به گزارش اقتصاددان به نقل از دنیای اقتصاد ، پیوند ایران و ونزوئلا در ابتدا بر اساس منافع انرژی و نفتی شکل گرفت؛ اما با گذشت زمان، این رابطه به یک همگرایی استراتژیک در برابر فشارهای غرب و بهویژه ایالات متحده آمریکا تبدیل شد. در عین حال، تحلیلهای اخیر نشان میدهد که سقوط یا دستگیری مادورو میتواند پیامدهای گستردهای برای همپوشانی استراتژیک ایران داشته باشد و درسهایی حیاتی برای مدیریت داخلی، جلوگیری از فشارهای خارجی و حفظ ثبات اقتصادی و سیاسی کشور ارائه دهد. روابط دیپلماتیک و سیاسی رسمی ایران و ونزوئلا از اوایل دهه ۱۳۸۰ اوج گرفت. این روابط بهتدریج از یک سطح نمایندگی سیاسی ساده به همکاریهای گسترده استراتژیک ارتقا یافت. در این مسیر، دو کشور نه تنها اعلامیههای مشترک سیاسی صادر کردند، بلکه در مجامع بینالمللی مانند اوپک و سازمانهای غیرمتعهد همکاری نزدیکی داشتند. دیدارهای متقابل روسای جمهور ایران و ونزوئلا به عنوان نمادی از پیوندهای عمیق دیپلماتیک تلقی میشد. این دیدارها اغلب در شرایطی رخ میداد که فشارهای بینالمللی علیه هر دو کشور افزایش یافته بود، مثلا تحریمهای اقتصادی یا تهدیدهای سیاسی از سوی آمریکا. ایران و ونزوئلا بارها بر «حق حاکمیت ملی»، «مقابله با فشارهای اقتصادی غرب» و «همکاری در زمینه انرژی» تاکید کردهاند.
روابط اقتصادی و نفتی
اقتصاد دو کشور، بهویژه بخش نفت، محور اصلی همگرایی بوده است. تحلیلهای اقتصادی نشان میدهد که مبادلات نفتی ایران و ونزوئلا نهتنها در قالب فروش نفت، بلکه شامل انتقال فناوری، تجهیزات پالایشی و همکاریهای مالی و بانکی نیز بوده است. ونزوئلا در دوره مادورو با بحران شدید اقتصادی، کاهش تولید نفت و کمبود تجهیزات پالایشگاهی روبهرو بود و ایران با صادرات تجهیزات و سوخت پالایشگاهی به این کشور کمک کرد تا حدی بحران انرژی داخلی خود را مدیریت کند.
حجم این همکاریها به حدی بود که کارشناسان داخلی آن را نقطه استراتژیک ایران در آمریکای لاتین میدانند، بهویژه از منظر کاهش وابستگی به کانالهای اقتصادی تحت کنترل غرب. یکی دیگر از وجوه استراتژیک رابطه ایران و ونزوئلا، همکاری نظامی و امنیتی است. ایران و ونزوئلا به طور رسمی و غیررسمی تجربههایی در زمینه تبادل اطلاعات، آموزش نیروهای امنیتی و پشتیبانی تجهیزات دفاعی داشتند. هرچند این همکاریها به دلیل حساسیتهای بینالمللی محدود شده بود، اما به وضوح یک پیام مقاومت در برابر فشارهای آمریکا و متحدانش ارسال میکرد.
محورهای اشتراک ایران و ونزوئلا را بر اساس ساختارهای سیاسی، اقتصادی و اجتماعی در چند دسته میتوان برجسته کرد:
– وابستگی اقتصادی به نفت و انرژی: هر دو کشور اقتصاد خود را عمدتا بر پایه نفت ساختهاند و وابستگی به این منبع باعث آسیبپذیری آنها در برابر نوسانات بازار جهانی و تحریمها شده است.
– فشارهای بینالمللی و تحریمها: ایران و ونزوئلا هر دو با تحریمهای شدید آمریکا مواجه بودهاند و این فشارها عملا بخشی از سیاست خارجی ایالات متحده را تشکیل میدهد.
– مدیریت متمرکز قدرت: ساختارهای سیاسی ایران و ونزوئلا به گونهای است که بخشهای تصمیمگیری کلان در اختیار نهادهای مرکزی قرار دارد و این مساله انعطافپذیری کمتر در برابر بحرانها را نشان میدهد.
– مواجهه با بحرانهای داخلی: هر دو کشور تجربه اعتراضات داخلی، بحران اقتصادی و چالشهای اجتماعی داشتهاند که نشان میدهد فشار همزمان از داخل و خارج میتواند آثار مخرب اقتصادی و سیاسی داشته باشد. این اشتراکات باعث شده است تحلیلگران هشدار دهند که تجربه ونزوئلا برای ایران یک «هشدار استراتژیک» است و البته نه یک سناریوی محتوم.
با وجود اشتراکات، تحلیلهای اقتصادی و سیاسی نشان میدهد که تفاوتهای بنیادین، ایران را از ابتلا به وضعیتی مشابه ونزوئلا باز میدارد:
– تنوع اقتصادی بیشتر ایران: هرچند نفت بخش بزرگی از اقتصاد ایران را تشکیل میدهد، اما ایران بخشهای صنعتی، پتروشیمی، معدنی و خدماتی گستردهای دارد که کمک میکند اقتصاد کشور نسبت به تکمحوری نفتی مقاومتر باشد.
