی میشود که شاخص کل بورس مجددا سرخ پوش شده و هیچ اخبار مثبتی روی آن تأثیر ندارد. روز یکشنبه بورس تهران تعطیلی و تنفیذ رییس دولت چهاردهم را پشت سر گذاشت و بسیاری از کارشناسان پیشبینی میکردند که به واسطه این روند شاخص بتواند تا حدودی مثبت شود؛ اما این پیشبینی هم اشتباه از آب درآمد و شاخص کل بورس میل بیشتری به سرخ پوشی داشت و توانست بیشترین ریزش را طی دو ماه اخیر کسب کند.
دومین روز کاری هفته نیز با قرمز شدن تمامی شاخصهای بازار سرمایه روبرو و مجددا خروج نقدینگی بیشتری را تجربه کرد. این قرمزپوشی بازار را میتوان سنگینترین ریزش طی ماه اخیر دانست و این این درحالی است که دولت چهاردهم رسما کار خود را شروع کرده و انتظار میرود که به همین زودیها افراد پیشنهادی کابینه خود را معرفی کند تا بازارها بتوانند یک روند قابل توجه و جدیدی را تجربه کنند.
به گزارش اقتصاددان به نقل از تعادل ، تابستان سال ۹۹ بود که بورس تهران سقوط سنگینی را تجربه کرد و تا به امروز که حدود سه و سال نیم از آن ریزش میگذرد تالار شیشهای معاملات نتوانسته روز خوشی و سبزی را تجربه کند؛ چراکه در روزی که بازار توان روند گرفتن داشت دولت سیزدهم با دخالت و دستکاری خود باعث میشد که بازار مجدد سرخ پوش شود.
بورس تهران در دوران دولت سیزدهم بارها در آستانه صعود بسیار خوب و قابل توجه قرار گرفت؛ اما دولت سیزدهم با دستکاری و دخالت اجازه صعود را به این بازار نداد. برای نمونه بهار سال گذشته که بازار سهام یک روند بسیار قابل توجه صعودی به خود گرفته بود و هر روز سودهای بیشتری را اذعان سهامداران میکرد؛ ولی در اردیبهشت ماه سال گذشته بود که معاون اول رییسجمهور وقت با نامهای محرمانه نرخ خوراک پتروشیمی را تصویب کرد و تنها افرادی خاص از این موضوع خبر داشتند (افراد دارای رانت از این خبر با خبر بودند.) که در نهایت این موضوع باعث شد شاخص سقوط سنگینی را تجربه کند. در اصل افرادی که از نرخ خوراک پتروشیمیها خبردار بودند از بازار خارج شدند و سقوط شاخص را رقم زدند؛ قرار بود این افراد محاکمه شوند و نقدینگی به بازار بازگردد اما تا به امروز خبری از بازگشت نقدینگی به بازار نبوده است.
این موضوع تنها یک نمونه از شرایط بازار سرمایه در دولت اخیر بوده است. یک موضوع قابل توجه برای سهامداران مربوط به وعدهها میشود؛ متأسفانه دولت سیزدهم وعده و مصوبههای زیادی درخصوص حمایت از بورس داد اما یک هیچ بهطور کامل به ثمر نشست و باعث شد کهامید و اعتماد سهامداران از بازار خارج شود. اصل ماجرا اینجاست که اگر دولت یا مسوولی وعدهای میدهد باید به آن عمل کند ولی در دولت سیزدهم به جای عمل به تمامی وعدهها شاهد این موضوع بودیم که هر چند ماه یکبار یک مصوبه یا وعده جدید داده میشد و دیگر خبری از اجرایی شدن کامل آن وعده نبود. میانگین حاشیه سود خالص شرکتهای بورسی از ۳۰. ۶ درصد در دوره قبل از دولت سیزدهم، به ۲۰. ۷ درصد رسیده است. حاشیه سود ناخالص نیز در این مدت نزولی بوده است. حتی شرکتهایی که سودآوری آنها، در گرو بورس بوده نیز در این مدت بیشترین زیان را متحمل شدهاند.
