بودجه سنجاق‌شده به اشباح

اقتصاددانانی که کارشان بر اقتصاد سیاسی متمرکز است باور دارند بودجه سالانه هر کشوری به‌ویژه بودجه کشوری مثل ایران که در آن اقتصاد دوغ و نخود و شیرکاکائو تا سنگ‌آهن و فولاد و خودرو و نفت تنه به تنه سیاست می‌زنند یکی از سیاسی‌ترین فعالیت‌ها در سطح ملی است.

بودجه‌های سالانه

ایران سیاسی‌ترین سندی است که در متن نهایی‌شده می‌توان ردپای نبردهای سخت را به‌خوبی دید. در زیر پوست هر رقمی که در بودجه سالانه گنجانده می‌شود گروهی پیروز و گروهی شکست خورده‌اند. شکست‌خوردگان کسانی هستند که اقلام موردنظرشان حذف شده است و زخم‌خورده و خشمگین دنبال جبران آن هستند. چانه‌زنی‌های پیدا و پنهان، ناکامی‌های خشم‌ساز و سازش‌های پردردسر میان سازمان‌های خرج در ایران -که شوربختانه شمارشان سال به سال بیشتر و نیازهایشان بنابر رسالتی که مدیران این سازمان‌ها از خود دارند و اهمیتی که سازمان آنها با وجود نظر خودشان دارد و با کار و وظیفه هیچ سازمانی قابل مقایسه نیست- با سازمان کنترل کارآمد دخل و خرج به اوج می‌رسد.

به گزارش اقتصاددان به نقل از جهان صنعت ، در این روزها و با وجودی که سازمان برنامه در ارسال لایحه بودجه سنگ‌تمام گذاشت و مجلس نیز در نشست‌های پرشمار آن را تصویب کرد هنوز شبهه دارد. به‌طوری که رییس بانک مرکزی می‌گوید دلار 28500 تومانی باقی می‌ماند و سازمان برنامه‌وبودجه آن را انکار می‌کند. از سوی دیگر کارشناسان باور دارند همین بودجه‌ای که بر سر آن هنوز توافق نهایی صورت نگرفته، بزرگ‌ترین ضعفش درآمدهای ناپایدار است.
سازمان‌های خرج در ایران تنها به نهادهای وابسته به دولت منحصر نمی‌شود و در میان دو قوه اداره‌کننده کشور یعنی نهاد مجلس و نهاد قضا نیز سازمان‌های خرج وجود دارند و همچنین ده‌ها سازمان و نهاد کوچک و بزرگ در بخش فرهنگ و امور اجتماعی و دفاع نیز وجود دارند که با همه نیروی موجود خود برای گرفتن سهمی بیشتر از بودجه1404 چانه زدنده‌اند. در حالی که سازمان‌های خرج راه چانه‌زنی را خوب آموخته‌اند و هرکدام نیز رسانه‌ای برای طرح خواسته‌های خویش و نشان دادن اهمیت بدون چون و چرای کار دستگاه خود را دارند اما واقعیت این است که در این روزهای غبارآلود دست دولت برای دادن هر آنچه این سازمان‌ها می‌خواهند بیش از هر دوره دیگری بسته است.
یکی از دل‌نگرانی‌های بزرگ سازمان بودجه‌ریزی کشور و البته پیش از آن وزارت اقتصاد این است که آیا منابع درآمدی پیش‌بینی‌شده می‌تواند تکاپوی هزینه‌ها را بدهد. این نگرانی با آمدن دونالد ترامپ به کاخ سفید در آمریکا بیشتر شده است. دولت جو بایدن به هر دلیل پیچ صادرات نفت ایران را برای تنظیم بازار جهانی نفت شل کرده بود و حالا به نظر می‌رسد دونالد ترامپ قصد این کار را ندارد.

