جعفر بخشی بی نیاز روزنامه نگار و عضو شورای سردبیری با درج یادداشتی در اقتصاددان نوشت : دلار ۲۸۵۰۰ تومانی. لقمهای که فقط توی گلوی خودیها رفت. وقتی رئیس جمهور به صراحت میگوید هر کس دلار ۲۸۵۰۰ تومانی را از ما گرفت ؛ خورد و پس نداد یعنی نه مردم ؛ نه تولید کننده ؛ نه مصرف کننده ؛ هیچ گاه ذرهای از این یارانه ی دلاری را لمس نکردند. خوردنی که به وضوح فساد را در ابعاد کلانش در مملکت بازنمایی می کند. فسادی که نه فقط یک استعاره بلکه تشریح یک بیماری سیستماتیک است. نبود شفافیت. نبود پاسخگویی و تقدیم منابع ملی به رانت جویان و مفسدان اقتصادی. در سالی که مردم زیر بار گرانی ؛ حقوق کم و ناچیز و تورم خُرد میشوند، اعترافِ رسمی به این که میلیاردها دلار یارانه ارزی به باد رفته ؛ آن هم از طرف پزشکیان به عنوان رییس جمهور حتما که باید زنگ خطر یک بحران اخلاقی و مالی را به صدا درآورد. سؤال ظاهرا ساده است اما سنگین. اگر خوردند. خب چه کسانی خوردند. چرا پس ندادند. اصلا این ارز را چه کسی به آنها داد. اگر پس ندادند چه نهادی پیگیری کرد.
دلار ۲۸۵۰۰ تومانی فقط یک عدد که نیست. نماد حکومتی ست که هنوز نمیخواهد مردم بفهمند یارانهای که به نامشان خرج شد عملاً سهمی از آن به جیبشان نرفت. وقتی اقتصاد با تعارف و رفاقت دارد توی این مملکت اداره می شود ؛ نتیجه همین است. توزیع رانتی ؛ فساد مزمن و بی اعتمادی فراگیر. که مسئله امروز فقط دلار نیست. اعتماد ملی است که خورده شده و پس داده نشده. دولتی که میخواهد مردم باورش کنند و قبولش داشته باشند که ندارند ؛ ابتدا باید با شفاف سازی نه شعار با نمایش فهرست گیرندگان ارز ؛ با معرفی رانت خواران و با بازگرداندن منابع این جمله را از سطح اعتراف به فعل سیاسی تبدیل کند. اگر قرار است چیزی پس داده شود دلار نیست. اعتماد مردم است. حرف پزشکیان یک اظهار نظر ساده نیست. بیانیهی رسمی شکست در مدیریت و یک کُدِ بازِ فساد سیستمی ست که در کشور بیداد می کند.
وقتی ارز یارانهای که قرار بوده بال پرواز تولید و کاهش قیمت کالاهای اساسی باشد ؛ تبدیل میشود به لقمهای چرب برای عدهای خاص ؛ دیگر نباید از گرانی و تورم در این کشور بی در و پیکر تعجب کرد. و اتفاقا مسئله اینجاست. چه کسانی؟ این هر کس که رییس جمهور گفته چه کسانی هستند که با منابع ملی ما سفره هایشان پهن شده و چرا نظارتی روی آنها نیست. نهادی که این ارز را داده ؛ چرا نظارت نکرده تا پس بگیرد. یا نظارتی در کار نبوده یا نظارت جوری عمل کرده که هیچ کس مؤاخذه نشود. یا دست شان با هم توی یک کاسه بوده و هر دو طرف خورده اند. این پول یارانه ی طبقه متوسط و کارگر بود که در گرداب رانت ناپدید شد. این یعنی سهم مردم از ثروت ملی به جیب خریداران رانت رفته. این سخن در حقیقت اعتراف به سرقت سازمان یافته است. اعترافی که بیش از هر چیز حکم مجوز رسمی برای تأیید یک واقعیت تلخ را دارد: که هر کس دلار ۲۸۵۰۰ تومانی را از ما گرفت ؛ خورد و پس نداد. مردم برای همین هاست که عصبانی اند و داد می زنند. ترمیم این زخم عمیق بر پیکرهی اقتصاد ملی مطالبه ی به حق این مردم است. این پول حق مردم است نه هدیهای برای سوء استفاده کنندگان و گردن کلفتان اقتصادی.
مخاطب گرامی، ارسال نظر پیشنهاد و انتقاد نسبت به خبر فوق در بخش ثبت دیدگاه، موجب امتنان است.
ع