اکنون از دولت چهاردهم انتظار میرود که روند جدیدی داشته باشد همانند دولت سیزدهم تنها وعده حمایت از بازار سرمایه را ندهد. مسعود پزشکیان تنها نامزد ریاستجمهوری بود که در زمان مناظرات به صورت دقیق در خصوص بورس سخن گفت و انتظار میرود که پس از انتخاب کابینه خود این بازار را جزو اولویتها قرار دهد.
البته همانند نهمین رییسجمهور کشور که گفت نباید انتظار داشت که بورس سه روزه درمان شود و حداقل یک سال زمان لازم است که بازار روند جدیدی به خود بگیرد؛ چراکه بورس بیش از سه و سال نیم نزولی بوده و رشد آن در یک روز رشد واقعی نخواهد بود و واقعیتر شدن رشد بازار سرمایه نیاز به فرصت بیشتری است.
سقوط سود شرکتها
داود محمدی ورجوشانی، کارشناس پیشکسوت بازار سرمایه، وضعیت فعلی در بازار سرمایه را همراه با بیم وامید توصیف کرد و درباره ارزش ذاتی بازار بورس صرف نظر از افت و خیزها، اظهارداشت: بازار در حالی افت سنگینی را در بهار تجربه کرد، که با مشکل برق صنایع انتشار عملکرد بهتری در تابستان ندارد. در این مدت بازده دارایی شرکتهای بورسی در این مدت با کاهش شدیدی روبرو شده؛ بهطوری که این بازده از ۱۷ درصد در ابتدای دولت سیزدهم به ۱۳ درصد در مقطع کنونی تقلیل یافته است. یعنی شرکتها نسبت به دارایی ثبت شده خود با کاهش سودآوری روبرو شدهاند. این کارشناس بازار سرمایه با بیان اینکه از سال ۹۹ بیاعتمادی شدیدی نسبت به بازار سرمایه شکل گرفته است، خاطرنشان کرد: حتی علیرغم حمایتهای صورت گرفته از بازار سرمایه، همچنان شاهد رکود و کاهش ارزش معاملات در بورس هستیم و بازار از نبود نقدینگی رنج میبرد. از طرفی در این سه سال دولت سیزدهم، ناترازیها در حوزههای مختلف آثار خود را در بازار سرمایه و شرکتها نشان داده است. از جمله این ناترازیها، ناترازی بانکها و صندوقهای بازنشستگی است و به دلیل نبود توان مالی لازم، بانکها و صندوقهای بازنشستگی، نمیتوانند از شرکتهای زیرمجموعه خود حمایت کنند. بهطوری که، رقابت در بین بانکها در جهت جذب نقدینگی افزایش یافته، که همین اقدامات موجب افزایش نرخ بهره در بازار و افزایش هزینه تولید شده، تورم و ایجاد رکود در اقتصاد شده است. به نوعی بانکها با این اقدام رقیبی برای بازار سرمایه به حساب میآیند.
محمدی با بیان اینکه برخی تصمیمات غیرکارشناسی، در سالهای اخیر به بازار سرمایه آسیبزده است، گفت: تورم موجود سبب شده تا تولید و سودآوری شرکتهای بورسی نزولی شود. در کنار آن، متأسفانه ثبات در تصمیمگیریها وجود ندارد و تصمیمات لحظهای گرفته میشود. به عنوان مثال: تصمیم بانک مرکزی در اسفندماه سال گذشته برای انتشار اوراق گواهی ۳۰ درصدی باعث شد نرخ بهره در بازار تا ۴۰ درصد رشد کند. اینگونه اقدامات هیجانی در اقتصاد همهچیز را به هم میزند و تا شرایط بازار سرمایه بخواهد به تعادل برسد، زمان خواهد برد و اعتماد عمومی خدشهدار شده است.