پیش‌لرزه بازگشت ترامپ

درحالی‌که گام‌های پیموده‌شده ترامپ برای ورود به کاخ سفید و تحویل گرفتن قدرت به آخر می‌رسد خریداران چینی نفت ایران، زودتر از همه به استقبال تغییرات در واشنگتن رفته‌اند، آنها حتی منتظر نماندند تا نسخه ۲۰۲۵ دونالد ترامپ را آزمون کنند. پالایشگاه‌های کوچک و مستقل که آنها را قوری‌های چای می‌نامند، از همان فردای روشن شدن نتیجه انتخابات ریاست‌جمهوری ایالات متحده، مذاکره با فروشندگان نفت در امارات عربی متحده و غرب آفریقا را آغاز کردند، تا با احتمال تشدید تحریم نفت ایران، روند تولید آنها به مخاطره نیفتد.

تحریم‌هایی در وقت اضافه

به گزارش یک رسانه اروپایی در این میان تحریم‌های دقیقه نودی دولت بایدن نیز مزید بر علت شده، گزارش‌های متعددی از کاهش صادرات نفت ایران به چین و افزایش نفت‌های شناور بر دریا منتشر شده که از بلاتکلیفی و افزایش نگرانی‌های وضعیت صادرات نفت ایران حکایت دارد. وزارت خزانه‌داری آمریکا در میانه آذرماه امسال اعلام کرد که ۳۵شرکت و نفتکش را که در جابه‌جایی و حمل نفت خام ایران، نقش داشتند و عنوان «ناوگان اشباح» را یدک می‌کشند، تحریم کرده است، رویکردی تازه برای اعمال فشارهای بیشتر بر اقتصاد ایران که بر حمل‌و‌نقل و باربری نفت خام متمرکز است. براساس گزارشی که آژانس بین‌المللی انرژی منتشر کرده، تحریم‌های جدید آمریکا، یک‌سوم نفتکش‌هایی که نفت ایران را جابه‌جا می‌کردند، تحت‌تاثیر قرار داده است که به معنای اعمال محدودیت برای حمل‌ونقل روزانه ۵۰۰‌هزار بشکه نفت‌خام ایران است. پیشتر هفته‌نامه اقتصادی اکونومیست نیز در گزارشی نوشته بود، از زمان اعمال تحریم‌ها علیه نفت‌کش‌های ایرانی، صادرات نفت خام ایران به چین با یک‌چهارم کاهش به یک‌‌میلیون و ۳۰۰‌هزار بشکه در روز رسیده است. این نشریه تخمین زده بود که حدود ۲۰‌میلیون بشکه نفت‌خام ایران در آب‌های نزدیک به مالزی و سنگاپور، سرگردان و در انتظار مشتری باقی‌مانده‌اند. اکونومیست همچنین پیش‌بینی کرده بود که با آغاز به کار دولت دونالد ترامپ، این رویه تحریم‌ ناوگان حمل‌ونقل تعداد بیشتری از نفتکش‌هایی که نفت ایران را جابه‌جا می‌کنند در فهرست تحریم‌ها قرار گیرند.

روند کاهنده

در این گزارش احتمال تحریم بنادری در چین که نفت ایران را تحویل بگیرند به‌عنوان یکی از گزینه‌های پیش‌روی دولت جدید ایالات متحده در مقابله با ایران مطرح شده بود. براساس سناریویی که اکونومیست پیش‌بینی کرده، میزان صادرات نفت ایران تا تابستان سال آینده به روزانه یک‌‌میلیون بشکه افت می‌کند. بودجه ایران در سال 1404 گویا با ادامه وضعیت سیاست خارجی به اشباح سرگردان سنجاق شده است.

آنچه گذشت

دولت نخست ترامپ با خروج آمریکا از توافق برجام، تشدید تحریم‌ها و راه‌اندازی کارزاری موسوم به «فشار حداکثری» همراه شد که صفر شدن صادرات نفت ایران محور اصلی آن بود.
پایان نخستین سال ریاست‌جمهوری ترامپ، در سال۲۰۱۷ میلادی، همزمان با رکوردشکنی تولید نفت ایران در دو دهه اخیر بود، تولید روزانه نزدیک به 9/‏3‌میلیون بشکه نفت، رویایی بود که به کمک دوسال تجربه توافق برجام، به واقعیت بدل شد. این وضعیت در سال پایانی دولت ترامپ در۲۰۲۰ میلادی به کلی دگرگون شده بود. میانگین تولید نفت ایران در آن سال به کمتر از 2‌میلیون بشکه در روز سقوط کرده بود که کمترین رقم در دو دهه گذشته به حساب می‌آمد.
وضعیت صادرات نفت ایران نیز کم و بیش روالی مشابه با تولید را در این سال‌ها دنبال کرد، صادرات نفت ایران در سال۲۰۱۷ میلادی روزانه بیش از 2/‏1‌میلیون بشکه بود، میانگین میزان صادرات نفت ایران در پایان دولت نخست ترامپ به۴۰۴‌هزار بشکه در روز رسید که می‌توان آن را موفقیتی برای سیاست فشار حداکثری نامید.

