احزاب خاموش، مجلس غایب و خیابان بی‌صاحب

محسن وثوقی عضو شورای سردبیری با درج یادداشتی در اقتصاددان نوشت :هشدار یک فعال رسانه‌ای: وقتی نهادهای مدعی نمایندگی سکوت می‌کنند، مردم تنها می‌مانند و خیابان‌ها میدان بی‌قانونی می‌شود.

 

این روزها، بیش از هر زمان دیگری، ادعای من درباره «نبود حزب سیاسی به معنای واقعی کلمه در ایران» عینیت عریان‌تری یافته است.

خطاب من روشن، مستقیم و بی‌پرده است:
احزاب مدعی اصلاح، عدالت، مردم‌گرایی و توسعه کجا هستند؟
سازمان‌های مردم‌نهادِ پرشمارِ ثبت‌شده دقیقاً چه می‌کنند؟
خانهٔ کارگر، اتحادیه‌های صنفی، مجامع امور اصناف و بازاریان چرا غایب‌اند؟
و چرا رؤسای این تشکل‌ها، در لحظه‌ای که جامعه بیش از هر زمان دیگر به عقلانیت جمعی نیاز دارد، سکوت را بر مسئولیت ترجیح داده‌اند؟

در کشوری که حزب واقعی وجود داشته باشد، اعتراض «بی‌سر» نمی‌شود.
در جامعه‌ای که نهاد صنفی مستقل و مؤثر دارد، خیابان رها نمی‌شود.
و در نظامی که تشکل‌های مدنی زنده و پاسخ‌گو هستند، مطالبات مردم به خشونت، اختشاش و میدان سوءاستفاده نمی‌غلتد.

اما امروز، میدان اعتراض بی‌صاحب است؛
نه به این دلیل که مردم مطالبه ندارند،
بلکه چون نهادهایی که باید میان مردم و حاکمیت بایستند،
یا تزیینی‌اند،
یا وابسته،
یا مرعوب،
و یا عملاً از کارکرد تهی شده‌اند.

این بی‌صاحبیِ خطرناک، نه تصادفی است و نه ناگهانی؛
حاصل سال‌ها تضعیف نهادهای واسط، بی‌اثر کردن تشکل‌ها، و تقلیل «نمایندگی» به امتیاز سیاسی است.

مسئولیت خون‌هایی که ممکن است ریخته شود،
تنها بر دوش نیروهای امنیتی یا معترضان خشمگین نیست؛
سهم بزرگی از این مسئولیت، متوجه احزاب خاموش،
تشکل‌های بی‌عمل،
و رهبران صنفی‌ای است که سال‌ها از «نمایندگی مردم» سخن گفتند،
اما در لحظه‌ی خطر، مردم را تنها گذاشتند.

مدیریت اعتراض، کار باتوم و گلوله نیست؛
کار حزب است،
کار اتحادیه است،
کار تشکل صنفیِ مستقل و پاسخ‌گوست.

وقتی این نهادها میدان را خالی می‌کنند،
اختشاش‌گر میدان‌دار می‌شود
و هزینه را شهروند عادی، زندگی روزمره و امنیت اجتماعی می‌پردازد.

و در پایان، پرسشی بنیادین و گریزناپذیر باقی می‌ماند:
وظیفه‌ی نماینده‌ی مجلس دقیقاً در چنین لحظه‌ای چیست؟

اگر نماینده، نماینده‌ی واقعی مردم است،
چرا امروز حتی یک نماینده در کف میدان اعتراضات دیده نمی‌شود؟
چرا هیچ‌کدام برای گفت‌وگو، آرام‌سازی، هدایت عقلایی مطالبات و کنترل خشم اجتماعی پیش‌قدم نیستند؟
چرا موکلان خود را نه می‌بینند، نه می‌شنوند و نه نمایندگی می‌کنند؟

نماینده‌ای که فقط در موسم انتخابات به یاد مردم می‌افتد،
نماینده نیست؛
کارگزار قدرت است.

نماینده‌ی واقعی، در روز بحران،
در کنار مردم می‌ایستد،
میانجی می‌شود،
اعتراض را به مطالبه‌ی قابل پیگیری تبدیل می‌کند
و اجازه نمی‌دهد خیابان به میدان بی‌قانونی، خشونت و فروپاشی اجتماعی بدل شود.

این‌که امروز مجلس عملاً تماشاگر است،
نه نشانه‌ی اقتدار،
بلکه علامت گسست عمیق نمایندگی سیاسی در کشور است.

نبود حزب، نبود تشکل، و غیبت نماینده در میدان اعتراض، یعنی فروپاشی عقلانیت در لحظه‌ی بحران.

مخاطب گرامی، ارسال نظر پیشنهاد و انتقاد نسبت به خبر فوق در بخش ثبت دیدگاه، موجب امتنان است.

 

ع

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

7 − 6 =