برج میلاد؛ از نماد توسعه تا نشانه ورشکستگی مدیریت شهری

محسن وثوقی عضو شورای سردبیری با درج یادداشتی در اقتصاددان نوشت : در هر نظام شهری، «نماد توسعه» باید نشانه‌ای از خوداتکایی، نوآوری و بهره‌وری اقتصادی باشد. سازه‌هایی چون برج ایفل در پاریس، پتروناس در کوالالامپور، و سی‌ان تاور در تورنتو، نه‌تنها نشانه‌ی هویت شهری‌اند، بلکه بخش قابل‌توجهی از درآمد پایدار شهر را تأمین می‌کنند. این سازه‌ها به مرور به برند گردشگری و فرهنگی شهر بدل شده‌اند؛ درآمدزا، شفاف، و مستقل از بودجه‌ی عمومی.

اما برج میلاد تهران، که در آغاز وعده داده شده بود «مرکز ارتباطات، فناوری، فرهنگ و گردشگری پایتخت» باشد، امروز به نقطه‌ای معکوس از آن مسیر تبدیل شده است: نمادی از وابستگی، فرسایش مالی و بحران حکمرانی شهری.

طبق قانون بودجه‌ی سال ۱۴۰۴، مجموع مصارف شرکت برج میلاد تهران ۱۲۱۹ میلیارد تومان برآورد شده است. از این رقم، تنها ۴۳۹ میلیارد تومان از محل منابع داخلی شرکت تأمین می‌شود و ۷۸۰ میلیارد تومان — معادل ۶۴ درصد کل بودجه — کمک مستقیم شهرداری تهران است.
به بیان ساده‌تر، شهرداری زاکانی امسال بیش از دو سوم هزینه‌ی این سازه را از جیب مردم تهران می‌پردازد؛ مردمی که هم‌زمان با افزایش عوارض نوسازی، بهای خدمات شهری، کرایه تاکسی و اتوبوس، و رکود پروژه‌های حمل‌ونقل عمومی مواجه‌اند.

اگر برج میلاد را شرکتی اقتصادی فرض کنیم، معنای این ارقام ساده است: زیان‌دهی مزمن.شرکت برج میلاد حتی هزینه‌های جاری خود را پوشش نمی‌دهد، چه رسد به سرمایه‌گذاری توسعه‌ای.

در طرح اولیه‌ی برج میلاد، پیش‌بینی شده بود که درآمدهای پایدار از پنج مسیر تأمین شود:
۱. گردشگری،
۲. رویدادهای فرهنگی و هنری،
۳. تبلیغات محیطی و برندینگ شهری،
۴. بهره‌برداری تجاری از فضاهای پیرامونی،
۵. خدمات فناوری ارتباطات.

اما امروز هیچ‌یک از این مسیرها سهم چشمگیری در بودجه ندارند. سالن همایش‌ها خالی است، بهره‌برداری از فضای پیرامونی بدون طرح جامع مانده، و ظرفیت گردشگری آن در رقابت با مراکز تجاری شمال شهر تقریباً از بین رفته است.

در همین حال، شهردار تهران اخیراً با صدور دستور مستقیم، برگزاری هرگونه کنسرت و برنامه‌ی موسیقایی در سالن همایش‌های برج میلاد را تا پایان سال ممنوع کرده است. این تصمیم نه‌تنها یکی از معدود منابع درآمدی پایدار برج را متوقف کرده، بلکه زخمی تازه بر چهره‌ی فرهنگی این سازه زده است.
برج میلاد که می‌توانست نقطه‌ی تلاقی فرهنگ و گردشگری باشد، اکنون به بنایی خاموش و محدود بدل شده است.

در حالی‌که برج پتروناس مالزی سالانه بیش از ۸۰ میلیون دلار درآمد مستقیم از گردشگری و تبلیغات دارد، برج میلاد در پایتخت ایران، با محدودیت‌های اداری و تصمیمات غیرکارشناسی، به تدریج از عرصه‌ی فرهنگ و اقتصاد کنار گذاشته می‌شود.

در دوره‌ی کنونی مدیریت شهری، شعار «خودکفایی شهرداری» بارها تکرار شده است، اما ساختار بودجه‌ی امسال نشان می‌دهد که حتی در پروژه‌های نمادین نیز وابستگی به منابع عمومی نه‌تنها کاهش نیافته بلکه افزایش یافته است.
برج میلاد به جای آن‌که الگویی برای درآمدزایی از دارایی‌های شهری باشد، به نماد مصرف منابع شهری تبدیل شده است. در همین حال، پروژه‌های حیاتی چون مترو، حمل‌ونقل پاک، و نوسازی بافت‌های فرسوده به کمبود منابع مالی گرفتارند.

شهرداری تهران اگر صادقانه به دنبال عدالت شهری است، باید بپرسد:
آیا اختصاص ۷۸۰ میلیارد تومان به سازه‌ای تزیینی، در شهری که مردمش در محلات جنوبی با کمبود خدمات اولیه مواجه‌اند، توجیه اخلاقی و مدیریتی دارد؟

در تجربه‌ی جهانی، مدیریت برج‌های شهری تابع سه اصل است:

استقلال مالی و شفافیت بودجه‌ای،
تنوع درآمدی و مشارکت بخش خصوصی،
کارکرد فرهنگی و گردشگری بین‌المللی.

اما در تهران، نه شفافیت وجود دارد، نه پاسخگویی عمومی، نه امکان مشارکت واقعی بخش خصوصی. نتیجه آن است که برج میلاد به‌جای آن‌که در ترازوی توسعه قرار گیرد، در ترازوی ناکارآمدی ایستاده است.

برج میلاد قرار بود نشانه‌ی طلوع تهران نوین باشد؛ اما امروز، تصویری از فرسودگی مالی و مدیریتی پایتخت است.
شهرداری تهران اگر می‌خواهد به مردمش پاسخ دهد، باید از همین‌جا آغاز کند:
چرا سازه‌ای که باید مولد درآمد باشد، به مصرف‌کننده‌ی بودجه‌ی عمومی تبدیل شده است؟
و چرا در شهری با چنین بحران‌های مالی، هنوز سیاست نمایش نمادین توسعه، بر مدیریت واقعی منابع اولویت دارد؟

شاید زمان آن رسیده که تهران، به‌جای ارتفاع، به عمق بیندیشد؛ به عمق عدالت، شفافیت و پاسخگویی.

مخاطب گرامی، ارسال نظر پیشنهاد و انتقاد نسبت به خبر فوق در بخش ثبت دیدگاه، موجب امتنان است.

 

ع

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

20 + هفده =