رشد صادرات نفت و رشد اقتصاد

بررسی فصل به فصل نرخ رشد گروه نفت و اثرپذیری نرخ رشد اقتصادی ایران از تغییرات این بخش و البته پیوستگی این دو متغیر اساسی اقتصاد ایران با موضوع تحریم‌ها، شگفت‌انگیز است. شوک مثبت ناشی از توافق برجام در سال‌های ۹۵ و ۹۶ اعداد و ارقامی عجیب و غریب به جا گذاشته است، نرخ رشد تقریبا ۷۸‌درصدی گروه نفت در نرخ رشد گروه نفت در تابستان سال۱۳۹۸ و متعاقب آن نرخ رشد اقتصادی تقریبا ۱۷‌درصدی در همان فصل، رکوردهایی بی‌سابقه برای اقتصاد ایران بودند. در مقابل، افول رشد گروه نفت و اقتصاد ایران پس از خروج آمریکا از توافق برجام نیز، هم تاییدی بر اثر‌پذیری اقتصاد ایران از تحریم‌ها و هم شاهدی بر شکنندگی رشدهای ناشی از عملکرد بخش نفت بود.
این روند وابستگی اقتصاد ایران به عملکرد بخش نفت و وابستگی این بخش به تحولات حوزه روابط بین‌الملل به ویژه اعمال تحریم‌ها، در چهار سال اخیر و همزمان با سهل‌گیری تحریم‌ها از سوی دولت بایدن قابل ردیابی است.

مچ‌اندازی در زمین تحریم

بازگشت دوباره ترامپ به کاخ سفید تفاوت‌هایی اساسی با دور نخست ریاست‌جمهوری او دارد. مصاف رودرروی ایران با اسرائیل از یک‌سو و صف‌بندی نسبتا جدیدی که در پی جنگ روسیه و اوکراین در جهان شکل گرفته است از سویی دیگر، مختصات زمین بازی را تغییر داده‌اند. ایران فروش و صادرات نفت به شیوه‌های جدید را آموخته و در ائتلاف‌های اقتصادی جدیدی عضو شده است اما در دیگر سو، دولت ایالات‌متحده بی‌پرواتر از قبل می‌تواند بر جمهوری اسلامی فشار وارد آورد، رشد اقتصادی جهان به گونه‌ای نیست که حذف نفت ایران، مشکل بزرگی ایجاد کند و عملا بازار نفت جهانی در این سال‌ها به غیبت ایران خو گرفته است.
ابزارهای نظارتی و روش‌های تعقیب نفت کارآمدتر از قبل شده‌اند و ظاهرا عزم دولت دونالد ترامپ برای اعمال فشارهای کمرشکن بر اقتصاد ایران جزم است. با این حال نمی‌توان با اطمینان آخر این بازی را پیش‌بینی کرد، هرچند که محمدجواد ظریف، وزیر خارجه پیشین ایران و معاون راهبری مسعود پزشکیان، در کشاکش رقابت‌های انتخابات ریاست‌جمهوری زودهنگام ایران، در یک مجادله تلویزیونی خطاب به منتقدان اصولگرا، هشدار داد که از فروش و صادرات نفت بیشتر در سال‌های دولت‌داری بایدن غره نشوند چرا که به گفته او سیاست دولت او این بود که پیچ را شل کند. ظریف هشدار داد: «اجازه بدهید آقای ترامپ برگردد آن وقت ببینیم دوستان چه می‌کنند!»

مخاطب گرامی، ارسال نظر پیشنهاد و انتقاد نسبت به خبر فوق در بخش ثبت دیدگاه، موجب امتنان است.

 

ع

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

هفت − سه =

پربازدیدترین ها