– قدرت سیاسی و نهادی متفاوت: ایران دارای نهادهای قویتر و ساختارهای قانونگذاری و نظارتی مستقل است که در ونزوئلا ضعیف یا تحت کنترل کامل دولت قرار دارد.
– تنوع جمعیتی و سیاسی: ایران دارای طیف گستردهای از گروههای سیاسی، اجتماعی و فرهنگی است که امکان تعادل و چانهزنی سیاسی داخلی را فراهم میآورد، برخلاف ونزوئلا که در بحران، اکثر نهادها زیر فشار قرار گرفتند.
– تجربه طولانی در مواجهه با تحریمها: ایران از دهه ۱۳۶۰ با تحریمهای اقتصادی مواجه بوده و توانسته سیاستها و شبکههای اقتصادی جایگزین ایجاد کند. این تفاوتها نشان میدهد که ایران ماهیتا خطر فروپاشی مشابه ونزوئلا را ندارد، اما عدم مدیریت صحیح میتواند آسیبپذیریها را افزایش دهد.
نگاه آمریکا و پیامدهای بینالمللی سقوط مادورو
با سقوط یا دستگیری مادورو، تحلیلگران داخلی و خارجی توافق دارند که ایالات متحده و متحدانش در شکلگیری تغییر ساختاری در ونزوئلا نقش کلیدی داشتهاند. این موضوع نشان میدهد که فشارهای اقتصادی و تحریمها کافی نیستند؛ مداخله مستقیم نظامی و سیاسی ممکن است در دستور کار باشد. سقوط متحدان ایران میتواند پیامدهایی برای همپوشانی استراتژیک، دیپلماسی و روابط اقتصادی ایران داشته باشد. ایجاد تغییرات ساختاری در کشورهای تحت فشار میتواند الگویی برای سایر بازیگران جهانی باشد و ایران باید پیشبینیهای راهبردی برای مقابله با چنین سناریوهایی داشته باشد.
مخاطرات و درسها
تجربههای ونزوئلا نشان میدهد که انباشت بحرانهای اقتصادی، فشار خارجی و مدیریت ناکارآمد میتواند به فروپاشی سیاسی و اجتماعی منجر شود. برای ایران، درسها شامل موارد زیر است:
– کاهش وابستگی اقتصادی به نفت و گسترش اقتصاد داخلی: توسعه صنعتی، کشاورزی و فناوریهای نوین باید در اولویت قرار گیرد.
– تقویت نهادهای قانونی و نهادی: تقویت قوه قضائیه و رفع کانونهای احتمالی نفوذ در مجلس و نهادهای نظارتی میتواند جلوی فساد را بگیرد.
– مدیریت فشارهای بینالمللی: ایجاد شبکههای تجاری و دیپلماتیک جایگزین، کاهش آسیبپذیری در برابر تحریمها و جلوگیری از مداخله مستقیم خارجی.
– تقویت انسجام اجتماعی و سیاسی: ایجاد کانالهای شفاف برای بیان اعتراضات و مشارکت اجتماعی به کاهش فشارهای داخلی کمک میکند. حمایت مردم، قطعا مهمترین رکن حفظ نظام جمهوری اسلامی خواهد بود.
بر اساس تحلیل منابع داخلی و خارجی، توصیههای راهبردی برای جلوگیری از تجربه مشابه ونزوئلا عبارتاند از:
– تنوعبخشی به اقتصاد و سرمایهگذاری در فناوریهای جایگزین نفت
– تقویت شبکههای بانکی و تجاری مستقل از غرب
– ایجاد سازوکارهای پاسخ سریع به بحرانهای اقتصادی و اجتماعی
– ارتقای شفافیت در مدیریت منابع عمومی و بودجهای
– تقویت دیپلماسی منطقهای و جهانی با هدف کاهش فشار خارجی
– آموزش و فرهنگسازی عمومی در زمینه اهمیت انسجام ملی و مشارکت اجتماعی
بیتردید ایران، ونزوئلا نیست و باید مسیر متفاوتی را طی کند. با بررسی دقیق روابط ایران و ونزوئلا، اشتراکات و تفاوتها، و همچنین تحلیل سقوط مادورو و پیامدهای آن، میتوان نتیجه گرفت که تجربه ونزوئلا یک هشدار استراتژیک است، نه یک سناریوی محتوم. ایران با مدیریت درست اقتصادی، تقویت نهادها و شبکههای دیپلماتیک و اقتصادی، میتواند از بحرانهای مشابه جلوگیری کند. روابط ایران و ونزوئلا، به عنوان نمونهای از همگرایی استراتژیک، باید با تحلیل دقیق فرصتها و تهدیدها حفظ شود، بدون آنکه کشور را به مسیر آسیبپذیری مشابه سوق دهد. به بیان دیگر، ایران میتواند از ونزوئلا درسهای اساسی را بگیرد، اما مسیر تاریخی و نهادی آن ماهیتا متفاوت است. مدیریت هوشمندانه، تنوع اقتصادی و دیپلماسی فعال میتواند جمهوری اسلامی را در برابر فشارهای خارجی و داخلی مقاوم نگه دارد و تجربه ونزوئلا را به یک «درس» تبدیل کند، نه یک سرنوشت محتوم.
مخاطب گرامی، ارسال نظر پیشنهاد و انتقاد نسبت به خبر فوق در بخش ثبت دیدگاه، موجب امتنان است.
ع