این کارشناس بازار سرمایه یادآورشد: در سال ۱۳۹۹ و در شرایط اوج بازار، چندین بار به متولیان بازار سرمایه و نهادهای امنیتی هشدار لازم داده شد، که نباید اجازه داد قیمت سهام با این شیب تند رشد کند، چرا که قیمت شرکتها با ارزش ذاتی فاصله زیادی گرفته بود، بهطوری که ارزش بازاری شرکت فولاد مبارکه تا ۴۸۰ هزار میلیارد تومان رشد کرده بود ولی گوش کسی بدهکار نبود و به کارگزاری فشار وارد میشد که به ثبت نام خود ادامه دهید. البته تعلل نهادهای ناظر، سوءاستفادههای خاصی نیز در بازار شکل داد و مدیریت عرضه حقوقیها در جهت منافع گروهی با تأخیر انجام شد که سرانجام به زیان بازار سرمایه بود و بیاعتمادی عمیقی را در بازار سرمایه شکل داد که رهایی از آن به راحتی امکانپذیر نیست.
به گفته این کارشناس بازار سرمایه، اندازه اقتصاد کشور مشخص است؛ به عنوان مثال در دولت سیزدهم، جناب آقای خاندوزی جهت افزایش سرمایه دو بانک ملی و سپه اقدام به انتشار اوراق جهت افزایش سرمایه و خروج از ماده ۱۴۱ قانون تجارت کردهاند و سررسید این اوراق سال ۱۴۰۳ است! این چه کاری است که انجام دادهایم! ما در این ۴۵سال بلد نبودهایم یا مهارت کشورداری را نداشتهایم و با سوء مدیریت و سوءاستفاده در بخشهای مختلف، بحران خلق کردهایم.
بازار از دریچه معاملات
در سومین روز کاری هفته یعنی دوشنبه، شاخص کل بورس تهران ۲۹ هزار و ۱۵۱ واحد – معادل ۱,۳۵ درصد- نسبت به روز کاری گذشته پایینتر ایستاد و به سطح ۲ میلیون و ۱۳۱ هزار و ۸۱۲ واحد رسید. شاخص کل هموزن بورس نیز با ریزش ۸ هزار و ۳۸۸ واحدی در رقم ۶۸۳ هزار و ۲۱۱ واحدی ایستاد. شاخص کل فرابورس ۱۹۰ واحد افت کرد و به رقم ۲۲ هزار و ۷۴ واحد رسید. همچنین شاخص هم وزن فرابورس با کاهش هزار و ۶۰۸ واحد به سطح ۱۲۱ هزار و ۱۲۹ واحد رسید.
ارزش معاملات کل بازار سهام به ۵۱ هزار و ۵۱ میلیارد تومان رسید. ارزش معاملات اوراق بدهی در بازار ثانویه ۴۱ هزار و ۳۵۸ میلیارد تومان بود که ۸۱ درصد از ارزش کل معاملات بازار را در این روز تشکیل میدهد. ارزش معاملات خرد نیز با افزایش ۳۱ درصدی به نسبت روز معاملاتی قبل به رقم ۳ هزار و ۳۹۰ میلیارد تومان رسید. در معاملات دوشنبه، ۲۸ نماد صف خرید داشتند و ۱۱۹ نماد با صف فروش مواجه بودند. مجموع ارزش صفهای خرید با افت ۱,۵ درصدی نسبت به روز کاری قبل به ۱۳۶ میلیارد تومان کاهش یافت و مجموع ارزش صفهای فروش نیز با کاهش ۹ درصدی به رقم ۲۵۵ میلیارد تومان رسید.
مخاطب گرامی، ارسال نظر پیشنهاد و انتقاد نسبت به خبر فوق در بخش ثبت دیدگاه، موجب امتنان است.
ع